|     |     |  EN |   AR   

محمد (ص) بن عبدالله بن عبدالمطلب

محمد (ص) بن عبدالله بن عبدالمطلب

مُحَمَّد(ص)بن عَبْدالله بن عَبْدالمُطَّلِب  بن هاشِم  بن عَبْد مَناف  بن قُصَی  بن کِلاب  بن مُرَّه بن کَعْبْ بن لُؤَی بن غالِب بن فِهْر  بن مالِک بن نَضْر  بن کِنانَه بن خُزَیمَه بن مُدْرِکَه بن اِلیاس بن مُضَر بن نِزار بن مَعَدّ بن عَدنان  علیهم السلاماز رسو ...

  • ۲۲:۴ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
مُحَمَّد(ص)بن عَبْدالله بن عَبْدالمُطَّلِب  بن هاشِم  بن عَبْد مَناف  بن قُصَی  بن کِلاب  بن مُرَّه بن کَعْبْ بن لُؤَی بن غالِب بن فِهْر  بن مالِک بن نَضْر  بن کِنانَه بن خُزَیمَه بن مُدْرِکَه بن اِلیاس بن مُضَر بن نِزار بن مَعَدّ بن عَدنان  علیهم السلام
از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمودند : اِذَا بَلَغَ نَسَبِی اِلَی عَدْنَانَ فَاَمْسِکُوا ، هرگاه نَسَب من به عَدْنان رسید از ذکرِ اجدادِ قبل از آن خودداری کنید و نیز افزودند : کَذَبَ النَّسَّا بُونَ ، نَسَب شناسان (اَ نْساب را) نادرست بیان کرده‌اند زیرا خداوند فرموده است : وَ قُرُوناً بَینَ ذَلِکَ کَثِیراً ، و از آنان جماعت‌های بسیاری را که مابینِ اقوام عاد و ثَمود بودند (هلاک کردیم) . آیه 38 سُورَه فرقان
محمّد بن عَبْدالله(ص) ، مُکَنَّی به اَبوالقاسِم و آخرین پیامبر  مُرْسَل می‌باشند . از اَنَس بن مالِک نقل است که آن‌حضرت فرمودند :نامِ من را بر خود نهید لکن از بکارگیری کُنیه‌ام (ابوالقاسِم) اجتناب کنید زیرا خداوند عطامی فرماید و من قاسِم ، یعنی تقسیم‌کننده‌ام . در خبرها از قولِ اِبن عبّاس آمده است که در توراه اسمِ آن جناب احمد می‌باشد . اسامی دیگرِ آخرینِ پیامبر خدا(ص)عبارت است از : حاشِر (زیرا در حضور ایشان خلایق محشور می‌شوند) ، عاقِب (یعنی بعد از او پیامبر ی نخواهد آمد) ، شاهِد ، نذیر ، سراج مُنیر ، نَبی الرَّحْمَه ، نَبی الْمَلْحَمَه ، خَتْمی مَرْتَبَت ، خاتم النّبیین ،رحمه لِلْعالَمین و ... .
نامِ مادرِ آن‌حضرت : آمِنَه بنت وَهْب بن عَبْد مَناف بن زُهْرَه بن کِلاببن مُرَّه قُرَشی زُهَرِی است .
علّامَه مجلسی می‌گوید : شیعه امامیه بر ایمانِ اَبوطالب ، آمِنَه ، عَبْدالله و اجدادِ رسول خاتم(ص) تا آدمعلیهم السلام اِجماع دارند .
تاریخِ ولادتِ پیامبر  ختمی مرتبت(ص) ، روزِ دوشنبه دوازدهم و یاهفدهم ربیع الاوّ ل ، 53 سال قبل از هجرت ، همزمان با سال 571 میلادی ومُقارِنِ عام الفیل (سال فیل) می‌باشد .
عَبْدالمُطَّلِب ایشان را محمّد(ص) نامید لکن مادرشان : آمِنَه ،وی را احمد(ص) می‌خوانْدْ .
پیامبر (ص) قبل از تولّد و بنا به روایتی هفت ماهه و یا بیست و هشت ماهه بودند که پدرشان : عَبْدالله ، درگذشت .
حضرت رسول(ص) پس‌از ولادت ، ابتدا مدّتِ چهار ماه توسّطِ ثُوَیبَه : کنیزِ اَبولَهَب ، شیر داده شدند و سپس حَلیمَه سَعْدیه بِنْت اَبی ذُؤَیب ،افتخارِ شیردهی به ایشان را کسب کرد .
آن‌حضرت در سِنِّ شش سالگی مادرِ خود را از دست داده در کِفالَتِ جَدِّشان عَبْدالمُطَّلِب قرار گرفتند .
پیامبر  اکرم(ص) مدّتِ هشت سال سِنّ داشتندکه عَبْدالمُطَّلِب درگذشت و از آن پس تحتِ کَفالَتِ عمویشان : اَبوطالبقرار گرفتند . اَبوطالب گاهی او رااحمد(ص) و گاهی محمّد(ص) صدا می‌زد .
