مَعْبَد بن اَبی مَعْبَد خُزاعی
مَعْبَد و افرادِ قَبیلَهاَش هرچند که مُشرک بودند ، مَعَالوَصف از دوستدارانِ پیامبر خدا(ص) و مسلمین به حساب میآمدند . اَبوسُفیان و یارانش پس از شکستِ مسلمین در جنگ اُحُد ، عازِمِ مکّه شده و لکن در بینِ راه تصمیم گرفتند به مدینه بازگشته و با هجومی سنگین، باقیمانده نیروهای اسلام را نیز از بین بُرده و کارِ مسلمین را یکسره کنند .
رسول مکرّم اسلام(ص) هنگامیکه از تدبیرِ دشمن آگاه شدند، پیشدستی کرده و با تظاهر به حَمْلَه مجدّد توسّطِ کلیه مسلمانانِ شرکتکننده در جنگ اُحُد ، اَعَمّ از رزمندگانِ سالم و یا مجروح و ضِمنِ عَدَمِ پذیرشِ هیچیک از مسلمانانِ غایب از صَحْنَه اُحُددر این غَزْوَه، سریعاً به تعقیبِ دشمن پرداخته و تا حَمراءُالاَسَد پیش رفتند . نیروهای اسلام شبانگاه در مکانهای متفاوت و متعدّد ، آتش بر میافروختند تا شمارِ آنان افزون بر آنچه واقعیت داشت ، جلوهگر شود .
مَعْبَد با مُشاهَدَه رسول خدا(ص) و رزمندگانِ مجروحِ اسلام که علیرغمِ صدماتِ شدیدِ وارده به آنان در جنگ اُحُد ، با ارادهای مصمّم و استوار ، همچُنان گوش به فرمانِ خدا و رسولش(ص) عازِمِ نبرد بودند ، متعجّب گردید و ضِمنِ اِظهارِ تَأسُّفِ عمیق ، همدردی و ابلاغِ تسلیتبه مناسبتِ شهدای اسلام در غَزْوَه اُحُد ، بلافاصِلَه خود را به لشکریانِ قُرَیش رسانید و اخباری مُبالَغَهآمیز از توان و اراده شکستناپذیرِ نیروهای اسلام ، برای اَبوسُفیان و نیروهایش بازگو نمود .
مَعْبَد در همین زمینه اَشعاری سروده بود و آنرا نیز در حضورِ اَبوسُفیان قِرائَت کرد .
اَبوسُفیان و همراهانش باتوجّه به صداقتی که در مَعْبَد سراغ داشتند ، پساز شنیدنِ اَخبار و اَشعارِ ایشان ، طرحِ بازگشت و انهدامِ باقیمانده رزمندگانِ اسلام را به فراموشی سِپُرده و بدونِ اینکه متوجّه حَمْراءُالاَسَد گردند ، کماکان مسیرِ مکّه را درنوردیدند .
در این زمان کاروانِ عَبْدالقَیسْ نیز از مکّه عازِمِ مدینه بودکه بااَبوسُفیان و همراهانش مواجه شد . مردانِ عَبْقَسی با تحریک و تطمیع از سوی سرانِ قُرَیش ، همان تَرْفَند و نقشِ مَعْبَد را به نفعِ اَبوسُفیان ویارانش به عُهْدَه گرفته و در حَمْراءُالاَسَد خدمتِ آنحضرت و نیروهای اسلام رسیده و از قدرتِ بالا و اراده مصمّمِ قُرَیش ، جهتِ نابودی مسلمانان سخن گفتند . پیامبر گرامی اسلام(ص) با کمالِ آرامش فرمودند :
حَسْبُنَااللهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلْ
خداوند ما را کفایت می کند و (او) چه یاور نیکویی است . (آل عمران آیه 173)
مقایسه عکسالعملِ اَبوسُفیان در برابرِ شنیدنِ اَخبارِ مَعْبَد خُزاعیبا پاسخِ پیامبر اکرم(ص) به کاروانیانِ عَبْدالقَیسْ ، تفاوتِ آشکارِحقّ و باطل را نشان میدهد .
نقل است که آیات 172 و 173 سوره آل عمران در اینباره نازل شده است .
172) اَلَّذینَ اسْتَجَا بُواْ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا اَصَا بَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ اَحْسَنُوا ...
- آنان که دعوتِ خدا و رسولش(ص) را با وجودیکه به آنها رنج و درد رسیده بود ، اجابت کردند (اجر خواهند داشت) ، و هرکس نیکوکارتر و پرهیزکارتر باشد ، پاداشِ عظیمتر خواهد یافت .
-همان مؤمنانی که چون مردمی به آنها گفتند لشکرِ بسیاری علیه شما فراهم گشته و بترسید از انبوهِ دشمن ! بر ایمانشان افزوده شد و گفتند در مُقابِلِ هَمَه دشمنان ، تنها خدا ما را کفایت میکند و او نیکو یاوری است .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- جابِر بن عَبْدالله اَنصاری به درخواستِ پدرش : عَبْدالله ، هنگامِ نبردِ اُحُد ، سرپرستیِ خواهرانش را عُهْدَهدار گردیده بود . رسول خدا علّتِ عدمِ حضورِ جابِر را موجَّه دانسته فلِذا وی از این قاعدة مستثنی شده و اِجازَه یافت تا در غَزْوَةِ حَمراءُ الاَسَد شرکت کند .
2- نسبت دادن به بَنی عَبْدالقَیْس را عَبْدیّ ، قَیْسیّ و عَبْقَسیّ نیز میگویند . رجوع به تاریخ پیامبر اسلام ، پاورقی ص3 .