|     |     |  EN |   AR   

عمره القضاء

عمره القضاء

عُمْرَه القَضاء-ذیقعده سال هفتم هجری طِبقِ مُفادِ پیمان صلح حُدَیبیه ، مسلمانان پس‌از گذشتِ یک سال ،مُجاز بودند برای انجامِ عُمره‌ای که سالِ قبل انجام نشده بود،به مکّه عزیمت نمایند . رسول خدا(ص) همزمان با روز دوشنبه ششم ذیقَعْدَه سال هفتم هجری ، باتّفاقِ همان عِدَّه از اصحاب که در صلح حُدَیبیهشرکت د ...

  • ۱۶:۴۴ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عُمْرَه القَضاء-ذیقعده سال هفتم هجری
طِبقِ مُفادِ پیمان صلح حُدَیبیه ، مسلمانان پس‌از گذشتِ یک سال ،مُجاز بودند برای انجامِ عُمره‌ای که سالِ قبل انجام نشده بود،به مکّه عزیمت نمایند . رسول خدا(ص) همزمان با روز دوشنبه ششم ذیقَعْدَه سال هفتم هجری ، باتّفاقِ همان عِدَّه از اصحاب که در صلح حُدَیبیهشرکت داشتند ، رهسپارِ خانَه خدا شدند .
از آنجا که برابرِ قراردادِ حُدَیبیه ، عُمْرَه‌گزاران مجاز به حملِ سلاحِ جنگی نبودند ، آن‌حضرت جهتِ خنثی‌کردنِ هرگونه خُدْعَه و نیرنگ و جلوگیری از غافلگیر شدنِ مسلمانان ، محمّد بن مَسْلَمَه رادر رأسِ دویست رزمنده مجهَّز به ساز و برگِ نظامی ، جلوتر از دیگران اعزام کردند . طَلایه‌دارانِ یاد شده که عملاً نقشِ نیروهای واکنشِ سریع را عُهْدَه‌دار بودند ، در درّه مَرُّ الظَّهْران ، نزدیکِ خاکِ حَرَم فرود آمدند .
سرانِ قُرَیش با اعزامِ نماینده‌ای به نامِ مِـکْرَز بن حَفْصْ ، دلواپسی خود را از استقرارِ محمّد بن مَسْلَمَه و رزمندگانِ تحتِ اَمْرَش اعلام کرده و جویای اهداف و مأموریتِ آنان شدند .
حضرت محمّد(ص) اطمینان دادند که اگر تجاوز و یا حَمْلَه‌ای از سوی قُرَیش صورت نگیرد ، اِبْن مَسْلَمَه و یارانش ، هیچ عکس‌العملی نخواهند داشت .
قبل از ورودِ پیامبر  خدا(ص) و اصحاب به مکّه ، سرانِ قُرَیش و اهلِ مکّه ، شهر را تخلیه کرده و به کوه‌های اطراف رفتند تا با مسلمین مواجه نگردیده و لکن از دور شاهِدِ کارهای آنان باشند . در این سفر ،مسلمانان شصت شتر جهتِ قربانی همراه داشتند .
رسول اکرم (ص) بر ناقَه قَصْواء سوار بوده و عَبْدالله بن رَواحَهزِمامِ شتر را در دست داشت . حُجّاجِ ، درحالی‌که با شمشیرهای بسته ،پیرامونِ آن‌حضرت را در اِحاطَه‌ خود داشتند ، واردِ مکّه شدند . عَبْدالله بن رَواحَه هنگامِ ورود به مکّه این رَجَز را می‌خوانْدْ :
خَلُّوا بَنِی الْکُفَّارِ عَنْ سَبِیلِهِ خَلُّوا فَکُلُّ الْخَیرِ فِی رَسُولِهِ
یــــا رَبِّ اِنِّـی مُؤْمِنٌ بِقِیلِهِ اَعْـرِفُ حَقَّ اللهِ فِی قَبُــولِهِ
نَحْـنُ قَتَلْنَاکُمْ عَلَی تَأْوِیلِـهِ کَمَا قَتَلْنَاکُــمْ عَلَـی تَنْزِیلِهِ
ضَرْباً یزِیلُ الْهَامَ عَنْ مَقِیلِهِوَ یذْهِلُ الْخَلِیلَ عَنْ خَلِیلِهِ
ای کافرزادگان از سر راهِ اوکنار روید ! کنار روید ! هَمَه خوبی‌ها در وجودِ پیامبر خدا(ص)است .
پروردگارا ! من به سخنِ او ایمان دارم . حقِّ خداوند را در پذیرفتنِ سخنِ اومی‌شناسم .
ما هم‌اکنون با شما برسرتأویلِ قرآن پیکار می‌کنیم ، همانطوری‌که بر سرِ تنزیلِ آن با شما در ستیز بودیم .
چُنان ضربتی به شماخواهیم زدکه سر را از تن جدا سازد و دوست را از یادِ دوست بِبَرَد .