پیغمبر(ص) همراه با عموی خود اَبوطالب ، چندین مرتبه به شام عزیمت کردند . طَی این مسافرت‌ها ، کفایت و امانت‌داری آن‌حضرت آشکار گردید . سیزده سال پس‌از عام الفیل ، بار دیگر آن‌حضرت باتّفاقِ اَبوطالب ، رهسپارِ شام بودند که در بُصرَی از نواحی دمشق با دانشمندی مسیحی به نامِ بَحیرای راهِب مواجه‌گردیدند . بَحیرا از آینده نبوّتِ حضرت محمّد(ص) خبر داد و بر محافظت و مراقبت از آن‌جناب بسیار تأکید کرد ...... .
خَدیجَهسلام الله علیها که بانوئی عفیفه و ثروتمند بود ، با انتشارِ اخبارِ امانت‌داری رسول خدا(ص) ، از آن‌حضرت درخواست نمود تا در صورتِ تمایل ، سفری تجاری به شام برای وی انجام دهند .
در این سفر ، امانت‌داری و پارسایی آن ‌جناب آشکارتر و زبانزدِ همگان شد . خَدیجَه سلام الله علیها شیفته ویژگی‌های والا و کمالاتِ انسانی ایشان گردید و علی‌رغم اینکه به تمامِ خواستگارانِ ثروتمند ،مشهور و پُرآوازه‌اش که جُزْوِ بزرگانِ قبایلِ قُرَیش بودند ، پاسخِ منفی داده بود ،با واسطه‌ای از محضرِ خاتم النّبیین(ص) تقاضای ازدواج کرد .این پیوندِ مبارک ، پانزده سال قبل از بعثت صورت پذیرفت .اسامی فرزندانِ حاصل از این ازدواج عبارتست از :
دختران : زَینَب ، رُقَیه ، اُم کُلْثُوم ( آمِنَه) و فاطِمَه علیها السلام
پسران : قاسِم ، طاهِر و عَبْدالله
خَدیجَه سلام الله علیها به اِجماعِ مسلمین ، نخستین زنی است که به اسلام گروید . وی مدّت بیست و پنج سال ، از سَرفَرازی زندگی مشترک با آن‌حضرت برخوردار بود . تمامِ فرزندانِ پیامبر خدا(ص) به استثناءِ ابراهیم ،از خَدیجَه سلام الله علیها متولّد شدند . این بانوی مُکَرَّمَه ، همه ثروت و مُکْنَتِ مادّی و سلامتی جسم و آسایشِ زندگی و رفاهِ بی‌نظیری را که از آن برخوردار بود ، در راه ترویجِ آیینِ اسلام و اجرای فرامینِ خدا و رسولش(ص) مشتاقانه تقدیم کرد و یک‌سال پس از خروج از شِعْب اَبوطالب ، با شصت و پنج سال سِنّ ، زندگی افتخارآمیز و پُرثَمَرِ خود را که موجبِ رضای خداوند و رسول گرامی‌اش(ص) واقع شده بود ،بِدْرُودگفت .
چون اوّلین پسرِ پیامبر  خاتم (ص) ، قاسِم نام داشت ، آن‌حضرت مُکَنَّیبه اَبوالقاسِم شدند . قاسِم در مکّه از دنیا رفت و همانجا به خاک سِپُرده شد .
زَینَب بزرگترین دخترِ ایشان بود که به ازدواجِ پسرخالَه‌اش :اَبوالعاص بن رَبیع ، درآمد .
دخترِ دیگرِ آن‌جناب رُقَیه بود که با پسرعمویش : عُتْبَه بن اَبی لَهَب ، ازدواج کرد امّا بعلّتِ اسلام نیاوردنِ عُتْبَه و سوءِ رفتارَش ، خصوصاً پس‌از نزولِ سُورَه تَبَّت یدَا اَبی لَهَبْ که موجبِ عَضَبانیت و فزونی دشمنی‌های اَبو لَهَب و اُمِّ جَمیل : پدر و مادرِ عُتْبَه گردید ، آن دو از یکدیگر جدا شدند . رُقَیه سپس به نکاحِ عُثْمان بن عَفّان درآمد .
اُمِّ کُلْثوم ( آمِنَه) دخترِ سوّمِ پیغمبرخدا(ص) بود که به عقدِ پسرعموی دیگرشان : عُتَیبَه بن اَبی لَهَب درآمد . این وَصْلَت نیزبه دلیلِ اسلام نیاوردنِ عُتَیبَه دچارِ ناملایماتی گردید که اوجِ ناهماهنگی‌ها ، پس‌از نزولِ سُورَه تَبَّت یدَا اَبی لَهَبْ در موردِ پدر و مادرِ عُتَیبَه ، بوده و سرانجام آن دو نیز متارکه کردند . اُمِّ کُلْثوم پس‌از وفاتِ خواهرش : رُقَیه، به ازدواجِ عُثْمان درآمد و لِذا عُثْمان را ذُوالنُّورَینلَقَب دادند .
حضرت فاطِمَه سلام الله علیها آخرین دخترِ رسول اکرم (ص) می‌باشد کهبه عقدِ مولای متّقیان امام علی(ع) درآمد و حاصِلِ این ازدواجِ الهی فرزندانی بودند که عامِلِ تداومِ رسالت از طریقِ سلسله جلیله امامت گردیدند  (ص)
حضرت ختمی مَرْتَبَت(ص) پسرِ دیگری از مَارِیه قِبْطیه به نامِ عَبْدالله داشتند که پس از هجده ماه حیات از دنیا رفته و در بَقیع به خاک سپرده شده است .
همه فرزندانِ پیغمبر اکرم(ص) به استثنای فاطِمَه سلام الله علیها در زمانِ حیاتِ آن‌حضرت از دنیا رفتند .
رسول الله(ص) تا زمانِ وفاتِ بانوی عَفیفَه و مُکَرَّمَه اسلام :خَدیجَه کُبْرَی سلام الله علیها ، همسرِ دیگری اختیار نفرمودند و پس از درگذشتِ وی ، با سَودَه بنت زَمَعَه بن قَیسْ ازدواج کردند . سَودَه در آخِرِ خِلافتِ عُمَرو به روایتی همزمان با سال 54 هجری وفات یافت . سایرِ اُمَّهات مُؤمِنین به ترتیبِ تاریخِ ازدواج عبارتند از :

عایشَه بنت اَبوبکر بن اَبی قُحافَه
او در سِنِّ هفت سالگی به عقدِ رسول خدا(ص) درآمد . وی جوان‌ترین همسرِ آن‌حضرت می‌باشد که در طولِ عُمْرِ خود ، به غیر از پیامبر (ص) شوهرِ دیگری اختیار نکرده است .

حَفْصَه بنت عُمَر بن خَطّاب
حَفْصَه پس‌از عایشَه به عقدِ ایشان درآمد .

زَینَب بنت خُزَیمَه
وی بعلّتِ کمک بسیار به مستمندان ، اُمُّ المَساکین لَقَب گرفت .

زَینَب بنت جَحْشْ اَسَدی
زَینَب قبلاً همسرِ پسرخوانده رسول خاتم(ص) : زَید بن حارِثه ، بود . وی مدّتی بعد ، از زَیدْ جدا شده و در اجرای فرمانِ خداوند ، به عقدِ آن‌حضرت درآمد .

جُوَیرِیه بنت حارِث بن اَبوضِرار
جُوَیرِیه درغَزْوَه بَنی مُصْطَلِق اسیر و سپس توسّطِ پیامبر  عظیم الشأن اسلام(ص)آزاد و به عقدِ ایشان درآمد .

مارِیه قِبطیه
مارِیه هِدْیه پادشاهِ مصر به رسول اعظم(ص) می‌باشد . ایشان مادرِ ابراهیمفرزندِ محمّد(ص) است .

اُمِّ حَبیبَه بنت اَبوسُفیان بن حَرب بن اُمَیه
نامِ او رَمْلَه است . وی با ارسالِ پیامِ کتبی پیامبر  اکرم(ص) از مدینهبه حَبَشَه ، توسّطِ نَجاشی : پادشاهِ آن کشور به عقدِ آن‌حضرت درآمده و پس‌از مدّتی رهسپارِ مدینه گردید .

اُمّ سَلَمَه بنت اَبو اُمَیه بن مُغَیرَه مَخْزُومی
اُمّ سَلَمَه پس‌از رَمْلَه به عقدِ رسول خاتم(ص) در آمد . او آخرین نفراز اُمَّهات مُؤمِنین بود که وفات کرد .

صَفیه بنت حُیی بن اَخْطَب
صَفیه در فَتْحِ خَیبَر اسیر و سپس آزاد گردیده و به افتخارِ همسری نبی خدا(ص) نائِل شد .

مَیمونَه بنت حارث بن حَزْن هِلالی
مَیمُونَه آخرین نفر از اُمَّهات مُؤمِنین بود که همزمان با سال هفتم هجری در عُمْرَه الْقَضاء به همسری پیامبر (ص) سَرفَراز گردید .
از بانوانِ رسول گرامی اسلام(ص) ، حضرت خَدیجَه سلام الله علیها و زَینَب بنت خُزَیمَه در زمانِ حیاتِ آن‌حضرت وفات کردند .
حضرت خَدیجَه کُبْرَی سلام الله علیها و مَیمُونَه در مکّه مُـکَرَّمَه دارِ فانی را وَداع گفته و همانجا به خاک سپرده شدند . آرامگاهِ بقیه همسرانِ حضرت ختمی مَرْتَبَت(ص) ، قبرستانِ بَقیع واقع در مدینه منوّره می‌باشد .
