کَعْب بن زُهَیر بن اَبی سُلْمَی مُزَنی
زُهَیر : پدرِ کَعْبْ یکی از شُعرا و سخنپردازانِ معروفِ دورانِ جاهلیت و اسلام است .
قَصیدَه میمیه زُهَیر به عنوان یکی از معلَّقات سَبْعْ ، تا قبل از اسلامبر دیوارِ کَعْبَه آویخته و جهانِ عَرَب به آن افتخار و مباهات میکرد . زُهَیر دو پسر به نامهای کَعْبْ و بُجَیرْ داشت .
کَعْب دشمنِ رسول خدا(ص) و بُجَیر یار و یاورِ آنحضرت بود .
کَعْب در اَشعارِ خود به پیامبر (ص) طعن زده و بد میگفت . وی هنگامیکه اطّلاع یافت برادرش بُجَیر اسلام آورده ، اَشعاری در نکوهشِ وی سرود . بُجَیر اَشعارِ مذکور را به حضرت محمّد(ص)عرضه داشت . ایشان فرمودند : کَعْب را هر کجا دیدید ، بِکُشید !و بهاینترتیب او مَهْدُورالدَّم اعلام شد . بُجَیر طِی نامَهای برادرش را مُخاطب قرار داده و ضِمنِ برشمردنِ عاقبتِ شومِ بدگوئی به رسول اکرم (ص) ، از وی خواست که اسلام آوَرَد .
کَعْب فوراً خود را به مدینه رسانید و قَصیدَه لامیهای در مَدْحِ پیامبر اکرم(ص) سُرُوده و سپس بطورِ ناشناس در مسجد حاضر و پُشتِ سرِ آنحضرت به نماز ایستاد و در پایان به حضرت رَحْمَه لِلْعالَمین(ص)نزدیک شده ، دست در دست ایشان نهاد و عرض کرد : ای رسول الله(ص) ! کَعْب بن زُهَیر آمده است که توبه کند و اسلام آوَرَد . آیا او را امانمی دهی ؟ آنحضرت فرمودند : آری . وی بلافاصِلَه خود را معرّفی کرده و گفت : مَنْ کَعْب بن زُهَیرَم و سپس قَصیدَه لامیهاش را برای آنجناب و حاضرین قرائت کرد .
قَصیدَه او موردِ توجّه مسلمانان قرار گرفت بطوریکه آناندر حفظ ، نشر و شرحِ آن می کوشیدند .
نقل است که رسول گرامی اسلام(ص) بُرْدَه و یا رِدائی به وی هدیه دادند . بُرْدَه مذکور ، توسّطِ مُعاویه بن اَبی سُفیان به قیمتِ سی هزار دِرَم از فرزندانِ کَعْبْ خریداری شده و در خزانه حکومتی نگهداری و بینِ خُلَفاء دست بدست میگشت . این بُرْدَه همان روپوشی است که خُلَفاءِ عبّاسی روزهای عید بر تن میکردند .گفتهاند که در سال 656 هجری ، پساز قتلِ مُسْتَعْصَم : آخرین خَلیفَه عبّاسی ، رِداءِ یاد شدهبدستِ هلاکو خان مغول افتاد . بنا به روایت دیگری ، آن رِداء توسّطِ هُلاکو خان مغول سوزانده شد . نظرِ دیگری نیز هست که میگویند رِداءِ واقعی به قُسْطَنْطَنیه انتقال یافته و در آنجا محفوظ است .
منوچهری در اَشعارِ خود ، با کلمه رِدِی به همین بُرْدَه اشاره دارد .
ور عطا دادن به شعر شاعران بودی فُسُوس احمد مُرْسَل ندادی کَعْبْ را هدیه رِدِی
وفاتِ کَعْب در سال 28 هجری قمری اتّفاق افتاد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مهدورالدم : کسی که ریختنِ خونش حلال است و کُشتنِ او قصاص و یا دِیَه ندارد .
2- بُرْدْ : رِداء یا جامةِ خط دار یَمَنی است که اعراب خود را در آن میپیچند . بُرْدَه : واحد بُرْد میباشد .
3- دِرَم : همان دِرْهَم ، واحد پول در اَوائِلِ اسلام بود .
4- رِدِی : رِداء ، روپوش ، بُرْدَه .
5- لغت نامَةِ دهخدا – تاریخ پیامبر اسلام ، ص 501 الی 503 .