غَزْوَه حَمْراءُ الاَسَد
حَمْراءُالاَسَد ناحِیهای در ده مایلی مدینه میباشد . نیروهای قُرَیش پساز پیروزی در نبرد اُحُد و عزیمت بسوی مکّه ، در بینِ راه تصمیمگرفتند که باتوجّه به تلفات و صَدَماتِ سنگینِ وارِدِه به نیروهای اسلام ، پیشاز آنکه مسلمانان فرصتی برای مُداوای مجروحین حاصل نموده و یا مَجالِ بازسازی و مرمّتِ وسائِل را پیدا کنند ، به مدینه بازگشتهو با انجامِ حَمْلَه دیگری ، کارِ آنان را یکسرهکرده و کاملاً نابودشان سازند .
هنگامیکه این خبر به گوشِ رسول خدا(ص) رسید ، آنحضرت در اجرای فرمانِ خداوند دستور دادند : فقط کسانی که در اُحُد شرکت کرده و حتّی مجروحین ، آماده حرکت و مُقابَلَه با سپاهِ قُرَیش شوند !
جابِر بن عَبْدالله اَنصاری که پدرش در اُحُد به شهادت رسیده بود ، خدمتِ پیامبر خدا(ص) شرفیاب و عرض کرد : یا رسول الله(ص) !من به امرِ پدر ، سرپرستی هفت خواهرم را در مدینه عُهْدَهدار بودمو لِذا نتوانستم در جنگ اُحُد شرکت کنم . اینک اِجازَه میخواهم مرابه همراهی خویش سرافراز فرمائید . آنحضرت جابر را اِذْنْ دادندو او تنها شرکتکننده در غَزْوَه حَمْراءُالاَسَد بود که در اُحُد حضور نداشته است .
پیکارِ اُحُد روزِ شنبه هفتم یا پانزدهمِ شوّالِ سالِ سوّمِ هجری پایان یافت و صبحِ روزِ بعد : یکشنبه ، پساز اِقامَه نمازِ صبح ،بِلال نیروهای اسلام را برای غَزْوَه حَمْراءُالاَسَد فرا خوانْد .
سَعْد بن مُعاذ و سَعْد بن عُبادَه و مردانِ قَبیلَه آن دو که اکثراً مجروح و اغلب چندین زخم بر تن داشتند ، آماده حرکت شدند . علی(ع) پرچمِغَزْوَه حَمْراءُالاَسَد را در دست داشت .
رسول اکرم (ص) سه نفر به نامهای سَلیط بن سُفیان ، نُعْمان بن خَلَف و برادرش : مالِک بن خَلَفْ را به عنوانِ طلایهدارانِ سپاهِ اسلام ، جلوتر از سایرین اعزام کردند .
تمامِ پیشقراولانِ این نبرد و بنا به قولی نُعمان و مالِک ، توسّطِ نیروهای دشمن شهید شدند . برابرِ دستورِ پیامبر خاتم(ص) ، دو برادرِ شهید رادر یک قبر به خاک سپرده و لِذاقَرینان لقب گرفتند .
رزمندگانِ اسلام ، روزهای دوشنبه ، سه شنبه و چهارشنبه را در حَمْراءُ الاَسَد ماندند . آنان شبها در پانصد مَحَلّ آتش بر میافروختند تا شُمار نیروهای مسلمان در نظرِ دشمنان ، خیلی بیشاز آنچه واقعیت دارد ، نشان داده شود .
مَعْبَد بن اَبی مَعْبَد خُزاعی که هنوز مُشْرِک و لکن از دوستانِ پیامبر اکرم(ص) و مسلمین بود ، آنحضرت را در حالِ تعقیبِ مشرکین ملاقاتنموده وضمنِ اظهارِ تأسُّف و همدردی از فرجامِ اُحُد ، سریعاً خود را به رَوْحاء : مَحَلِّ توقّفِ لشکریانِ قُرَیش رسانده و نیروهای اسلام را فوقالعاده قدرتمند ،پُر توان ، خروشان و انبوه توصیف کرد . وی همچُنین در حضور اَبوسُفیان ، اَشعاری حَماسی و مهیج در وصفِ اُبُّهَت و شکستناپذیری مسلمانان سُرُوده و باینترتیب مشرکین مرعوب و از بازگشت به مدینه منصرف شدند .
اَبوسُفیان نیز سیاستی مشابِهِ تَرْفَنْدِ مَعْبَد اتّخاذ کرده و به کاروانی از عَبْدالقَیسْ که عازِمِ مدینه بودند قَول داد چُنانچه پیامی اغراقآمیز از قدرتِ رزمی نیروهای قُرَیش به حضرت محمّد(ص) و مسلمانان رسانده و بتوانند آنان را متَوَحِّش سازند ، سالِ بعد ، در بازار عُکاظ بارِ شترانشان رااز مویز پُر خواهد کرد .کاروانِ مذکور طبقِ خواسته اَبوسُفیان ، با مسلمانان در حَمْراءُ الاَسَد ملاقات و آنان را از تصمیمِ اَبوسُفیان و سپاهِ قُرَیش جهتِ انهدامِ کامِلِ باقیمانده لشکریانِ اسلام بیم دادند . آنحضرت و متعاقِبِ آن رزمندگانِ اسلام گفتند : خدا ما را بَس است و او چه نیکو حمایتگری است . آیه 173 سُورَه آل عِمران در همین زمینه نازل گردید .
173) اَلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ اِنَّ النَّاسَقَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُم إیمَاناً وَ قَالُوا حَسْبُنَااللهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ
وقتیکسانی به مُؤمِنان گفتند : بترسید زیرا عِدَّه زیادی از دشمنان علیه شما گرد آمدهاند ! مُؤمِنان بر اعتقادشان افزوده شده و گفتند : خدا ما را بس است و او بهترین وکیل است .
اَ بُو عَزَّه شاعری مُعیل و فقیر بود که همراه با نیروهای کُفّار و مشرکیندر جنگ بَدْر شرکت کرده و به اسارتِ رزمندگانِ اسلام در میآید لکن به بهانه بیسرپرستبودنِ فرزندانش و با این شرط که دیگر بر ضدِّ مسلمانان اقدامی انجام ندهد ، آزاد میگردد . او با تطمیع از سوی صَفْوان بن اُمَیه ، پیمانشکنی نموده و مجدّداً در جنگ اُحُد علیه مسلمانان حاضر و به پشتیبانی از سپاهیانِ کُفر میپردازد .
نیروهای اسلام هنگامِ بازگشت از حَمْراءُ الاَسَد، اَبُو عَزَّه را که در بیابانهای اطراف مدینه سرگردان بود دستگیر و به قتل رساندند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- طبقاتالکبری ، ج 2 ، ص 47 ، مُتَرْجَم .
2- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص336 - طبقات الکبری ، ج 2 ، ص 46 ، مُتَرْجَم .
3- طبقاتالکبری ، ج 2 ، ص 47 ، مُتَرْجَم .
4- رَوحاء : مَحَلّی در سی مایلی مدینة بسوی مکّة میباشد . علّتِ این نامگذاری را توقّف و استراحتِ تُبَّع : پادشاهِ یَمَن ، هنگام بازگشت از جنگ با اهلِ مدینة ذکر کردهاند .
5- فروغ ابدیّت ، ج 2 ، ص 79 .
6- تاریخ پیامبر اسلام ، صفحات 279 و 280- سیرَةِ معصومین ، ج1 ، ص 158 ، مُتَرْجَم .
7- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 340– 334 .