|     |     |  EN |   AR   

محمد بن مسلمه

محمد بن مسلمه

مُحَمّد بن مَسْلَمَه بن خالِد بن مَجدعه اَوسی اَنصاری حارِثی - اَبوعَبْدالرَّحْمَن- اَبوعَبْداللهاِبن مَسْلَمَه در تمامِ جنگ‌ها و اکثرِ مواضع حاضر و گوش بفرمانِ پیامبر اکرم(ص) بود . وی هدایت و فرماندهی چندین سَریه را به عُهْدَه داشت . کَعْب بن اَشرفِ یهودی یکی از دشمنانِ رسول خدا(ص) و شاعری یاوه‌سرا ...

  • ۲۲:۲۰ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
مُحَمّد بن مَسْلَمَه بن خالِد بن مَجدعه اَوسی اَنصاری حارِثی - اَبوعَبْدالرَّحْمَن- اَبوعَبْدالله
اِبن مَسْلَمَه در تمامِ جنگ‌ها و اکثرِ مواضع حاضر و گوش بفرمانِ پیامبر اکرم(ص) بود . وی هدایت و فرماندهی چندین سَریه را به عُهْدَه داشت . کَعْب بن اَشرفِ یهودی یکی از دشمنانِ رسول خدا(ص) و شاعری یاوه‌سرا بود که پس‌از شکستِ قُرَیش در جنگ بَدْرْ ، کینه‌توزی و عِنادِ وی افزون‌تر گشت . آن‌حضرت در پایانِ غَزْوَه بَدْرْ فرمودند :کیست که ما را از شَرِّپسرِ اَشْرَف آسوده کند ؟ محمّد بن مَسْلَمَه اعلامِ آمادگی کرد .
محمّد به کمکِ چهار نفر به نام‌های سِلکان بن سَلامَه بن وَقْشْ : اَبونائِلَه کهبرادرِ رضاعیکَعْب بن اَشْرَف بود ، عَبّاد بن بِشر بن وَقْشْ ، حارِث بن اَوسبن مُعاذ و اَبو عَبْسْ بن جَبْرْ ، تصمیم گرفتند کَعْب بن اَشْرَف را با خُدعه‌ایاز پای درآورند . اَبونائِلَه به‌‌این‌منظور ، ابتدا جلسه‌ای خصوصی در منزلِ کَعْبْ تشکیل داده و در خِلالِ انتقاد و بدگویی از رسول خاتم(ص) ، تقاضای خریدِ غیرِ نقدی مقداری خواروبار نمود که بهای آن رابعداً پرداخت کند .کَعْبْ‌گفت : مانعی ندارد لکن می‌بایستدر عِوَضِ آن ، زنانتان را نَزدِ من گرو بگذارید !اَبونائِلَه این پیشنهاد را قبیح دانست .کَعْبْ اظهار داشت : بحثی نیست ، پسرانتان را گرو بگذارید . این راه‌کار نیز موردِ موافقتِ اَبونائِلَه واقع نشد .
اَبونائِلَه جهتِ توجیهِ علّتِ مسلّح بودنِ دوستانش که در خارج از منزلِ کَعْبْ حضور داشته و برای کُشتنِ وی لحظه‌شماری می‌کردند ، اِظهار داشت : دوستانِ من سِلاح و تجهیزاتِ متنوّعی با خود دارند و بیرونِ خانَه منتظر هستند . ما می‌توانیم مشابِهِ سِلاح و تجهیزاتِ همراهِ آنان را به هر مقدار که نیاز باشد ، نزدِ توگرو بگذاریم ! کَعْبْ قبول کرد و باتّفاق از منزل خارج شدند . اَبونائِلَه و همراهانش ، کَعْبْ را با صحبت‌های عاطفی و دوستانه سرگرم کرده تا قدم‌زنان به مَحَلِّ شِعْبُ الْعَجُوز کشانده و سپس در یک لَحْظَه ، غافلگیرانه بر سَرَش ریخته و او را کُشتند .در این گیرودار ، حارِث بن اَوس بن مُعاذ زخمی شد . اِبن مَسْلَمَه و یارانشدر بازگشت از مأموریت ، اواخِرِ شب جهتِ اِرائَه گزارش ، خدمتِ رسول اکرم (ص) رسیدند .