توضیحاتِ بیشتر راجع به هریک از اُمَّهات مُؤْمِنین ، برابرِ اسامی آنان آمده است .
پس‌از ترمیمِ مجدّدِ بِنای خانَه کَعْبَه ، تمایل و اشتیاقِ فراوانِ قبایل و سرانِ قُرَیش به کَسْبِ افتخارِ نصبِ حَجَرالاَسْوَد در مَحَلِّ سابقِ آن ، موجبِ اختلاف گردید . اعتماد و احترامِ کلِّیه گروه‌ها به پیامبر  اعظم(ص) که در آن زمان به محمّدِ امین(ص) معروف بودند باعث شد هَمَه گروه‌ها متّفقاً رضایت دهند این عمل با دستانِ مبارکِ آن ‌حضرت انجام پذیرفته و از بُروزِ جنگ و خونریزی بینِ طوایفِ عَرَب جلوگیری گردد . ایشان در آن زمان سی و پنج سال سِنّ داشتند .
آخِرین فرستاده خدا(ص) هر وقت از مردم کناره می‌گرفتند ، برای انجامِ عبادت و راز و نیاز با خداوند سبحان ، رهسپارِ غاری در کوه حِرا ، معروف به جَبَل النُّور می شدند . در این شرایط ، فقط همسرِ وفادارشان : خَدیجَه سلام الله علیها و امام علی(ع) ، جهتِ تدارکِ آب و غذای آن عَبْدِ صالِحِ خدا و فَخْرِ عالَمِ اِمکان(ص) ، به عبادتگاهِ صعب‌العبورِ یاد شده تردّد داشتند .
سرانجام مشیتِ الهی بر این تعلّق گرفت که حضرت محمّد مصطفی(ص) ، مطابِقِ قولِ مشهور ، همزمان با روز دوشنبه ، بیست و هفتم ماه رجب  ، در سِنِّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شوند و اوّلین سُورَه قرآن‌کریم توسّطِ جبرئیل امین(ع) بر قلب مبارکِ ایشان نازل گردد .
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم
 اِقْرَأْ بِاسْمِ رَ بِّکَ الَّذِی خَلَقَ – خَلَقَ الْاِ نْسَانَ مِنْ عَلَقٍ – اِقْرَأْوَ رَ بُّکَ الاَ کْرَمُ – اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ – عَلَّمَ الْاِ نْسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ ...
بخوان به نامِ پروردگارت‌که انسان را از خونِ بسته آفرید – بخوان‌که پروردگارِ تو ، کریم‌ترینِ کریمان است – آنکه به بشر نوشتن با قلم را آموخت – به انسان آنچه را که نمی‌دانست تعلیم داد ...
مُنجی عالمِ بشریت : پیامبر  ختمی مَرْتَبَت(ص) ، مکتبِ حیات‌بخشِ اسلام را به مدّتِ سیزده سال در مکّه برای مردم تبلیغ و تشریح ‌کردند ...... .
نمایندگانِ یثرب ، پس‌از بعثت و به هنگامِ مراسِمِ حَجّ ، دو نوبت در مِنَیبا پیامبر  خدا(ص) دیدار داشتند . این ملاقات‌های سرنوشت‌سازکه به پذیرشِ اسلام و بَیعَتِ آنان با رسول اکرم (ص) و مَآلاً گسترشِ اسلام در مدینه منجرگردید ، بَیعَت‌‌های اوّل و دوّم عَقَبَه نام گرفت .
انتشارِ اَخبارِ رویدادهای یاد شده ، فزونی آزار و اذیتِ مسلمانان توسّطِ مشرکین در مکّه را به دنبال داشته و این امر موجبِ عزیمتِ بیشترِ آنان به یثربگردید . فراهم‌شدنِ آمادگی یثرب جهتِ پذیرشِ اسلام وقوّت گرفتنِ احتمالِ هجرتِ رسولِ خدا(ص) به آن شهر و تشکیلِ پایگاهِ قدرتمندی از مسلمانان با محوریتِ ایشان ، سرانِ قُرَیش را دلواپس و نگران ساخته و لِذا تحتِ پوششِ چاره‌جوئی و رفعِ مشکلِ پیش‌آمده ، با تشکیلِ جلسه‌ای در دارالنَدْوَه ، تَوطِئَه قتلِ آن‌حضرت را برنامه‌ریزی کردند . رسول اکرم (ص) توسّطِ جبرئیل امین(ع) از این دَسیسَه آگاه گشت و با فرا رسیدنِ شبِ موعود ، طِبقِ فرمانِ خداوند ، علی(ع) را بجای خود در بستر خوابانده و رهسپارِغارِ ثَور شدند . رجوع به کوه ثَور و لَیلَه ‌المَبیت
ایشان پس‌از سه روز توقّف در غار ، همزمان با شب چهارم ربیع الاوّلِ سال چهاردهم بعثت ، به مدینه عزیمت نموده و هشت روز بعد ، مُقارِنِ روزِ دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل ، واردِ مَحَلِّقُبا واقع در دوازده کیلومتری مدینه شدند .
