مُعَتِّب بن قُشَیر بن ضُبَیعَه بن زَید بن مالِک بن عَوف بن عَمْرو بن عَوف بن مالِک بن اَوس
پایانِ کارِ حَفْرِ خَنْدَق و افزایشِ آمادگی رزمندگانِ اسلام ازیکسو و فرا رسیدن و استقرار نیروهای مشرکین در اطرافِ مدینه از سوی دیگر ، نشانگرِآغاز غَزْوَه خَنْدَق بود و این امر موجب می شد که خانوادههای رزمندگانِ اسلام بتدریج ، از حضورِ منافقین در شهر و اِحتمالِ حَمْلَه ، صَدَمه و یا هرگونه آسیب رسانی از جانبِ آنان ، احساسِ خَطَرِ بیشتری نمایند .
عَهْدشکنی یهودیانِ بَنی قُرَیظَه با مسلمانان در لَحْظَه حسّاسِ آستانه شروعِ جنگ ، گرفتاری و دلواپسی خانوادهها را که از داخل و خارجِ مدینه تهدید میشدند ، فُزونی بخشیده و به اوج رسانید .
در چُنین شرایطی ، نفاقِ آن گروه از منافقین و طرفدارانشان که در بینِ نیروهای اسلام حضور داشتند ، آشکارتر و شایعَهپراکنی و طعنهزدنِ آنها افزایش یافت . مُعَتِّب یکی از این منافقین بود که می گفت :
محمّد(ص) ما را نوید میداد که به گنجهای خسرو و قَیصَر میرسیمامّا امروز حَتّی جرأت نمیکنیم برای قضای حاجت ، خارج شویم . وعده خدا و رسولش(ص) چیزی جُز فریب نبود ..... !
مُعَتِّب هنگامِ تقسیمِ غنائِمِ جنگ حُنَینْ توسّطِ پیامبر خدا(ص) اظهار داشت :در بخششِ این غنائِم ، خدا منظور نیست . هنگامیکه عَبْدالله بن مَسْعُود گفتارِ وی را به سَمْعِ آنحضرت رسانید ، رنگِ چهره مبارکِ ایشان دگرگون شده و فرمودند : خدا برادرم مُوسَی (ع) را رحمت کند که بیش از این آزار دید و صبر کرد !
برای تأمینِ هزینه تجهیزاتِ سیهزار نفر از رزمندگانِ شرکتکننده در غَزْوَه تَبوک ، مسلمانان اعمّ از توانگر و نیازمند ، در حدِّ وُسْعِ خود ، کمکهایی تقدیم داشتند . منافقین ، کمکِ اَغنیاء را ریاکارانه ومَدَد و یاری مستمندان را بیحاصل توصیف مینمودند .
به عنوانِ مثال ، ثروتمندی یک هَمیانِ نُقْرَه هِدیه کرد .مُعَتِّب با اطّلاع از آن بلافاصِلَه اعلام نمود : این شخص متظاهر و ریاکار است .فقیری نیز با یک صاعِ خرما ، رزمندگان را یاری نمود . مُعَتِّب گفت : خدا به این خرما چه احتیاجی دارد !؟
در این باره ، آیات 79 و 80 سُورَه توبه نازل گردید .
79) اَلَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ فِی الصَّدَقاتِ وَالَّذینَ لا یجِدُونَ ...
79) کسانی که به مؤمنانِ صدقه دهنده طعنه میزنند و آنان را که بیشاز استطاعت خویش نمییابند (تا احسان کنند) مسخره میکنند ، خدا نیز آنان را اِسْتِهزاء کرده و عذابی دردناک خواهند داشت .
80) برای آنان استغفار کنی یا نکنی ، اگر هفتاد بار هم برایاین قبیل افرادطلبِ مغفرت کنی ، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید زیرا که خدا و رسولش(ص) را انکار کردند و خداوند مردم نافرمان راهدایت نمیکند .
مُعَتِّب جُزْوِ دوزاده نفر منافقینی است که به منظورِ ایجادِ اختلاف و کارشکنی بینِ مسلمانان ، مسجدِ ضِرار را برپا کرد . وی همراه با چهار نفر از دوستانش خدمتِ حضرت محمّد(ص) رسیده و از ایشان تقاضا داشت که به مناسبتِ برگزاری مراسمِ افتتاح ، در آن مسجد حضور یافته و اِقامَه نماز فرمایند .
نَبی مکرّم اسلام(ص) اجرای خواسته آنان را به زمانِ بازگشت ازغَزْوَه تَبوک موکول نمودند ، لکن پساز آنکه جبرئیل امین ، قصدِ اصلی بانیانِ مسجد را جهتِ آنحضرت آشکار ساخت ، رسول خاتم(ص) فوراً دستورِ انهدامِ مسجد را صادر فرمودند.
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 60 - 459 .
2- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 949.
3- هَمیان : کیسةِ پول که معمولاً به کمر میبندند .
4- صاع : در حدودِ سه کیلوگرم است .
5- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 1069 .
6- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص6 - 1045 .