مُسَیلِمَه کَذّاب- اِبنکَثیر بن حَبیب بن حارِث حَنَفی - اَبوتَمامَه- رَحْمانِ یمامَه
وَفْد بَنی حَنیفَه متشکِّل از سیزده الی نوزده نفر ، تحتِ سرپرستی سَلْمَی بن حَنْظَلَه سُحَیمِی از یمامَه بر رسول خدا(ص) وارد شده و اسلام آوردند . اَعضاءِ شاخصِ وَفْد عبارت بودند از : اَقْعَس بن مَسْلَمَه ، رَجّال بن عُنْفُوَه ، مُسَیلِمَه و ...... .
مُسَیلِمَه در تمامِ ایامی که نمایندگانِ بَنی حَنیفَه به حضورِ پیامبر خدا(ص) شرفیاب میشدند ، پاسداری و مراقبت از وسایل و شترانِ وَفْد را بر عُهْدَه داشت .
رَجّال بن عُنْفُوَه نیز در این مدّت نزدِ اُبَی بن کَعْبْ حاضر و بهو فرا گرفتنِ قرآن میپرداخت .
هنگامِ بازگشتِ وَفْد مذکور از مدینه ، رسول خاتم(ص) دستور دادندکه به هریک از اَعضاء ، پنج اَوقِیه نُقْرَه پرداخت شود . مردانِ بَنی حَنیفَه گفتند : یکی از یارانِ ما نیز در این مدّت به نگهداری وسایل و شتران مشغول بوده است . آنحضرت فرمودند : چون او مَراکِب و اسبابِ وَفْد را حفاظت نموده ، مقامی پایینتر از بَقیه ندارد و باید همانندِ دیگرانجایزه دریافت کند .
مُسَیلِمَه وقتی اطّلاع یافت که به سفارشِ آنحضرت ، مشمولِ دریافتِ پاداش گردیده ،گفت : خودش(محمّد(ص)) میداند که پیامبر ی بعد از وی به من محوّل خواهد شد !
اَعضاءِ وَفْد بَنی حَنیفَه ، هنگام بازگشت به یمامَه ، ظرفی را که حاویمقداری از آبِ وضوی پیامبر اکرم(ص) بود ، دریافت کردند . آنحضرت قبل از تَرْکِ مدینه به آنان فرمودند : وقتی به سرزمینِ خودتان رسیدید ،مَعابد را ویران کرده و در مَحَلِّ آنها از این آب پاشیده و همانجا مسجد بسازید !
اَعضاءِ وَفْد پساز عزیمت به یمامَه ، برابرِ دستورِ پیامبر خاتم(ص) ، پرستشگاههای خود را تخریب و سپس در آن مکانها از آبِ وضوی ایشان پاشیده و مساجد را بِنا نهادند . ظرفِ آبِ مذکور نیز در خاندانِ اَقْعَسْ بن مَسْلَمَه که یکی از اَعضاءِ وَفْد بَنی حَنیفَه بود ، نگهداری میشد .
مُسَیلِمَه در بازگشت به یمامَه ادّعای پیامبر ی کرد و رَجّال بن عُنْفُوَه نیز گواهی داد که حضرت رسول(ص) او را در امرِ رسالت شریک ساخته است . حمایتِ رَجّال از این ادِّعا ، زمینه گمراهی عِدَّه زیادی رابوجود آوَرْد .
مُسَیلِمَه از این حَدّ نیز فراتر رفته و طَی نامَهای به رسول ختمی مَرْتَبَت(ص) نوشت : من در رسالت با تو شریک هستم و ... . آنحضرت در پاسخِ بسیار کوتاهی وی را کَذّاب خِطاب نمودند .
وی مدّعی بودکه فرشتهای به نامِ رَحْمان ، قرآنی بر او نازل کرده است .
همزمان با دَعْوَی مُسَیلِمَه ، زنی به نامِ سَجاح سَر برافراشت وادّعای نبوّت کرد . مُسَیلِمَه از وی خواست که در یک مَحَلّ با همملاقات کنند تا از چگونگی نُزولِ وَحْی بر یکدیگر آگاه گشته و در پایان ، هرکس بر حقّ بود ، دیگری ملزم به متابعت از او گردد . سرانجام دیدار صورت پذیرفته و در پایان ، طِبقِ خواسته مُسَیلِمَه و رضایتِ سَجاح ، آن دو با یکدیگر ازدواج کردند و به این ترتیب سَجاح تا پایانِ عُمْر در منزلِ مُسَیلِمَه سُکنی گزید .
خالِد بن وَ لید طِبقِ دستورِ اَبوبکر ، مأمورِ مُبارَزَه با مُسَیلِمَه و دفعِ وی گردید . در این نبرد وَحْشِی حَبَشی ، به همان شیوه خاصِّ خود ، مُسَیلِمَه را با پرتابِ زوبین از پای درآوَرْد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- حُبَیْب نیز آمده است .
2- یَمامَة ناحِیَه ای در شرقِ حِجاز بوده که شامِلِ نَجْدْ ، تِهامَة ، بحرین و عُمان میباشد .
3- طبقاتالکبری ، ج1 ، ص303 ، مُتَرْجَم ، رَحّال ذکر نموده است .
4- مَعابِد : عبادتخانههای کفّار .
5- طبقات الکبری ، ج 1 ، ص 304 -303 ، مُتَرْجَم .