مالِک بن قَیسْ - اَبوخَیثَمَـه
مالِک جُزْوِ بَدْریونی است که در جنگهای بسیاری شرکت نموده و از حُسْنِعقیده و ایمانی شایسته برخوردار بود . وی ابتدا عازِمِ غَزْوَه تَبوک گشت و لکن پس از چند روز تدریجاً راجع به هدفِ جنگ دچارِ تردید شده و در روزِ بسیار گرمی به مدینه مراجعت کرد .مالِک با مُشاهَدَه دو همسرش که سایبانهای خود را آبپاشی کرده و نوشیدنیهای سرد و خوراکهای مناسب برای او تدارک دیده بودند ،در آستانه یکی از آلاچیقها ایستاده و با خود گفت : پیامبر خدا(ص)در آفتاب داغ و بادهای گرم و سوزان ، رهسپارِ جهاد باشد و اَبوخَیثَمَه زیرِ سایبان ، با آبِ خنک، غذای مناسب و مهیا ، کنارِ زنانِ پاکیزه استراحت کند !؟ دور از انصاف است ! فَلِذا به سایبانِ هیچیک از زنانش وارد نشد و سوار بر شتر ، جانِبِ رسول اکرم (ص) حرکت کرده و در تَبوک به آنحضرت ملحق گردید .
در بینِ راه عُمَیرْ بن وَهْبْ جُمَحی که وی نیز عازِمِ تَبوک بوده به مالِک پیوست .
مالِک خدمتِ رسول خاتم(ص) رسید و سلام کرد . آن حضرت پساز پاسخ فرمودند : اَبو خَیثَمَه ! نزدیک بود هلاک شوی ! ایشان داستانِ خود را به عرض رسانید . آنجناب اقدامِ وی را تحسین نموده و دربارَه او دعای خیر کردند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج2 ، ص300 ، مُتَرْجَم ، آورده است که اَبوخَیْثَمَة از ابتدای حرکتِ سپاهِ اسلام ، در مدینة باقیمانده بود .
2- همان ، ج2 ، ص 301 – 300 ، مُتَرْجَم – تاریخ پیامبراسلام ، ص518 – مغازی واقِدی ، ج2 ، ص999– 998 ، مُتَرْجَم .