|     |     |  EN |   AR   

قصی بن کلاب

قصی بن کلاب

قُصَی بن کِلاب -اَ بُومُغَیرَه -مُجَمِّع -زَیدْقُصَی جَدِّ چهارمِ رسول خدا(ص) و نامِ مادرش : فاطِمَه بنت سَعْد بن سَیلْ می‌باشد .نَسَبِ اُمُّ الْمُؤمِنین : حضرت خَدیجَه سلام الله علیها بنت خُوَیلِدْ ، زُبَیر بن عَوّ ام بن خُوَیلِدْ ، وَرَقَه بن نَوفَلْ و همچُنین نَسَبِ قَبیلَه بَنی شَیبَه به فرزندان ...

  • ۲۰:۳۳ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
قُصَی بن کِلاب -اَ بُومُغَیرَه -مُجَمِّع -زَیدْ
قُصَی جَدِّ چهارمِ رسول خدا(ص) و نامِ مادرش : فاطِمَه بنت سَعْد بن سَیلْ می‌باشد .
نَسَبِ اُمُّ الْمُؤمِنین : حضرت خَدیجَه سلام الله علیها بنت خُوَیلِدْ ، زُبَیر بن عَوّ ام بن خُوَیلِدْ ، وَرَقَه بن نَوفَلْ و همچُنین نَسَبِ قَبیلَه بَنی شَیبَه به فرزندانِ قُصَی می‌رسد .
زَیدْ هنوز در گهواره بود که پدرِ خود : کِلاب بن مُرَّه را از دست دادهو مادرش با مردی به نامِ رَبیعَه بن حَرام عُذْرِی ازدواج کرد . ربَیعَه با خانواده‌اش به شام عزیمت کردند . چون زَیدْ از زادگاهِ پدری خود کوچ کرده بود لِذا او را قُصَی ، یعنی دور شده ، نام نهادند .
قُصَی دورانِ کودکی را در شام پُشتِ سَر می‌گذاشت و لکن در میانِ جوانانِ قَبیلَه بَنی عُذْرَه ، احساسِ بیگانگی‌کرده و مُدام بینِ او و دوستانش اختلافاتی پیش‌ می‌آمد و آنان نیز وی را اَجْنبی می‌خواندند . قُصَی از این نحوه برخورد بسیار متأثِّر بوده و سرانجام چون نتوانست وضعیتِ پیش آمده را تحمُّل کند ، به مکّه بازگشت .
زَیدْ که از هوش و استعدادِ سرشاری برخوردار بود ، در مکّه باحُبَّی بنت حُلَیلْ بن حُبْشیه  خُزاعِی ازدواج کرده و صاحبِ فرزندانی شد . ایشان به مرور از موقعیتِ بهتری برخوردار و دارای وجهه اجتماعی بالاتری می‌گردید .
در آن دوران ، امورِ بخشِ مهمّی از حَجّ شامِلِ : حرکت از عَرَفات ،رَمْی جَمَرات و کوچ کردن از مِنَی ، در اختیارِ قَبیلَه صوفَه و متعلِّق بهغَوث بن مُرّ بن اَدِّ بن طابخَه بود . زَیدْ تمایل نداشت که چُنین امتیازِ مهمّیدر اختیارِ دیگران باشد ولِذا پس‌از جنگی سخت ، این اِجازَه را از قَبیلَه مذکور سلب و دستِ آنان را از اَعمالِ حَجّ کوتاه نمود .در آن هنگام کلیدداری کَعْبَه در یدِ قدرتِ قَبیلَه خُزاعَه بود که پس‌از جُرْهُمیان ، بر مکّه غالِب شده بودند .
قُصَی با قَبیلَه مذکور نیز مبارزه‌ای هَمَه‌جانبه را آغاز نموده بطوری‌‌که عِدَّه زیادی از طرفین کُشته شدند . پایانِ این کارزار به حکمیت انجامید و دو طرف یعْمُر بن عَوْف بن کَعْبْ کِنانی را جهتِ داوری انتخاب کردند .یعْمُر به نفعِ قُصَی رأی داده و گفت : چون از ابتدا حقّ با قُصَی بوده و قَبیلَه خُزاعَه آنرا نپذیرفته لِذا بَنی خُزاعَه عامِلِ برپایی این جنگ محسوب و خون‌های ریخته شده مردانشان نیز پایمال و بدونِ تاوان اعلان می‌گردد . یعْمُر بن عَوْف به دلیلِ همین قضاوت ، شَدّ اخ  نامیده شد . قُصَی پس‌از پیروزی بر قَبیلَه خُزاعَه ، با در اختیارگرفتنِ کلیدداری کَعْبَه و حذفِ سایرِ گروه‌ها از مسئولیت‌های بَیت الله الحرام ، تمامِ امورِ خانَه خدا را در اختیارِ خود و فرزندانش قرار داد .
قُصَی در پایانِ این موفّقیت‌ها ، قُرَیش را به دوازده قَبیلَه تقسیم کرد و مَحَلِّ استقرارِ بُطُونِ قبایل را نیز مشخَّص نمود . او چند بَطْن از بَنی هاشِم را در بِطاح  مکّه یعنی در زمین‌های ناهموار و نزدیکِ مسجدالحرام جای داد که به قُرَیش بِطاح  معروف شدند و بطن‌های دیگر را در ظَواهِرِ مکّه یعنی بیرونِ شهر ، بلندی‌ها وکوه‌ها منزل داد که به قُرَیش ظَواهِر مشهور گردیدند .