حضرت رسول(ص) هنگامِ حرکت بسوی اُحُد ، در مِنْطَقَه یهودی‌نشینِ شَیخانفرود آمده و شب را آنجا ماندند . محمّد بن مَسْلَمَه همراه با پنجاه نفر ، آن شب تا صبح از لشکریانِ اسلام نگهبانی و محافظت کردند .
اِبن مَسْلَمَه ، فرمانِ پیامبر (ص) مبنی بر اخراجِ یهودیانِ بَنی نَضیر از مدینه رابه آنان ابلاغ کرد و نظارت بر حُسنِ اجرای این دستور را تا پایان عُهْدَه‌دار بود .
ایشان همچُنین حکمِ سَعْد بن مُعاذ مبنی بر کُشته شدنِ مردانِ بَنی قُرَیظَه ، اسارتِ زنان و کودکان و تقسیمِ اموالشان را نیز به موردِ اجرا گذاشت .
محمود : برادرِ محمّد بن مَسْلَمَه ، در فَتْحِ قَلْعَه ناعِم که یکی از قِلاع خَیبَرمی‌باشد ، شرکت داشت .کِنانَه بن رَبیع با پرتابِ سنگی که به سَرِمحمود بن مَسْلَمَه اصابت نمود ، او را شهید کرد . کِنانَه در فَتْحِ خَیبَر اسیر گردیده و لکن حاضر نمی‌شد مَحَلِّ اِختفای طلا و جواهراتِ قبیلَه خود را جهتِ مسلمانان آشکار سازد . وی سرانجام توسّطِ محمّد بن مَسْلَمَه ، به خونخواهی برادرش : محمود ، از پا درآمد .
برابرِ مُفادِ پیمانِ صلح حُدَیبیه ، مسلمانان در مراسِمِ حجّ و یا عُمْرَهمُجاز نبودند به‌ ‌جُز شمشیر‌که وسیله دفاعِ شخصی و همراهِ هر مسافر بود ، سِلاحِ دیگری با خود داشته باشند . محمّد بن مَسْلَمَه برابرِ دستورِ رسول خدا(ص) ، به هنگامِ برگزاری اوّلین مراسِمِ عُمْرَه پس‌از صلحِ حِدَیبیه که عُمْرَه الْقَضاء نام داشت ، همراه با دویست رزمنده مجهّز ،در مَحَلّی نزدیکِ خاکِ حَرَم به نامِ مَرَّالظَّهران ، آماده خنثی کردنِ تهدیداتِ احتمالی قُرَیش در مسیرِ عُمْرَه‌گزاران گردید .
او یکی از کاتبینِ وَحْی بود .
پس‌از فَتْحِ مکّه و حضورِ پیامبر  اسلام(ص) بر مزارِ اَبوطالب : عموی بزرگوارشان ، آن‌حضرت سوار بر شتری که زمامِ آن در دستِ اِبن مَسْلَمَه بود ، عازِمِ بَیت‌الله‌الحَرام شده و به حالتِ سوارِه ، طوافِ خانَه کَعْبَه راانجام دادند .
اِبن مَسْلَمَه جُزْوِ کسانی بود که به غَزْوَه تَبوک کمک مالی کرد .وی پس‌از قتلِ عُثْمان ، از بَیعَت‌کردن با امام علی(ع) امتناع ورزیده و خانَه‌نشین شد . او سپس شمشیری از چوب برای خود ساخت تابه این ترتیب نشان دهد که قصدِ ورود و دخالت در فتنه‌های زمانِ خود را ندارد . محمّد بن مَسْلَمَه با هفتاد و هفت سال سنّ ، همزمان با سال 46 یا 48 هجری در مدینه دارِ فانی را وَداع گفت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1-  طبقات الکبری ، ج 2 ، ص 28 الی 31 ، مُتَرْجَم - تاریخ طَبَری ، ج 3 ، ص 177 الی181- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2، ص 73 الی76 ، مُتَرْجَم .