نابِغَه ذُبْیانی - زیاد بن مُعاویه بن ضِباب بن جَناب ... سَعْد بن قَیس بن عَیلان بن مُضَرْ -اَبواُمامَه -اَبو ثُمامَه
نابِغَه از قَبیلَه بَنی ذُبْیان بوده که در حِجاز سکونت داشتند .صاحبانِ تذکرهها باتّفاق و با نقلِ روایاتِ گوناگون، وی را از اَعاظِمِ شاعرانِ جاهلیت و برترین شاعرِ عَرَبدانستهاند .
در بازار عُکاظ ، هَمَهساله قُبَّهای از پوستِ سرخ جهتِ نابِغَهبر میافراشتند و شُعرای آن زمان مانندِ اَعْشَی ، حَسّان بن ثابت و ... گردِ او جمع آمده و اَشعارِ خود را عرضه و از او داوری میطلبیدند . اینچُنین افتخاری نصیبِ هیچیک از شاعرانِ دورانِ جاهلیت نگردیده است .
سادگی و روانی اَشعارِ نابِغَه به گونهای مقبولِ طبع بود که اکثرِ سُرُودههایش ضربالمثل شده و شاعرانِ دیگر نیز به اَشعارِ ایشان استشهاد جُستهاند .
اِشتهارِ وی به نابِغَه ، معلولِ نبوغِ فوقالعاده در سَرایش و آگاهی از فنونِ گوناگونِ شعری ، علیالخصوص همزمان با ایامِ کهولت و سالهای پایانِ حیاتش میباشد .
نابِغَه ذُبْیانی که از اصحاب مُعَلَّقات عَشْر و صاحبِ قَصیدَه دالیه است ،به درگاهِ ملوک حیرَه راه یافت و اَبو قابوس :نُعْمان بن مُنْذِر را مَدْح کرده و نزدِ پادشاه به مَقامی بس رفیع و منزلتی حسادتبرانگیز نائِل گردید بهگونهایکه در ظروفِ طلا و نُقْرَه غذا میخورد و ........ .او به همین علّت با سِعایتِ حاسدی از نزدیکان ، در ارتباط باقَصیدَهای که گفته شده در توصیفِ مُتَجَرِّدَه : همسرِ نُعْمان ، سُرُود ، موردِ سوءِظَنّ ، خشم و غَضَبِ پادشاه قرار گرفته تا حدّی که قصدِ کُشتنِ وی را کردند . نابِغَه سرانجام متواری شده و نزدِ ملوک غَسّان که از رقبایملوک حیرَه بودند پناه جُسته و پس از چندی با اِرائَه قَصیدَهای، از نُعْمان پوزش خواست و مجدّداً به حیرَه بازگشته و مرتبه پیشینِ خود را بدست آوَرْد .
نابِغَه دارای دو دختر به نامهای اُمامَه و ثُمامَه بود . او عُمْری طویل داشته و در سال 604 میلادی مطابق با 18 سال پیش از هجرت فوت کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران