اُمِّ حَبیبَه یا رَمْلَه بنت اَبوسُفیان
اُمِّ حَبیبَه دخترِ اَبوسُفیان : رئیسِ خاندانِ بَنی اُمَیه و خواهرِ مُعاویه است .وی همسرِ عُبَیدالله بن جَحْشْ بود . اُمِّ حَبیبه و شوهرش هر دو اسلام آورده و به حَبَشَه هجرت کردند .عُبَیدالله در حَبَشَه به مسیحیت گروید و با همان کیش از دنیا رفت لکن اُمِّ حَبیبَه مسلمان باقی مانْدْ . نظر به عَداوت و کینهتوزیهای عمیقِ اَبوسُفیان با خدا و پیامبرش(ص) ، بازگشت و حضورِاُمِّ حَبیبَه در مکّه و رفتن به خانَه پدر ، غیرِممکن شده بود . رسول خدا(ص) جهتِ رعایت مصالحِ اسلام و مسلمین و نجاتِ این زن از تنهائی و سرگردانی ، با نوشتنِ نامَهای به نَجاشی : پادشاهِ حَبَشَه ، ضِمنِ دعوتِ او به اسلام ، از وی خواستند که اُمِّ حَبیبَه را به نامِ آنحضرت عَقْد کرده و عازِمِ مدینه نماید . نجاشی اسلام آوَرْد و تزویجِ اُمِّ حَبیبَه با پیامبر خدا(ص) را نیز در سال پنجم هجری با چهارصد اشرفی کابین انجام داده و ایشان را توسّطِاوّلین کاروان به مدینه فرستاد .
اَبوسُفیان در سال هشتم هجری برای تمدیدِ پیمان صلح حُدَیبیه رهسپارِ مدینه گشت و براُمِّ حَبیبَه وارد شد . فرزند استقبال چندانی از پدرِ مشرکِ خود نکرده و حتّی اجازه نداد که او روی تُشَکِ پیامبر اکرم(ص) بنشیند . اَبوسُفیان پرسید : دخترم ! بِستَر را در شَأنِ من ندیدی یا من را در شَأنِ بِستَر !؟ اُمِّ حَبیبَه گفت : پدر ! تو مشرک و نجس هستی و این زیراندازِ پاک و مَحَلِّ نشستنِ رسول الله(ص) میباشد . اُمّ المُؤمِنین : اُمِّ حَبیبَه مُقارِنِ سال 44 هجری قمری وفات کرد و در بَقیع به خاک سپرده شد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران