|     |     |  EN |   AR   

عمیر بن وهب بن خلف جمحی

عمیر بن وهب بن خلف جمحی

عُمَیر بن وَهْبْ بن خَلَف جُمَحِیعُمَیرْ یکی از شیاطینِ قُرَیش و آزاردهندگانِ رسول خدا(ص) بود .وی علیه مسلمانان در جنگ بَدْرْ شرکت کرده و در دو مَرْحَلَه مأموریت یافت تا استعدادِ نیروهای مسلمین را تخمین بِزَ نَد . او این مأموریت را بخوبی انجام داده و طَی گزارشی اعلام کرد : مسلمین سیصد نفر بیشتر نیست ...

  • ۱۶:۴۶ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عُمَیر بن وَهْبْ بن خَلَف جُمَحِی
عُمَیرْ یکی از شیاطینِ قُرَیش و آزاردهندگانِ رسول خدا(ص) بود .وی علیه مسلمانان در جنگ بَدْرْ شرکت کرده و در دو مَرْحَلَه مأموریت یافت تا استعدادِ نیروهای مسلمین را تخمین بِزَ نَد . او این مأموریت را بخوبی انجام داده و طَی گزارشی اعلام کرد : مسلمین سیصد نفر بیشتر نیستند امّا از آنچُنان روحیه‌ای برخوردارند که هرکدامشان تا یک نفر از ما را نکُشد ، عقب نخواهد نشست . مردانی دیدم که مَأمَن و پناهیجُز شمشیرهای خود نداشته و شترانی در اختیار دارند که بارشان مرگ است .
عُمَیرْ در جنگ بَدْرْ اسیر و سپس آزاد شد . وی بعد از شکستِ بَدْرْ ،در مکّه به صَفْوان بن اُمَیه که در حِجْرْ اسماعیل نشسته بود ،گفت : اگر بدهی نداشته و هزینَه عائِلَه‌ام تأمین بود ، به بهانه آزادی پسرم که از اسیرانِ بَدْر است ، در مدینه ‌حاضر و محمّد(ص) را می‌کُشتم .صَفْوانگفت : من پرداختِ بدهی و تأمینِ مخارِجِ خانَوادَه‌ات را به عُهْدَه می‌گیرم . برو و کارِ او را تمام کن ! عُمَیرْ با شمشیری زهرآگینِ خود را به مدینه رسانده و واردِ مسجد رسول خدا(ص) شد . عُمَر بن خَطّاب او را شناخته و بلافاصِلَه هشدار داد و گفت :این سگ را دریابید !
مردم عُمَیرْ را دستگیر و نزدِ پیامبر (ص) بردند . آن‌حضرت دربارَه نیتِ واقعی وی از آمدن به مدینه پرسیدند . عُمَیرْ فقط بحثِ آزادی پسرش را مطرح کرد . حضرت محمّد(ص) فرمودند : پس شمشیرت برای چیست ؟عُمَیرْ گفت : به دلیلِ فراموشی و شتاب‌زدگی آن را از خود جدا نساختم . رسول گرامی اسلام(ص) گفتند : پس آن شرط میانِ تو و صَفْوان در حِجْرْ برای چه بود ؟ عُمَیرْ گفت : کدام شرط ؟ ایشان فرمودند : پرداختِ بدهی و قبولِ هزینه زن و فرزندت توسّطِ صَفْوان .
عُمَیرْ فریاد زد : گواهی می‌دهم که تو فرستادَه خدا(ص) هستی و همانجا مسلمان شد . عُمَر دستور داد او را آزاد کردند . بازگشتِ عُمَیرْ به مکّه موجب شد که اَعضاءِ خانواده‌اش و عِدَّه زیادی از قُرَیش اسلام آورند .
صَفْوان بن اُمَیه بن خَلَف یکی از معدود مشرکینی بودکه پس‌از فَتْحِ مکّه ، حُکْمِ قتلش صادر شده و لِذا متواری گردید . عُمَیرْ که در دورانِ جاهلیت بَرده صَفْوان بود ، از پیامبر خدا(ص) برای وی امان گرفت و سپس نزدِ صَفْوان رفته و امان‌نامَه را به او ابلاغ کرد . صَفْوان باتوجّه به عُمْقِ کینه‌ورزی و دشمنی‌هایش با حضرت محمّد(ص) و مسلمین ، نمی‌توانست بپذیرد و باورکند که موردِ بخشش و لطفِ رحمت عالمیان(ص) واقع شده و لِذا برای حصولِ اطمینان از معتبر بودنِ امان‌نامَه مذکور ، خواستارِ نشانه‌ایقابلِ قبول و موثّق از سوی رسول خدا(ص)گردید . عُمَیرْ ضِمنِ طرحِ مسئله با آن‌حضرت و کسبِ مشوَرَت ، عِمامَه مخصوصِ ایشان را نزدِ صَفْوان بُرْد . به‌این‌ترتیب او یقین حاصل نموده و به محضرِ شریفِ حضرت محمّد(ص) شرفیاب شد .
عُمَیرْ پس‌از تشرّف به اسلام ، در غَزْوَه اُحُد و غَزَوات بعد از آنشرکت کرد . ایشان تا اَواخِرِ دورانِ خِلافتِ عُمَر در قیدِ حیات بوده و همزمان با سال 20 هجری از دنیا رفت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- مغازی واقدی ، ج1 ، ص 127– 125 .