اسامی قُرَیشِ بِطاح عبارتند از :
1- بَنوهاشم بن عَبْد مَناف
2- بَنو مُطَّلِب بن عَبْد مَناف
3- بَنو حارِث بن عَبْدالمُطَّلِب
4- بَنو اُمَیه بن عَبْد شَمْس بن عَبْد مَناف
5- بَنو نَوفَل بن عَبْد مَناف
6- بَنو حارِث بن فِهْرْ
7- بَنو اَسَد بن عَبْد الْعُزَّی
8- بَنو عَبْدالدّ ار بن قُصَی
9- بَنو زُهْرَه بن کِلاب
10- بَنو تَیمْ بن مُرَّه
11- بَنو مَخْزُوم
12- بَنو یقَظَه بن مُرَّه
13- بَنو مُرَّه بن کَعْبْ
14- بَنو عَدِی بن کَعْبْ
15- بَنو سَهم بن عُمْرو بن هُصَیصْ
16- بَنو جُمَح بن عَمْرو بن هُصَیصْ
اسامی قُرَیشِ ظَواهر عبارتند از :
1- بَنو مالِک بن حَنْبَل (یا حِسْلْ) بن عامِر بن لُؤَی
2- بَنو مُعَیط (یا معیص) بن عامِر بن لُؤَی
3- بَنو نِزار بن عامِر
4- بَنو سامه بن لُؤَی
5- بَنو اَدْرَم : تَیم(یا تَمیم) بن غالِب بن فِهْرْ
6- بَنو مُحارب بن فِهْرْ
7- بَنو حارِث بن عَبْدالله بن کِنانَه
8- بَنو عائِذَه : بَنو خُزَیمَه بن لُؤَی
9- بَنو بُنانَه : بَنو سَعْد بن لُؤَی
قُصَی چون قُرَیش را سَر و سامان بخشیده و از پراکندگی نجات داد به مُجَمِّع شهرت یافت . او همچُنین قُرَیش را که گمنام و پراکنده بودند ، شهرت و آبرو داده و عزّتمند ساخت . آنان نیز به پاسِ احترام و قدردانی از وی ، دستوراتش را مانندِ احکامِ دینی واجب‌الاطاعه می‌دانستند .
قُصَی همچُنین مجلس شورای مکّه به نامِ دارُ النَّدوَه  را بنیان نهاد ومسئولیتِ اداره آن را به فرزندش عَبْدالدّ ار سپرده و سایرِ مَناصِبِ کَعْبَه شامل : لِواء ، سِقایت  ، رِفادَت  ، حِجابَت  و غیره را نیز بینِ پسرانِ خود تقسیم کرد .
نقل است که قُصَی گفته بود : چهار پسر داشتم که دو تا رابه بُتِ خویش منسوب کردم ، یکی را به خانَه‌ام و آخری رابه نامِ خودم .
اسامی پسرانِ وی عبارت است از : عَبْدمَناف(مُغَیرَه) ، عَبْدالعُزَّی ، عَبْدالدّ ار و عَبْد قُصَی . نامِ دخترانِ وی بَرَّه و تَخْمُر می‌باشد .
قُرَیش باتوجّه به منزلتِ والا و بزرگواری قُصَی ، مرگِ او رامبدأ تاریخِ جهانِ عَرَب تعیین کرد که تا سالِ حَمْلَه فیل‌ها (عام الفیل)موردِ استفاده قرار می‌گرفت .
ایشان در قرن پنجم میلادی از دنیا رفته و در حَجُون مکّه دفن شد .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 304 ، مُتَرْجَم - تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 15 .
2- بِطاح : گذرگاه‌های ناهموار ، پر سنگ و شن و مسیر سیلاب است . مُفرد آن می‌شود : بَطِح و بَطْحَاء.
3- قُرَیْش بِطاح :  طوایِفی از قُرَیْش را گویند که میانِ دو کوهِ مکّة به نام‌های اَبو قُبَیْسْ و احمد (یا اَحْمَر) سکونت داشتند . کَفِ دَرّه را بَطْحَاء گویند که خانَةِ کَعْبَة در آن قرار گرفته است و به همین علّت ، گاهاً وادیِ مکّة و یا خود مکّة را بَطْحَاء می نامند . لغت‌ نامَةِ دهخدا .
4- مُرُوجُ الذَّهَب مسعودی ، ج 1 ، ص 518 .
5- نَدْوَة : مجلسِ مشورتی .
6- لِواء : فرماندةِ هر سپاهی که می‌خواست از مکّة خارج شود ، برای او پرچمی می‌بستند که لِواء نام داشت .
7- سِقَایَت : آب دادن به حاجیان .
8- رِفادَت : پذیرایی از حُجّاج .
9- حِجابَت : کلیدداری خانَةِ کَعْبَة .
10- تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 14 .
11- تاریخ یعقوبی ، ج 1 ، ص 304 الی310 ، مُتَرْجَم – سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 1 ، ص 83 الی90، مُتَرْجَم – تاریخ طَبَری ، ج 2 ، ص 14 الی 19 .