|     |     |  EN |   AR   

نعیم بن مسعود

نعیم بن مسعود

نُعَیم بن مَسْعُود بن عامِر بن اَشْجَعِیاَبوسُفیان درحالی‌ که مغرورانه میدانِ جنگ اُحُد را تَرْک می‌نمود با صدای بلند رزمندگانِ اسلام را مخاطب قرارداده و‌گفت : وَعْدَه ما سالِ آینده در بَدْر الصَّفراء ! مسلمانان نیز در اجرای دستورِ رسول خدا(ص) به او پاسخ دادند : آری قرارِ ما و شما همین باشد .یک سال ...

  • ۱۶:۱۲ ۱۳۹۸/۱۲/۲۰
نُعَیم بن مَسْعُود بن عامِر بن اَشْجَعِی
اَبوسُفیان درحالی‌ که مغرورانه میدانِ جنگ اُحُد را تَرْک می‌نمود با صدای بلند رزمندگانِ اسلام را مخاطب قرارداده و‌گفت : وَعْدَه ما سالِ آینده در بَدْر الصَّفراء ! مسلمانان نیز در اجرای دستورِ رسول خدا(ص) به او پاسخ دادند : آری قرارِ ما و شما همین باشد .
یک سال بعد ، نُعَیم بن مَسْعُود که تا آن زمان اسلام نیاورده بود در قِبالِ وعده دریافتِ بیست شتر از اَبوسُفیان و تضمینِ آن توسّطِ سُهَیل بن عَمْرو ، تطمیع شده و جهتِ مرعوب ساختنِ مسلمانان ، شتابان مکّه را بسوی مدینه تَرْک نموده و خدمتِ پیامبر  خدا(ص) رسید . وی با بزرگ‌نمائی سپاهِ قُرَیش و انبوه جِلوِه‌دادنِ سلاح و تجهیزاتِ آنان ، سعی می‌کرد آن‌حضرت را از حرکت به سَمْتِ بَدْر الصَّفراء باز دارد . عِدَّه‌ای از اصحاب نیز باتوجّه به تلفات ، ضایعات و خساراتی که در غَزْوَه اُحُد دیده بودند ، ابرازِ تمایلی به حرکت از مدینه بسوی بَدْر الصَّفراء نشان نمی دادند .
ایشان در پاسخ به اظهاراتِ نُعَیمْ و عکس‌العملِ منفی بعضی از مسلمانان فرمودند :
سوگند به آن که جانم در دستِ اوست حَتّی اگر یک نفر هم نیاید ، خودم یکَّه و تنها رهسپار خواهم ‌شد .
پیامبر  خدا(ص) عَبْدالله بن عَبْدالله بن اُبَی را در مدینه جانشین تعیین‌کردند و آنگاه پرچمِ اسلام را بدستِ توانای علی (ع) سِپُرده و با هزار و پانصد نفر رزمنده مسلمان ، عازِمِ بَدْرالصَّفراء شدند . اَبوسُفیان نیز با دو هزار نفر از کفّار و مشرکین و پنجاه اسب از مکّه بیرون آمده و تا مَجَنَّه  در ناحِیه ظَهْران پیش رفتند امّا از ادامَه حرکت و رفتن به وعده‌گاهِ موردِ نَظَر خودداری نموده و از همانجا بازگشتند . مسلمانان سه روز بعد در بَدْرالصَّفْراء ماندند و پس از فروشِ مقداری کالا و انجامِ تجارتی پُرسود ، بدونِ برخورد با مشرکین به مدینه مراجعت کردند .
 نُعَیمْ نزدِ کَعْب بن اَسَد به شبانی و کارگری روزگار می‌گُذَرانید. او یک شب در نبرد خَنْدَق ، هنگامِ اِقامَه نمازهای نافله ، حضورِ پیامبر(ص) شرفیاب شده و عرض‌کرد : من اسلام آورده‌ام و کسی از آن مطّلع نیست لِذا آماده‌ام هر مأموریتی را که مصلحت بدانید انجام دهم .
رسول خدا(ص) فرمودند : تو در بینِ مسلمانان ، بیش از یک نفر نیستی . اگر می‌توانی ، شَرِّ دشمنان را از سَرِ نیروهای اسلام دور ساز تا ما را رها ساخته و درگیرِ یکدیگر شوند !
نُعَیمْ پذیرفت و به‌همین‌منظور نزدِ بَنی قُرَیظَه که به تازگی عَهْدِ خود با مسلمانان را جهتِ اتّحاد با قُرَیش مُلغَی کرده بودند ، رفته و اظهار داشت : می‌دانیدکه من دوستِ صمیمی یهودیان بوده و رابطه‌ای با مسلمانان ندارم . آنان سخنِ وی را تأیید کردند . نُعَیمْ افزود : قُرَیش و بَنی غَطَفان در این مِنْطَقَه هیچ دلبستگی و خانَه و کاشانه‌ای ندارند و در صورتِ شکست خوردن ، مدینه را تَرْک کرده و شما می‌مانید و خانواده‌هایتان ، اموال ، مَواشی و مُقابلَه با نیروهای اسلام . خودتان خوب می‌دانید که قدرتِ رویاروئی با مسلمانان را ندارید ولِذا برای اینکه فریب نخورده و از دیارتان آواره نشوید ، از قُرَیش بخواهید : اگر واقعاً معتقدند که تا پایان با شما هستند ،برای اطمینان ، چند نفر از سرانِ خود را نزدِ شما گروگان بگذارند . بَنی قُرَیظَه گفتند حقّ بانُعَیمْ است .
نُعَیمْ پس‌از تَرْکِ بَنی قُرَیظَه ، بطور جداگانه به دیدارِ سرانِ قُرَیش و هم‌پیمانِ دیگرشان غَطَفان شتافته وگفت : بَنی قُرَیظَه از عَهْدشکنی با مسلمین پشیمان گشته و می‌خواهند مجدّداً با آنان متّحِد شوند لِذا برای اثباتِ صداقتِ خود ،در نظر دارند چند نفر از سرانِ شما را گروگان گرفته و به محمّد(ص) تحویل دهندو آن‌ حضرت نیز پیشنهادِ آنان را پذیرفته است ...... .
روزِ بعد رُؤَسای قُرَیش و غَطَفان با مردانِ بَنی قُرَیظَه دیدار و از آنان خواستند به جنگ پرداخته و کارِ مسلمین را یکْسَرَه کنند . بَنی قُرَیظَه بلافاصِلَه پیشنهادِروزِ قبلِ نُعَیمْ را از جانبِ خودشان مطرح‌ نمودند . مردانِ قُرَیش و غَطَفان پس‌از شنیدنِ نظراتِ جدیدِ بَنی قُرَیظَه ، مُطمئِن شدند که اظهاراتِ نُعَیم بن مَسْعُود صحیح بوده و آنها از پیمان‌شکنی با رسول‌خدا(ص) نادم‌اند و قصدِ بازگشت بسوی مسلمین و تجدیدِ پیمانِ گذشته را دارند ...... .
صحبت‌های نُعَیمْ موجبِ اختلاف و شکاف بینِ دشمنانِ اسلام و فروپاشی اتّحاد و پشتیبانی آنان از یکدیگر شد . شرایطِ سختِ جَوّیشامِلِ سرما ، باد و طوفانِ شدید نیز مزید بر علّت گشته فلِذا موضوعِ جنگ با مسلمانان بطورِ کامل منتفی گردید . رجوع به غَزْوَه خَنْدَق
نُعَیمْ از قومِ اَشْجَعْ بوده و با شرکت در فَتْحِ مکّه ، پرچمِ‌ آنان را حَمْل می‌کرد . ایشان قبل از شروعِ غَزْوَه تَبوک نیز عازِمِ مَحَلِّ سکونتِ قومِ خود گردیدهو آنها را به کمک و شرکت در غَزْوَه مذکور تشویق و دعوت نمود .
نُعَیم بن مَسْعُود سال‌های اَواخِرِ عُمْرش را با سُکْنی‌گزیدن در مدینه سپری کرده و به سال 30 هجری ، همزمان با خِلافتِ عُثْمان درگذشت . طِبقِ روایتی دیگر نُعَیمْ تا زمانِ جنگ جَمَلْ حیات داشته است .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 297 .
2-  همان ، ج 1 ، ص 387 و 388 .
3- مَجَنَّة ، دو روز تا مکّة فاصِلَه دارد . طبقات واقدی ، ج2 ، ص 58 – 57 ، مُتَرْجَم –  سیرَةِ نَبَویَّةِ اِبن هِشام ،  ج2 ، ص 141 – 140 ، مُتَرْجَم .
4- مغازی واقدی ، ج1، ص480 الی484 – تاریخ طَبَری ، ج2 ، ص242 و 243– سیرَةِ نَبَویَّة ، ج2 ، ص 158- 155 ، مُتَرْجَم .