|     |     |  EN |   AR   

غزوه بنی نضیر

غزوه بنی نضیر

غَزْوَه بَنی نَضیر _ ماه ربیع الاول سال چهارم هجری یهودیانِ جنوبِ شبه جزیره عربستان ، درحدودِ یک قرن پیش از میلاد به نواحی شمالی عربستان کوچ کردند .قَبیلَه بَنی نَضیر از یهودیانِ شمالِ عربستان بودند که در مدینه سکونت گزیدند .رسول خدا(ص) با دریافتِ اخبارِ مربوط به حادِثَه بِئْر مَعونَه که در آن تعداد ...

  • ۱۸:۳۶ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
غَزْوَه بَنی نَضیر _ ماه ربیع الاول سال چهارم هجری
یهودیانِ جنوبِ شبه جزیره عربستان ، درحدودِ یک قرن پیش از میلاد به نواحی شمالی عربستان کوچ کردند .
قَبیلَه بَنی نَضیر از یهودیانِ شمالِ عربستان بودند که در مدینه سکونت گزیدند .
رسول خدا(ص) با دریافتِ اخبارِ مربوط به حادِثَه بِئْر مَعونَه که در آن تعدادی از مأمورینِ تبلیغی مسلمان ، توسّطِعامِر بن طُفَیلْ: رئیسِ قَبیلَه بَنی عامِر و با کمک و پشتیبانی طَوایفِ بَنی سُلَیمْ شهید شدند ، بسیار متأثِّر می‌گردند . عَمْرو بن اُمَیه که از این فاجِعَه نجات یافته و داغدارِ شهادتِ دوستانش بود ، در مسیرِ بازگشت به مدینه ، دو نفر از بَنی عامِر را بدونِ اطّلاع از هم‌پیمانی آنان با مسلمانان ، بِعِوَضِ خونِ شهیدانِ همرزمش ، در خواب غافلگیر کرده و از پا در می‌آوَرْد .
پیامبر  خدا(ص) از اقدامِ عَمْرو ناراحت شده و فرمودند :خونبهای آن دو نفر باید پرداخت شود .
باتوجّه به اینکه قَبیلَه بَنی نَضیر از متّحدینِ بَنی عامِر بوده و با مسلمانان نیز در تَادِیه این قبیل کمک‌ها ، مراوَداتی داشتند ، رسول اکرم (ص) باتّفاقِ جمعی از اصحاب‌ شامِلِ : علی (ع) ، اَبوبکر ، عُمَر ، طَلْحَه ، زُبَیر ، سَعْد بن مُعاذ ، سَعْد بن عُبادَه ، اُسَید بن حُضَیر و ... ، برای تأمینِ خونبهای مذکور ، نزدِ بَنی نَضیر رفتند .
سرانِ بَنی نَضیر عَلی‌الظاهِر از پرداختِ هرگونه کمکی استقبال کرده و لکن در باطِن قصد داشتند توسّطِ عَمْرو بن جِحاش و با پرتابِ سنگی از پشتِ‌بام ، آن‌حضرت را به قتل رسانند . یکی از رُؤَسای بَنی نَضیرْ کهسَلّام بن مِشْکَم نام داشت با آنان مخالفت کرده و می‌گوید :محمّد(ص) به نحوی مُطّلِع خواهد شد و این کار ، عملی نیست لکن اِبنِ جِحاش و یارانش بر اجرای خواسته خود اصرار می‌ورزیدند .
رسول گرامی اسلام(ص) با دریافتِ پیامِ جبرئیل امین از توطِئَه یهودیان آگاه و لِذا در پوشِشِ انجامِ حاجتی ، مَحَلّ را تَرْک و به مدینه بازگشته  و سپس توسّطِ محمّد بن مَسْلَمَه به بَنی نَضیر پیغام می‌دهند که باید ظرفِ مدّتِ ده روز مدینه را تَرْک کنند .
یهودیان درصَدَدِ تَرْکِ مدینه برآمدند لکن با وَعْدَه‌های دروغینِ منافقانِقَبیلَه بَنی عَوْف همانندِ عَبْدالله بن اُبَی ، وَدیعَه ، مالِک بن اَبی قَوقَلْ ، سُوَیدْ و داعِس ، از تصمیمِ خود منصرف و حُیی بن اَخْطَبْ : رئیسِ قَبیلَه بَنی‌نَضیر ، صراحتاً برایپیامبر  خدا(ص) پیغام می‌فرستد که مدینه را تَرْک نخواهند کرد .
