مُنَبِّه بن حَجّاج بن عامِر بن حُذَیفَه بن سُعَیدْ سَهْمی
مُنَبِّه جُزْوِ طایفَه بَنی سَهْم و از قَبیلَه قُرَیش میباشد که نامش در فهرستِ زَنادِقَه ثبت است .
او یکی از آزاردهندگانِ رسول خدا(ص) بوده و با وقاحتِ تمام خِطاب به آنحضرت میگفت : آیا خداوند کسی جُز تو را برای رسالت پیدا نکرد !؟ در مکّه بزرگسال تر و ثروتمندتر از تو هم بود . اگر راست میگویی ، لااقلّ فرشتهای بیاور که بر حقّانیتِ آئینِ جدیدت گواه باشد !
مُنَبِّه مدّعی بود که محمّد(ص) این سخنان را از کسی یاد میگیردو لِذا آنحضرت را مُعَلَّمِ مجنون (دیوانه تعلیمیافته) مینامید .
وی باتّفاقِ سرانِ قُرَیش ، مصرّانه از اَبوطالب میخواست که اگر میتواند ، جلوی برادرزادهاش : محمّد بن عَبْدالله(ص) ، را بگیرد وگرنه آن حضرت را با یکی از جوانانِ قوی و زیبای قُرَیش به نامِعُمارَه بن وَ لید بن مُغَیرَه تعویض کند تا ایشان را از بین ببرند . اَبوطالب ضِمنِ ناشایست خواندنِ تقاضای آنان ، همانندِگذشته بر حمایت و پشتیبانی خود از پیامبر (ص)تأکید میورزید .
هنگامیکه مُنَبِّه و یارانش از اَبوطالب ناامید شدند ، رسول خاتم (ص) را به پُشتِ دیوارِ خانَه کَعْبَه فراخوانده تا ضِمنِ اِتمامِ حجّت ،از ایشان بخواهند دست از آئینِ خود بردارد و در عِوَض ، هرگونه کمکِ مالی ، موقعیت و مَناصِبِ عالی و حتّی ریاستِ قبایلی را که تمایل دارد ، اختیار کند .
پیغمبر اکرم(ص) در پاسخِ آنان ، بدونِ هیچ چشمداشتی ، خود را مجری اَوامرِ خداوندِ سبحان و ارشادکننده انسانها معرّفی فرمودند .آنان در پایان گفتند : لااقلّ برای خودت ، از خداوند چیزی تقاضا کن !
آن حضرت کماکان بر اجرای رسالتِ خویش تأکید ورزیده و از جمعِ آنها جدا شدند .
سازشناپذیری نبی اکرم(ص) و تَأکیداتشان بر اجرای فرمانِ خداوند و استقرارِ آئینِ اسلام از یکسو و اِصرارِ کُفّار و مشرکینِ قُرَیش جهتِ حفظ و تداومِ رفتار، روش و سنّتهای زشت و منحَطِّ دورانِ جاهلیت از سوی دیگر و همچُنین دلواپس بودنِ آنان از هجرتِ ایشان به مدینه و تشکیلِ قدرتمندترین پایگاهِ اسلام در آن شهر ، دشمنانِ اسلام را به شومترین تصمیم رسانده و سرانجام مُنَبِّه و سایرِ سرانِ مشرکین در دارالنَّدْوَه اجتماع کردند و ضِمنِ بررسی راههای مُبارَزَه با آنحضرت و آئینِ اسلام ، در نهایت پیشنهادِ اَبو جَهْلْ مبنی بر قتلِ ایشان توسّطِ نمایندگانِ کلیه قبایل ، موردِ تصویبِ شرکتکنندگانِ حاضر در جَلَسَه قرار گرفت .
مُنَبِّه و یارانش در شبِ اجرای این تصمیم که بعدها لَیلَه المَبیت نامیده شد ، اطرافِ بَیتِ پیامبر اسلام(ص) را اِحاطَه کرده و تا صبح به پاسداری ، مراقبت و کنترلِ ورود و خروج از آن مَحَلّ پرداختند .
مُنَبِّه جُزْوِ مُطْعِمین و ثروتمندانی بود که با شرکتِ فَعّال در غَزْوَه بَدْرْ و تَقَبُّلِ بخشی از هزینههای کُفّار و مشرکین ، سرانجام باتّفاقِ برادرش نُبَیهْ و عِدَّهای دیگر از سرانِ قُرَیش ، توسّطِ رزمندگانِ اسلام کُشته شدند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- زَنادِقَة : مانویان را گویند .
2- مغازی واقدی ، ج1، ص 144، 128 و 151.