حضرت محمّد بن عَبْدالله(ص) حدودِ ده سال در مدینه ، ضِمنِ تبلیغ و گسترشِ آیینِ اسلام ، شخصاً فرماندهی و هدایتِ بیست و هفت جنگرا بر عُهْدَه گرفتند . جنگ‌هایی‌که آن‌حضرت در آن شرکت می‌فرمودند ، غَزْوَه نامیده می‌شد و آخرینِ آنها غَزْوَه تَبوک بود . شرحِ غَزَواتِ مهمِّ اسلام مانندِ بَدْرْ ، اُحُد ، خَنْدَق ، فَتْحِ مکّه ، حُنَینْ و ... در برابرِ اسامی آنهاآمده است . رجوع به غَزْوَه
جنگ‌هایی‌که به دستورِ آن‌جناب و بدونِ حضورِ ایشان انجام پذیرفته ، سَرِیه نام داشت . در کُتُبِ تاریخی نامِ بیش از هشتاد سَرِیهرا ذکر کرده‌اند . رجوع به سَرِیه
رسول خاتم(ص) در سال دهم هجری ، آخرین مراسِمِ حَجّ به نامِ حَجَّه الوَداع رابا شرکتِ جمعِ کثیری از مسلمانان بجا آوردند . رجوع به حَجَّه الوَداع
طَی این مراسِم ، آن‌حضرت ضِمنِ اِرائَه آموزش‌های عملی ، با ایرادِ خُطْبَه‌ای مهمّ و اساسی در مِنَی ، دستوراتِ حیاتی و نکاتِ مهمّی را بیان فرمودند . پس‌از پایانِ اَعمالِ حَجّ ، کاروان‌های حُجّاج تحتِ سرپرستی رسول خدا(ص) ، مکّه را بسوی دیارِ خود تَرْک کرده و در تاریخِ هجدهم ذی الحَجَّه به مَحَلِّ غَدیرِ خُم رسیدند . جبرئیل امین(ع) نیز همزمان در غَدیرِ خُم نازل گردیده و برابرِ فرمانِ الهی ، انتخابِ علی(ع) را به عنوانِ جانشینِ پیامبر (ص) و خَلیفَه مسلمین ، بر قلبِ نازنینِ رسول اکرم (ص) ابلاغ‌کرد .
رسول الله(ص) فوراً دستورِ توقّفِ کلِّیه حُجّاج را صادر و منتظر ماندند تا کاروان‌های مقدّم و طلایه‌داران ، به‌ غَدیر ‌بازگشته و گروه‌های عقب و افرادِ جامانده نیز از راه برسند . سرانجام اجتماعِ عظیمِ حُجّاج تشکیل شد و آن‌حضرت پس‌از برپائی نمازِ جماعت ، خُطْبَه جامعی ایراد فرموده و آنگاه سؤال‌کردند :
ای مردم !چه کسی از خود شما به شما اَولَی‌تر است ؟
جمعیت یکپارچه پاسخ دادند : خدا و رسول خدا(ص) .
در این هنگام پیامبر  اکرم(ص) دستِ علی (ع) را بالا بُرده و فرمودند :مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَهَذَا عَلِی مَوْلَاهُ ، اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ،هر که را من سَرْوَر اویم ، علی نیز سَرْوَرِ او است . خدایا ! دوستی کن با هر کس علی (ع) را دوست می‌دارد و دشمنی کن با کسی که با علی(ع)دشمنی می‌ورزد !
آن حضرت در اِدامَه گفتند :ای مردم ! هنگامی‌که در روزِ قیامت بر منوارد شوید ، دربارَه دو ثقلِ اکبر (دو بارِ سنگین) از شما پرسش می‌کنم.
مردم پرسیدند آن دو ثقلِ اکبر چیست ؟ ایشان پاسخ دادند : کتاب خدا و عترتم (خانواده‌ام) ...... .
در پایانِ خُطْبه رسول اکرم (ص) و قبل از حرکتِ کاروان‌ها ، مسلمانان باامام علی (ع) بَیعَت نمودند . اَبوبکر و عُمَر جُزْوِ اوّلین بَیعَت‌کنندگان با مولای متّقیان(ع) بودند . رجوع به غَدیرِ خُم
کاروان‌های حُجّاج پس‌از پایانِ مراسِم ، به شهرهای خود عزیمت کرده و اخبارِ غَدیر را در سراسرِ جهانِ اسلام منتشر ساختند .
حضرت محمّد(ص) مدّتی پس‌از حضور در مدینه دچارِ کسالت شدند .ایشان چند روز قبل از تشدیدِ بیماری ، جهتِ اِنهزامِ امپراطوری روم ، لشکری به فرماندهی اُسامَه بن زَیدْ مُهیا کرده و علی‌رغم‌ِ کسالت و ضعفِ شدیدِ جسمی ، پرچمِ فرمانده لشکر را با دستانِ مبارکشان بستند تا ضِمنِ تقویتِ اعتماد به نَفْسِ نیروهای اسلام و احساسِ مسئولیتِ بیشتر ،موفّق گردند عقب‌نشینی مسلمانان در سریه موتَه را که همزمان با جمادی‌الاوّل سال هشتم هجری توسّطِ خالِد بن وَ لید انجام شده بود ،جبران کنند.
در این شرایط ، عِدَّه‌ای از اصحاب و سرانِ فرصت‌طلبِ مهاجر ، علی‌رغمِ تأکیدِ پیامبر (ص) جهتِ همراهی لشکر ، با دست‌آویز قراردادنِ بهانه‌هائی واهی و بی‌اساس ، مانندِ جوان‌بودنِ اُسامَه و یا نگرانی از تشدیدِ بیماری آن‌حضرت ،که چیزی جُز سُست‌بودنِ بنیان‌های اعتقادی آنان نبود ، موانع و کارشکنی‌های بسیاری برای جلوگیری از حرکتِ نیروهای اسلام ایجاد ‌کرده و سرانجام نیز تا زمانِ رحلتِ رسول خدا(ص) ، عزیمتِ لشکر را به تعویق انداختند .رجوع بهاُسامه بن زَید بن حارِثَه
رحمت عالمیان(ص) در لحظاتِ پایانی عُمْرِ شریفِ خود ، از صحابه‌ای که به ملاقاتِ ایشان آمده و در حقیقت ، عاملینِ اصلی عَدَمِ حرکتِ لشکرِ اُسَامَه محسوب می‌شدند ، تقاضای کاغذ و دوات کرده و فرمودند : می‌خواهم مطلبی برای شما بنویسم تا در آینده گمراه نشوید .
عُمَر با بیانِ اینکه بیماری بر پیامبر (ص) غلبه کرده ، مانع از اجرای خواستهآن‌حضرت شده و گفت : قرآن برای ما کافی است !
سخنانِ ناشایستِ پسرِ خَطّاب موجبِ ناراحتی پیامبر  خاتم(ص) گردید . آن‌حضرت صَحابی حاضر را که بعضی مخالف و عِدَّه‌ای موافقِ کلامِ عُمَر بوده و در همین زمینه مُشاجَرَه می‌کردند ، مخاطب قرار داده و خواستند که از اطاق خارج و ایشان را تنها گذارند . نقل است که آن‌جناباز حاضرینِ در مَحَلّ روی گرداندند . رجوع به سَقیفَه بَنی ساعِدَه
حضرت خاتم النّبیین(ص) همزمان با بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجری ، آخرین لحظاتِ حیاتِ خویش را در منزلِ عایشَه سپری کرده و همچُنان که سَرِ مبارکشان بر روی سینه مولای متّقیان ، امامِ انس و جان ،علی بن اَبیطالب(ع) بود ، رحلت فرموده و جانِ پاکِ خود رابه جان‌آفرین تسلیم نمودند . طولِ عُمْرِ پر برکتِ وجودِ شریفِ برگزیده خدا : حضرت محمّد مصطفی(ص) را شصت و سه سال ذکر کرده‌اند .
خصوصیاتِ رفتاری و گفتاری آن‌حضرت اعمّ از ویژگی‌های فردی و اجتماعی ایشان ، در بسیاری از رِوایات و احادیث آمده که بهترین راهنما ، الگو و سرمشقِ آدمیان ، برای پیشرفت و سَـیرِ کمالاتِ انسانی می‌باشد .
پیروی از دستورات ، رَوِش و مَنِشِ منجی عالمِ بشریت ، رسول خَتْمی مَرْتَبَت(ص) می‌تواند بسیاری از آسیب‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی موجود را که اکثراً ناشی از سست بودنِ بُنیان‌های اخلاقی و آموزه‌های دینی انسان‌ها بوده و با گذشتِ زمان به حِقْد ، کینه ، انتقام‌جوئی و حذفِ فیزیکی و غیرِ فیزیکی افراد می‌انجامد ، مرتفع ساخته و جامعه‌ای ایده‌آل و آرمانی بوجود آوَرَد .
جهتِ حُسنِ ختامِ این بحث ، شرحِ بسیار مختصری از ویژگیها و نحوه زندگی ساده و بی‌آلایشِ ایشان ، به عنوانِ نَمی از یمّْ ، ذکر می‌گردد .
از حضرت امام صادق(ع) منقول است که پیامبر  خاتم(ص) به روشِ بندگان و بدونِ سفره ، طعام میل می‌کردند ، مِثْلِ بندگان ، دو زانو می‌نشستند و روی زمین فاقدِ فرش می‌خوابیدند .
نقل است که فاطِمَه زَهْراء سلام الله علیها در غَزْوَه خَنْدَق مقداری نان برایپدرشان فراهم آوردند . رسول خدا(ص) فرمودند : این چیست ؟فاطِمَه سلام الله علیها عرض کرد : قرصِ نانی برای حَسَن(ع) و حُسَین(ع) پخته بودم و این تِکَّه را برای شما آوردم . پیامبر  اکرم(ص) فرمودند : در سه روزِ اخیر ، این اوّلین طعامی ‌استکه می‌خورم .
پیامبر (ص) در هَمَه حالات و در تمامِ آغاز و فرجام‌ها ، با صفای باطن ، به صداقت پای‌بند بوده و آن را تا پایانِ عُمْر مدِّ نظر داشتند و در هَمَه حال می‌فرمودند :
رَّبِّ اَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لّی مِنْ لَّدُنْکَ سُلْطاناً نَّصیرا . سُورَه إِسرا آیه80
ای خدا ! مرا با قَدَمِ صِدْق (در هر لَحْظَه و به هر صَحْنَه‌ای) داخل کن و با قدمِ صدق خارج کن ! و به من از جانب خودت بصیرت و روشنی بده که دائِم یار و مددکارم باشد !
حضرت محمّد(ص) می‌فرمودند :
خوش‌اخلاقی با مردم و خانواده ، ارزان‌ترین و آسان‌ترین کارهای دنیا و پُرثواب‌ترین اَعمال در آخرت است .
مــــا شَیــــئٍاَثْقَــلُ فِـــی الْمـیـــزان مِـــنْ حُـسْـــن الْخُـلْـــق
هیچ چیز در روز قیامت ارزشمندتر از اخلاقِ خوش نیست .
ایشان دربارَه علّتِ انتخابِ خود به پیامبر ی فرمودند :
بُعِثْــتُ لِلْحِلْــمِ مَــرْکَـــزاً وَ لِلْعِلْـــمِ مَعْــدِنــاً وَ لِلصَّبـــرِ مَسْـکـَنـــاً
من برانگیخته شدم تا کانون بُردباری و حِلْم ، و معدنِ دانش و عِلْم وجایگاه صبر و تحمّل باشم .
رسول خدا(ص) در پاسخ به این سؤال که زاهِد کیست ؟ فرمودند :
- زاهِد کسی است که دوست دارد آنچه را خدا دوست دارد .
- زاهِد حَرامِ دنیا را حَرام و از حَلالش نیز اجتنابمی‌کند .
- زاهِد از سخنِ بیهوده آنچُنان دوری می‌کند که از مُردارِ متعفِّن .
امام صادق (ع) همچُنین می‌فرمایند :
پیامبر  اکرم(ص) برای عطر و بوی خوش ، بیشتر از خوراک و غذا اهمیـت قـائـل بـودنـد .
از عایشَه روایت شده است که : حضرت رسول (ص) به خادِم در انجامِ کارهای منزل کمک کرده وگاهاً با او غذا میل می‌فرمودند .منزل را جاروب می‌کردند – شتر را آب می‌دادند –کفشِ خودشان را وصله می‌زدند – گوسفندان را می‌دوشیدند – دربِ منزل را شخصاً به روی مردم باز می‌کردند – آبِ وضو را خودشان فراهم می‌فرمودند . عایشَه می‌افزاید :
- آنچه از بازار می‌خریدند ، با دستانِ خود به خانَه حَمْلْ می‌کردند .
- هرگز جلوی کسی پایشان را دراز نمی‌کردند .
- در برابرِ ستم به خود ، انتقام نمی‌گرفتند .
- با سائِل بسیار مهربان بودند .
- به کسی خیره نمی‌شدند و نگاهشان همیشه کوتاه بود .
-اگر کودکی در حینِ انتخابِ اسم یا نامگذاری ، روی پای پیامبر (ص) ادرار می‌کرد ، ایشان در آن حالت اِجازَه نمی‌دادند که کسی کودک را مجبور به قطعِ بول کند و بعد از پایانِ مراسِم نیز با شادابی وروی خوش ، جامه خود را تطهیر می‌فرمودند .
عایشَه در ادامَه راجع به نبی مکرّم اسلام(ص) می‌گوید :
- اغلبِ اوقات ساکت و کم‌صحبت بودند .
-با گوشه چشم به کسی نگاه نمی‌کردند .
- خوی و خُلقشان نرم بود .
-هنگامِ خشم روی بر می‌گرداندند و به کسی نگاه نمی‌کردند .
-موقِعِ شادی چشمانِ خود را بسته و مُتبسِّم می‌شدند .
- هیچ کس را در لغزِشِ کلام و خطای در گفتار مُؤاخَذَه نمی‌فرمودند .
