|     |     |  EN |   AR   

مصعب بن عمیر

مصعب بن عمیر

مُصْعَب بن عُمَیر بن هاشِم بن عَبْد مَناف بن عَبْدالدّار بن قُصَی - اَبومحمّدمُصْعَب یکی از کُبارِ صَحابَه بود که در آغازِ بعثت به اسلام گروید .وی دینِ خود را پنهان می‌داشت امّا پدرش به آن پی بُرده و ابتدا او را زندانی و مدّتی بعد از خانواده خویش طَرْد کرد .مُصْعَب در آغاز به حَبَشه گریخته و پس‌از چ ...

  • ۲۲:۴۹ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
مُصْعَب بن عُمَیر بن هاشِم بن عَبْد مَناف بن عَبْدالدّار بن قُصَی - اَبومحمّد
مُصْعَب یکی از کُبارِ صَحابَه بود که در آغازِ بعثت به اسلام گروید .وی دینِ خود را پنهان می‌داشت امّا پدرش به آن پی بُرده و ابتدا او را زندانی و مدّتی بعد از خانواده خویش طَرْد کرد .
مُصْعَب در آغاز به حَبَشه گریخته و پس‌از چندی به مکّهبازگشت . ایشان با حضور در شِعْب اَبوطالب ، سختی‌های بسیاری را برای پیشرفتِ اسلام متحمِّل‌گردید . وی برابرِ تقاضای اَسْعَد بن زُرارَه و دستورِ پیامبر  خدا(ص) ، قبل از انعقادِ پیمان دوّم عَقَبَه ، جهتِ آموزشِ قرآن ، به مدینه عزیمت کرد .
اِبن عُمَیرْ در مدینه به عنوانِ مُقْرِی  شهرت یافت .او در مراسِمِ حَجِّ سال 13 بعثت ، خبرِ مسلمان شدنِ عِدَّه‌ای ازاهلِ مدینه را تقدیمِ پیامبر (ص) نموده و متعاقِبِ آن پیمان دوّم عَقَبَه منعقد گردید .
مُصْعَب یکی از مبلِّغان و گویندگانِ نامی اسلام بود . سَعْد بن مُعاذ واُسَید بن حُضَیرْ که از سرانِ قبیلَه بَنی عَبْدالأَشْهَل بودند نیز با شنیدنِ سخنان و راهنمائی‌های مُصْعَب ، اسلام آوردند .
اِبن عُمَیرْ در غَزْوَه بَدْرْ پرچم‌دارِ نیروهای اسلام بود . همزمان برادرِ اوبه نامِ اَبو عَزیز بن عُمَیرْ در صفِّ دشمنانِ اسلام حاضر و پرچمِ قُرَیش را حَمْل می‌کرد که توسّطِ نیروهای اسلام اسیر شد .
مُصْعَب وقتی برادرش را در اسارتِ یکی از اَنصار دید ، خِطاب به مردِ اَنصاری گفت : دست از این اسیر بر مدار که مادری توانگر دارد و او را نیکو باز می‌خَرَد ! عُمَیرْ به مُصْعَبْ پاسخ داد : برادرم ! سفارشت راجع به من ، فقط همین بود ؟ مُصْعَبْ در جواب گفت : تو برادرم نیستی بلکه این مردِ اَنصاری برادرِ من است .
مُصْعَب در غَزْوَه اُحُد نیز یکی از پرچم‌دارانِ نیروهای اسلام بود .در این جنگ ، عَبْدالله بن قَمِئَه قصدِ جانِ پیامبر (ص) را کرده و لکنبا مقاومتِ مُصْعَب و اُمِّ عُمارَهم واجه گردید .
عَبْدالله بن قَمِئَه با شمشیر چُنان ضَربَتی بر کِتْفِ اُمِّ عُمارَه زد که خون از آن سرازیر شد و تا پایانِ عُمْر ، جای گودی آن بر کِتْفِ اُمِّ عُمارَه باقی بود .
عَبْدالله با ضَربَتی دیگر ، دستِ راستِ مُصْعَب را نیز قطع کرد .مُصْعَب پرچم را در دستِ چپ گرفت و آیه 144 سُورَه آل عمران را قِرائَت کرد .
144) وَ مَا مُحَمَّدٌ اِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُل ...
و محمّد(ص) نیست مگر پیامبر ی از طرفِ خدا که پیش از او نیز پیامبر انی بودند و درگذشتند . اگر او نیز درگذشت باز شما به دینِ جاهلیت رجوع خواهید کرد !؟ پس هرکس مُرْتَدّ شود به خدا ضرری نخواهد رساند و البته خداوند جزای اَعمالِ نیکِ شاکرین را خواهد داد .