پیامبر  خدا(ص) پس‌از آن به اِبن رَواحَه فرمودند ، بگوید !
لااِلَهَ اَلَّا الله ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ ، نَصَرَ عَبْده ، وَ اَعَزَّ جُنْدَه ، وَ هَزَمَ الاحْزابَ وَحْدَه . خدایی جُز خدای یگانه نیست . خدایی که بنده خود را نصرت داد ، لشکرش را پیروزی ساخت و احزاب را منهزِم کرد .
آن‌حضرت پس‌از رسیدن به مکّه ، وارِدِ مسجدالحرام شدند و سوار بر شتر ، طوافِ خانَه کَعْبَه را آغاز کرده و با چوب‌دستی حَجَرالاَسْوَد را اِسْتِلام نمودند .
بعد از انجامِ طواف و سعی بینِ صَفا و مَرْوَه ، پیامبر خاتم(ص) در مَرْوَه قربانی داده و سَرِ خود را تراشیدند . مسلمانان نیز به تَبَعیت از ایشان ، اَعمال را بجا آوردند .
در پایانِ مراسِم ، بِلال طبقِ دستورِ پیامبر (ص) ، بر بالای خانَه کَعْبَه شده و اذانِ ظهر را آغاز کرد . خالِد بن اَسید و صَفْوان بن اُمَیه که در کنارِ کَعْبَه ایستاده بودند گفتند : خدا را شکر که پدرانِ ما مُردند و این صدا را نشنیدند . بنا به روایتی این سخنان را عَتّاب بن اَسید ، حَکَم بن‌اَبِی‌العاص و حارِث‌ بن هِشام اظهار داشتند . سُهَیل بن عَمْرو وقتی صدای تکبیرِ بِلال را شنید ، چهره خود را با دستمال پوشانید . پس‌از پایانِ مراسِمِ عُمْرَه ، زائِرین به دیدارِ بستگان و آشنایانِ خود رفتند .
آن‌حضرت سه روز در مکّه ماندند . در این زمان مَیمُونَه بنت حارِثبن حَزْن هِلالی که خواهرِ اُمّ الْفَضْل : همسرِ عبّاس بن عَبْدالمُطَّلِب ، می‌باشداز طریقِ عبّاس به پیامبر  اسلام(ص) پیشنهادِ ازدواج داد و آن‌حضرت نیز پذیرفتند .
با گذشتِ سه روز ، نمایندگانِ قُرَیش به نام‌های حُوَیطِب بن عَبْدالْعُزّی و سُهَیل بن عَمْرو نزدِ آن‌حضرت آمده و اعلام کردند : مدّتِ شما سه روز بوده وتمام شد . طِبقِ قراردادِ صلح حُدَیبیه ، مکّه را تَرْک کنید !
حضرت محمّد بن عَبْدالله(ص) با خوشرویی تمام از نمایندگانِ قُرَیش استقبال کرده و خواستند که اگر مهلت دهند ، پس‌از پایانِ مراسِمِ ازدواجِ مَیمُونَه ، مکّه را تَرْک و قُرَیش نیز در وَلیمه ازدواج شرکت نمایند !نمایندگانِ قُرَیش از قبولِ پیشنهادِ ایشان اِمتناع ورزیده و گفتند :کسی نیازمندِ غذای شما نیست .
پیامبر  اعظم(ص) دستور فرمودند که هَمَه همراهان از مکّه خارج شدهو در پایانِ سه روز ، هیچ‌یک از عُمْرَهگزارانِ مسلمان در مکّهباقی نماند . ازدواجِ آن‌حضرت با مَیمُونَه نیز در مَحَلّی به نامِ سَرِفانجام پذیرفت .
