نُبَیه بن حَجّاج بن عامِر بن حُذَیفَه بن سُعَید سَهْمی
نُبَیهْ جُزْوِ طایفَه بَنی سَهْمْ از قَبیلَه قُرَیش است . او همانندِ برادرش : مُنَبِّه ، از زَنادِقَه بود .
پساز انعقادِ پیمان حِلفالفُضُول که میانِ چند طایفَه از قُرَیش و برای کمک به ستمدیدگان و اِحقاق حقِّ مظلومان منعقدگردیده بود، نُبَیهْ دختری را قهراً تصاحبکرد ولکن به موجبِ این پیمان از وی پسگرفته شد .
او و برادرش : مُنَبِّه ، از سرسختترین دشمنان و آزاردهندگانِ رسول خدا(ص) بودند . نُبَیه ْضِمنِ اِسائَه ادب به محضرِ آن وجودِ شریف ،از ایشان میپرسید : چرا تو را به رسالت برگزیدهاند ؟چرا فرشتهای برای تأییدِ گفتارت نازل نمیشود ...... ؟ وی مانندِ برادرش : مُنَبِّه ، آنجناب را دیوانه تعلیمیافته (مُعَلَّم مجنون)خِطاب میکرد و مصرّانه از اَبوطالب میخواست که جلوی پیامبر اکرم(ص) را گرفته و یا آنحضرت را به قُرَیش تحویل دهد تا از پای درآورند.
اِبن حَجّاج ضِمنِ اِتمامِ حجّت با رسول خدا(ص) و تلاش جهتِ بازداشتنِ ایشان از تبلیغِ آئینِ جدید و بیاحترامی به بُتْها ، سرانجام در جَلَسَه دارالنَّدْوَه ، برای اتّخاذِ چاره نهایی دربارَه آنحضرت و آئینِ جدید شرکت کرد ...
او برای اجرای تصمیمِ شومِ اتّخاذ شده در دارالنَّدْوَه مبنی برکُشتنِ آنجناب ، به هنگامِ فرا رسیدنِ شبِ مَعْهُود که بعدها لَیلَه المَبیت نامیده شد ، همراه با نیروهای قُرَیش ، بَیتِ حضرت محمّد(ص) را اِحاطَه نموده و تردُّدها را کنترل میکردند .
نُبَیهْ جُزْوِ کسانی بود که با شرکتِ فَعّال و تقبّلِ بخشی از هزینههای کُفّار و مشرکین در غَزْوَه بَدْرْ ، نهایتاً باتّفاقِ برادرش : مُنَبِّه ، توسّطِ رزمندگانِ اسلام کُشته شدند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 151 .