غَزْوَه ذی قَرَدْ - ماه جمادی الاوّل سال ششم هجری
ذی قَرَد آبگاهی واقع در دوازده مایلی مدینهبسوی شام و همجِوار با سرزمینِ قبایل غَطَفان است .
عُیینَه بن حِصْن بن حُذَیفَه بن بَدْر فَزاری همراه با سوارانیاز غَطَفان به چراگاهِ غابَه حَمْلَه بُرده و شترانِ شیردِه رسول خدا(ص)را غارت کردند . آنان پسرِ اَباذَرّ را که نگهبانِ شتران بود ،به وضعِ فجیعی کُشته و سپس با اسیر کردنِ همسرِ اَباذَرّ ،متواری شدند .
نخستین نفر از اصحاب که از این ماجرا خبر یافت ،سَلَمَه بن عَمْرو بن اَکْوَع اَسْلَمِی بود . وی در تعقیبِ دزدان عازِمِ غابَه شد و به محضِ مُشاهَدَه آنان، بیدرنگ از کوهِ سَلْعْبالا رفته و فریادِ واصَباحاه سَر داد . حضرت محمد(ص)بانگِ سَلَمَه را در مدینه شنیده و با ندای اَ لْفَزَع ! اَ لْفَزَع ! و یا خَیلَ اللهِ اِرْکَبی ! اصحابِ سوارکار را فراخواندند و سپس بدونِ فوتِ وقتو قبل از رسیدنِ نیروهای کمکی ، همراه با کسانی که در دسترسِ ایشان بودند ، به ذی قَرَد عزیمت و ضِمنِ درگیری مختصری ، شتران را بازستاندند . همسرِ اَباذَرّ نیز همزمان بر یکی ازشترانِ سرقتی سوار شده و از چنگِ مشرکان گریخت .وی فرصتی کوتاه در مُصاحبت با پیامبر (ص) قرارگرفته وبه ایشان عرض کرد : یا رسول الله(ص) ! من نذر کردهام که اگر آزاد شوم ، این شتر را نَحْر کرده و از جگر و کوهانش بخورم . آنحضرت با تبسُّم فرمودند :
چه فرجامِ بدی رقم زدهای برای شتری که عامِلِ نجاتت بوده و تو در عِوَض میخواهی او را بِکُشی !ایشان همچُنین افزودند :
نَذْرِ متضمِّنِ معصیت و نَذْرِ آنچه مِلْکِ دیگران است ، صحـیـح نـمـیبـاشــد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 347 الی 350 - مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 537 الی 539 - سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 177 الی 179 ، مُتَرْجَم .