فَضالَه بن عُمَیر بن مُلَوِّح لَیثی
رسول خدا(ص) پساز فَتْحِ مکّه درحالِ طواف بودند که فَضالَه با نیتِ کُشْتَنِ آنحضرت ، به ایشان تقرُّب جُست . پیامبر (ص) پرسیدند : فَضالَهای؟ عرضکرد : آری . فرمودند : با خود چه گفتی ؟ پاسخ داد : چیزی نبود ، ذکرِ خدا میگفتم . آنحضرت با سیمائی مُتبسِّم اظهار داشتند : استغفارکن ! و سپس دستِ مبارکشان را روی سینه او گذاشتند تا دلش آرام گرفت . فَضالَه میگوید : هنوز دستِ محمّد(ص) از سینهام جدا نشده بود که احساس کردم هیچکس را در روی کره زمین به اندازهآن وجودِ شریف دوست ندارم.
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج2 ، ص 259 ، مُتَرْجَم .