- آنچه را که مطابق میلشان نبود بدون برخورد تند ، با تغافُل ،چشم‌پوشی فرموده و اِجازَه نمی‌دادند مردم از آن ‌حضرت مأیوس شوند .
- کسی را موردِ مذَمَّت و نکوهش قرار نمی‌دادند .
-در جستجوی عیبِ دیگران نبوده و نِقاط ضعف و یا عیوبِ اشخاص راآشکار نمی‌ساختند .
-یکی از خصوصیاتِ دیگرِ ایشان این بود که بدونِ بدخُلقی ،اَخْم کردن و یا روی در هـم کشیـدن ، از مـردم بـر حـذر بـودنـد .
-با شنیدنِ صدای اَذان ، حالشان دگرگون شده و به نظر می‌رسید کهاز آن ببعد اطرافیان را نمی‌دیدند .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1-  مُرُوجُ الذَّهَب ، ج 1 ، ص516 – تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 28 .
2-  بِحارالانوار ، ج 15 ، ص 105–  اِعلام الوَرَی ، ج 1 ، ص 32 .
3- بِحارالانوار ، ج 15 ، ص 105– التبیان فی تفسیر قرآن ، ج 6 ، ص 273 – التنبیه والاشراف ، ص 195–  طبقات الکبری ، ج 1 ، ص 44 ، مُتَرْجَم .
4- طبقات الکبری ، ج 1 ، ص 96- 95 ، مُتَرْجَم .
5- کشف الغُمَّة ، ج 1 ، ص10 ، مُتَرْجَم.
6- اصول کافی ، ج2 ، ص326 به بعد ، حدیث‌های شماره 5 ، 9 ، 10 ، 17 الی 19 ، 21 ، 22 و 23- حَیَوة القُلُوب ، کتاب دوّم ، تاریخ پیامبر اسلام ، ص 51 .
7- اصول کافی ، ج 2 ، ص 323 ، مُتَرْجَم .
8- مُرُوجُ الذَّهَب مسعودی ، ج 2 ، ص 531 .
9- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 125 ، مُتَرْجَم .
10- برابر نقل قول دیگری زَیْنَب ، رُقَیَّة و اُمِّ کُلْثوم رَبائِبِ (دخترانِ همسرِ) رسولِ خدا می‌باشند . به این ترتیب که آنان را فرزندان حضرت خَدیجَة سلام الله علیها و یا اَولادِ خواهر ایشان می‌دانند که   پس‌از فوتِ مادرشان ، در بَیْتِ پیامبر پرورش یافته بودند . رجوع به بَناتُ النَّبی اَمْ رَبائِبُهُ ، صفحات30 و 77 الی 79 ، 85 و 86 ، جَعْفَر مرتضی عاملی ، چاپ دوّم ، سال1416 قمری ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم - در کتاب‌های سیرة نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 384 ، مُتَرْجَم و تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص390 ، مُتَرْجَم نیز بحثِ فرزندانِ حضرتِ خَدیجَة سلام الله علیها از شوهرانِ قبلیِ آن بانوی بزرگوار ، آمده است .
11- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 402 و 403- سیرَةِ معصومین ، ج 1 ، پیامبر اسلام ، ص 106- 105 ، مُتَرْجَم .
12- تاریخ طَبَری ، ج2 ، ص 41- تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 5 - 374 ، مُتَرْجَم و طبقات‌الکبری ، ج1 ، ص 133 ، مُتَرْجَم ، سِنِّ آن‌حضرت را ذکر نکرده‌اند .
13- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 378 ، مُتَرْجَم . برابر روایت دیگری ، اوّ لین سورةِ نازِلَة ، فاتحة الکتاب و یا مُدَّ ثِّر بوده است .
14- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص9-  508 ، مُتَرْجَم -  فروغ ابدیّت ، ج 2 ، ص 5 - 474 .
15- مِنْهاج السُّـنَّة ، ج 6 ، ص19 ، تألیف ابن تَیْمیَّة ، به استناد صُحاح سِتَّة و مسند ابن‌عبّاس -  سیرَةِ معصومین ، ج 1، ص 277 ، مُتَرْجَم – طبقات‌الکبری ، ج 2 ، صفحات 230 الی 232 ، مُتَرْجَم – صحیح بخاری ، بابِ کراهتِ اختلاف، حدیث شماره7366 ، ج 24 ، ص 187 ، انتشارات دارالکتب علمیه بیروت ، چاپ سوّم ، سال 1424 قمری  – صحیح بخاری ، باب کتابت علم ، حدیث 114 ، ج1 ، ص206 -  صحیح جامع مسلم ، ج 5 ، ص 76 ، کتاب الوَصِیَّة ، باب ترک الوَصیَّة ، حدیث 4322 ، چاپ بیروت .
16-  حیوة‌القلوب ، کتاب دوّم ، ص301 .