عَبْدالله با فرود آوردنِ ضربتِ دیگری ، دستِ چپِ مُصْعَب را هماز بدنش جدا کرد . مُصْعَب پرچم را با دو بازو گرفته و روی سینه خود قرار داد و همان آیه را تکرار نمود . اِبن قَمِئَه سرانجام با زدنِ نیزه‌ایبه سینه مُصْعَب ، او را به شهادت رسانید .
نقل است که اِبن عُمَیرْ در حینِ نبرد نقابی بر چهره داشت .پس‌از شهادتِ وی ، اِبن قَمِئَه و عِدَّه‌‌ای از کُفّار گمان کردند که رسول خدا(ص) را به قتل رسانده‌اند و لِذا شایعه کُشته‌شدنِ آن‌حضرت مِنْطَقَه نبرد اُحُد را فرا گرفت . ایشان به مُصْعَب الخیر مشهور و معروف بود .
مُصْعَب در زمانِ شهادت چهل سال سِنّ داشت . وی در عَهْدِ جاهلیت ، ضِمنِ برخورداری از مال و مَنالِ بسیار ، در زیبایی و جوانی نیز شُهْرَ ه بود لکن پس‌از ظهورِ اسلام به هیچ‌یک از این امکانات و ویژگی‌های مادّی اهمیت نمی‌داد .
مُصْعَب از تعلّقات دنیویه فقط پوست پاره‌ای داشت که چون سرش رابا آن می‌پوشانْد ، پاهایش مکشوف می‌گردید و هرگاه آنرا روی پاهای خودمی‌انداخت ، سَرِ وی بدون روپوش می‌مانْدْ .
گویند آیه شریفه 23 از سُورَه احزاب در شأنِ او و یارانش نازل شده است . البته طبقِ نظرِ دیگری ، این آیه در موردِ حضرت حَمْزَه(ع)و جَعْفَر بن اَبیطالب بوده و مراد از مَنْ ینْتَظِر را علی(ع) دانسته‌اند .
23) مِنَ المُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنْهُم مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدیلا .
عدّه ای از آن مؤمنان ، بزرگ مردانی هستند که به پیمان خود با خداکاملاً وفادار بودند . پس برخی بر آن عهد ایستادگی کرده (تا شهید شدند) و بعضی دیگر نیز به انتظار (شهادت) مقاومت نموده و عهد خود را تغییر ندادند .
حَمْنَه دخترِ جَحْش بن رِئاب ، همسرِ مُصْعَبْ بن عُمَیر بود که در جنگ اُحُد عِلاوَه بر شوهر ، برادرِ خود : عَبْدالله بن جَحْشْ و دائی خویش : حَمْزَه بن عَبْدالمُطَّلِب(ع) را نیز از دست داد . حَمْنَه اخبارِ شهادتِ شوهر و بستگانش را مستقیماً از رسول خدا(ص) دریافت کرد . رجوع به حَمْنَه بنت جَحْشْ
مُضَرِ بن نِزار بن مَعَدّ بن عَدْنان
مُضَرْ ، جَدِّ هفدهم پیامبر  اسلام(ص) و نامِ مادرش سوده بنت عَکَّ می‌باشد . ایشان دو پسر به نام‌های اَ لْیاس و قَیسْ عَیلان داشت . مُضَرْ سَرْوَرِ فرزندانِ پدرش و مردی فاضِل و بخشنده بود .
قبایلِ بَنی ذُبْیان و بَنی هِلال و بَنی ثَقیف از قَیس عَیلاناِنشعاب یافته‌اند .
از رسول اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند : لاتَسُبُّوا مُضَرَ و رَبیعَه فَإِنَّهُما کانا مُسْلِمَینْ .
مُضَر و رَبیعَه  را دشنام ندهید زیرا آن دو مسلمان بوده‌اند .
در حدیثِ دیگری آمده است :مُضَر و رَبیعَه را دشنام ندهید زیرا آن دو بر دینِ ابراهیم(ع) حنیف بوده‌اند .
روایت شده است که مُضَرْ به فرزندانش گفت :
کسی که بدی کِشت کُنَد ، پشیمانی دِرَو خواهد کرد . بهترین نیکی ،باشتاب‌ترینِ آن است . پس نفوسِ خود را بر آنچه شما را به صَلاح آوَرَد و نفس را ناخوش دارد ، وادار کنید و از آنچه شما را تباه سازد و نفس را خشنود سازد ، بـازدارید ! زیـرا که در میانِ صـلاح و فسـاد ، جُز شکیبـائی و پرهیزکـاری ،چیزی نیست .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 313 .
2- رَبیعَة برادرِ پدریِ مُضَرْ می‌باشد .
3- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 285 ، مُتَرْجَم .