حضرت محمّد(ص) فرمانِ جنگ با بَنی نَضیر را صادر و پس‌از تعیینِ عَبْدالله بن اُمّ مَکتوم به عنوانِ جانشینِ خود در مدینه ، همراه با اصحاب ،تکبیرگویان عازِمِ قِلاعِ بَنی نَضیرگشته و آنجا را مُحاصَرَه می‌کنند .مولی‌الموحّدین علی (ع) پرچم‌دارِ این غَزْوَه بود .
دربندانِ بَنی نَضیر پانزده روز به طول کشیده و در این مدّت سَعْد بن عُبادَه برای نیروهای اسلام خرما ارسال می‌کرد .
بِلال در مَحَلِّ بَنی‌نَضیر ، خَیمَه‌ای جهتِ رسول خدا(ص) برپا کرد .تیراندازی توانا از یهودیان به نامِ عَزْوَکْ ، با تلاشِ فراوان تیری بسوی خَیمَه‌آن‌حضرت رها ساخت که بر بدنَه چادر نشست .
همان شب ، مسلمانان در شُرُفِ اِقامَه‌ِ نمازِ عِشاء بودند کهمولای متّقیان علی (ع) ناپدید گشت . اصحابِ پیامبر (ص) جویای وی شدند . آن‌حضرت فرمودند : او را وا نِهیدکه به دنبالِ اموری رفته و باز می‌گردد . پس‌از مدّتی علی(ع) درحالی‌که سرِ بریده عَزْوَکْ را در دست داشتبر رسول اکرم (ص) وارد می‌شود .
باتوجّه به طولانی شدنِ مدّتِ حَصْرِ بَنی نَضیر ، رسول الله(ص) دستورِ قَطْع و یا سوزاندنِ تعدادی از نخل‌های یهودیان را صادر می‌فرمایند . با این اقدام ، رعب و وحشتِ عجیبی قَبیلَه بَنی نَضیر را فرا گرفته و خِطاب به آن‌جناب عرض می‌کنند :
محمّد(ص) ! تو همگان را از فساد و تبهکاری نهی می‌کردی !پس قطع کردنِ درختان و سوزاندنِ آنها چه معنایی دارد !؟
در این هنگام آیه پنجم سُورَه حَشْرْ نازل شد :
5) ما قَطَعْتُمْ مِنْ لینَه اَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَه عَلَی اُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللهِ وَ لِیخْزِی الْفَاسِقینَ .
 آنچه از درختان خرما را (که در دیار بَنی نَضیر) قطع کرده و یا به همان وضعِ سابق رها کردید ، همه در اجرای امر خدا و برای خواری و سرکوبی فاسقین بود .
سرانجام ، انتظارِ بَنی نَضیر برای دریافتِ کمک از جانبِ عَبْدالله بن اُبَیو سایرِ یارانِ منافِقَش بی‌نتیجه می‌مانَد . متعاقبِ این اَمْر ، آیه 11 سُورَه حَشْرْ ابلاغ می‌گردد .
11) اَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نَافَقُوا یقُولُونَ لِإِخوانِهِمُ الَّذینَ کَفَروا ...
ای رسول(ص) آیا ندیدی منافقین را که نفاق ورزیدند و به برادران خود که همان (یهودان) اهل کتاب‌ بوده وکافر شدند ، اظهار نمودند : اگر شما را از دیارتان اخراج نمایند ما هم با شما خارج خواهیم شد و در راه حمایتتان ،از احدیتبعیت نمی‌کنیم و اگر جنگ با شما را آغاز کنند ما نیز به کمکتان می‌آئیم .خدا گواهی می‌دهد که آنان دروغ می گویند .
بَنی نَضیر با ناامید شدن از دریافتِ هرگونه کمکی توسّطِ منافقین ،نماینده‌ای نزدِ پیامبر  خدا(ص) اعزام و پیشنهاد می‌دهند : اگر دست از ما بِدارید مدینه را تَرْک خواهیم کرد .
آن‌حضرت فرمودند : حال‌که بصورتِ مسالمت‌آمیز از مدینه خارج نشدند ، هر خانواده مجاز است فقط به اندازه یک بارِ شتر از دارائی‌اَش راهمراه داشته باشد .
البته برابرِ نقلِ قولِ دیگری ، آنان هَمَه اموالِشان را با خود بُرده وساختمان‌ها را نیز تخریب کردند .
بَنی‌نَضیر سرانجام بدونِ هیچ برخوردی مدینه را تَرْک و جمعِ کثیری از آنان به شام رفتند . سَلّام ، کِنانَه و حُیی بن اَخْطَب نیز رهسپارِ خَیبَر شدند .
در این شرایط دو نفر از قَبیلَه بَنی نَضیر به اسامی یأْمین بن عُمَیرْ واَبو سَعْدِ بن وَهْبْ اسلام آوردند . یأْمین حتَّی برای قتلِ عَمْرو بن‌جِحاش برنامه‌ریزی نموده و یک نفر را برای اجرای این مأموریت انتخاب و اعزام می‌کند‌ . رجوع به یأْمین بن عُمَیرْ
نقل است که سُورَه حَشْرْ تماماً دربارَه بَنی نَضیر نازل شده واِبن عبّاس آنرا سُورَه بَنی نَضیر می‌نامید .
پیامبر (ص) هنگامِ تقسیمِ غَنائِمِ بدست آمده از بَنی نَضیر ، خِطاب به اَنصاریعنی قَبایلِ اَوس و خَزْرَج فرمودند :
اگر می‌خواهید ، آنچه را خدای متعال از اَموالِ بَنی نَضیر نصیبِ من ساخته ، میانِ اَنصار و مهاجران تقسیم کنم و در عِوَض ، شما همچُنان میزبانِ مهاجران در خانَه‌هایتان باشید و در غیرِ این صورت ، غنائِم را تماماً به آنان بدهم تا بتوانند مَسْکَنِ مستقلّی تَهیه و از منازِلِ اَنصار خارج شوند .
سَعْد بن عُبادَه و سَعْد بن مُعاذ گفتند : ای رسول الله(ص) ! هَمَه را بینِ مهاجرین قسمت فرما و آنان نیز کماکان در ساختمان‌های ما ساکن باشند . دیگر مردانِ اَنصار نیز جملگی نظرِ آن دو را تأیید کردند .
پیامبر  رحمت(ص) در حقِّ اَنصار و فرزندانشان دعا فرموده و شمشیرِ پسرِاَبی الْحُقَیق را به سَعْد بن مُعاذ هِدیه دادند .
سرانِ بنی نَضیر شامِلِ حُیی بن اَخْطَب ، سَلّام بن ابی الحُقَیقْ ، کِنانه بن رَبیع و سَلّام بن مِشْکَم و همچُنین دو نفر از قَبیلَهبَنی وائِل به اسامی هُوذَه بن قَیسْ و اَ بُوعَمّار که پس‌از تَرْکِ مدینه عازِمِ خَیبَر شده بودند ، مدّتی بعد رهسپارِ مکّه گشته و ضِمنِ انجامِ مُذاکَرَه با سرانِ قُرَیش و اظهارِ اینکه ما و شما هر دو آماجِ حملاتِ محمّد(ص) و یارانش قرارگرفته‌ایم ، به تشویق و تحریکِ احساسات و عواطفِ مشرکین و کُفّارِ مکّه پرداخته و آمادگی کاملِ خود را نیز جهتِ هرگونه پشتیبانی و حمایت از نبرد علیه مسلمانان اعلام داشتند .
سرانِ بَنی نَضیر در اِدامَه تشجیعِ مشرکین علیه مسلمانان گفتند : اگرچهبَنی قُرَیظَه علی‌‌الظاهر در پیمان با محمّد(ص) می‌باشند مَعَ‌الوَصف ما ‌توانائی آنرا داریم که از هفتصد نفر نیروی شمشیرزنِ آنان نیز برای مُواجَهَه با سپاهِ اسلام استفاده ‌کنیم . به‌این‌ترتیب با وَعْدَه همکاری و کمکِ نامحدودِ خود و برشُمُردنِ خطراتِ مسلمین در جهانِ عَرَب ، سرانِ قُرَیش را برای انجامِ غَزْوَه اُحُد متقاعد ساختند .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- عامِر بن طُفَیْلْ برای کُشتن مسلمانان ، از قوم خود : بَنی عامِر ، یاری خواست . آنان خواستةِ عامِر را اجابت نکرده و  او ناچار از سایر قبایل کمک گرفت . رجوع به  سَریَّةِ بِئْرمَعُونَة .
2- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 5 - 364 .
3- مغازی واقدی ، ج1 ، ص370 .
4- همان ، ص371 .
5- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 381 .
6- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 373 .
7- واقِدی می‌نویسد : اَموالِ بَنی نَضیر خالِصَةِ رسول خدا بوده و دیگران سهمی در آن نداشتند امّا آن‌حضرت به تعدادی از اصحاب مِنْ‌جُمْلَه : اَبوبکر ، عُمَر ، عَبْدالرَّحْمَن بن عَوف ، صُهَیْب بن سِنان ، زُ بَیْر بن  عَوّ ام و ... بخشش‌هائی مرحمت کردند ، طبقات‌الکُبْرَی ، ج2 ، ص56 ، مُتَرْجَم .