هنگامِ بازگشتِ کاروانِ رسول خدا(ص) به مدینه ، علی(ع) از حضورِآن‌جناب اِجازَه خواست تا عُماره بنت  حَمْزَه(ع) را که پس‌از شهادتِ پدرش ، تنها و بی‌کَس در مکّه مانده بود با خود به مدینه بِبَرَد .
پیامبر  رحمت(ص) پیشنهادِ امام علی(ع) را پذیرفتند . زَید بن حارِِثه‌که وصی حَمْزَه سَیدُ الشُّهَداء(ع) بود به ایشان عرض کرد :سزاوار است عُماره به منزلِ ما بیاید .
جَعْفَر بن اَبیطالب گفت : مادر عُمارَه : سَلْمَی بنت عُمَیسْ خَثْعَمی ، خواهرِ همسرِ من می‌باشد و خالَه در نبودِ مادر ، همان نقش را داردو عُمارَه سزاوار است در خانَه ما و نزدِ خالَه‌اش باشد .
پیامبر  خدا(ص) با شنیدنِ نظراتِ علی (ع) ، زَید بن حارِِثه‌ و جَعْفَر فرمودند : برای این کار ، بَیتِ جَعْفَر مناسب‌تر است .
آورده اند که جَعْفَر ، در پی این داوری ، چند بار دورِ نبی خدا(ص)چرخید .
آن‌حضرت از جَعْفَر پرسیدند : این چه کاری است ؟ وی پاسخ داد : نَجاشی هرگاه در اوجِ خرسندی از کسی قرار می‌گرفت ، چند مَرْتَبَه پیرامونِ او می‌گشت .
در پایانِ مراسِمِ حجّ که رؤیای صادِقَه پیامبر (ص) مبنی بر باز شدنِ درهای مکّه به روی مسلمانان تحقّق پذیرفت ، آیه 27 سُورَه فَتْحَ نازِل گردید .
27) لَقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُّءْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شاءَاللهُ ...
البتّه خداوند صِدق و حقیقتِ رؤیای پیامبر (ص) خود را محقّق گردانید که شما حتماً به خواستِ خدا ، با موی سرِتراشیده و یا کوتاه شده ، بدون هیچ ترس یا خطری ، آسوده‌ خاطِر ،به مسجدالحرام وارد خواهید شد . پس او چیزی می دانست که شما نمی‌دانستید (در این تأخیر حکمتی بود) و قبل از آن(که مکّه را فتح کنید) برای شما پیروزی نزدیکی (فَتْح حُدَیبِیه و خَیبَر) را قرار داده بود .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1-  مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 736 – طبقات واقدی ، ج 2 ، پاورقیِ ص120 ، مُتَرْجَم .
2- تاریخ پیامبر اسلام ، ص 468 ، به استناد امتاع الاسماء ، ج 1 ، ص 390 .
3-  مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 738–  فروغ ابدیّت ، ج 2 ، ص 284 .
4-  سَرِف : محلّی در شش مایلی مکّة می باشد .
5-  در کُتُب تاریخ ، پسر و یا دختر بودن عُمارَة ، مَحَلِّ اختلاف است .
6- مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 739–  738 .
7- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص226 الی 228 ، مُتَرْجَم - طبقات الکبری ، ج 2 ، ص 118 الی 121 ، مُتَرْجَم  – مغازی واقدی ، ج 2 ، ص 730 الی 741 ، تحت عنوان غَزْوَ ة الْقَضیَّة .