عَمْرِو بن عُمَیرْ
عَمْرو از سرانِ قَبیلَه ثَقیف در طائِف بود. وی سه پسر به نامهای عَبْدیالِیل ، مَسْعُود و حَبیب داشت . رسول خدا(ص) پساز رحلتِ اَبوطالب ، به جهتِدور شدن و یا کاستن از فشار و آزار و اذیتِ مشرکینِ مکّه و همچُنین دعوتِ ساکنینِ طائِف به اسلام ، رهسپارِ آن شهر گردید و لکن با عدمِ استقبالِ مردمِ طائِف و پسرانِ عَمْرو مواجه شدند . آنان عِلاوَه بر عدمِ پذیرشِ اسلام ، پیامبر خدا(ص) را بسیار آزُردند و با تحریککودکان به پرتابِ سنگ ، ایشان را مجروح ساختند بطوریکه آنحضرت ناچار با پای زخمی و سرِ شکسته ، در باغِ عُتْبَه و شَیبَه : فرزندانِ رَبیعَه ، پناهگرفتند ... .
در سالِ هشتم هجری غَزْوَه حُنَینْ و متعاقبِ آن مُحاصَرَه طائِف آغاز گردید . مسلمانان که مدّتِ بیست روز شهرِ طائِف را در اِحاطَه کامِلِ خود داشتند ، طبقِ دستورِ پیامبر (ص) ، از شهرِ مذکور دست کشیده و برایانجامِ مراسِمِ عُمْرَ ه ، رهسپارِ مکّه شده و از آنجا بسوی مدینه بازگشتند .همزمان عُرْوَه بن مَسْعُود رئیسِ قَبیلَه بَنی ثَقیف ، مخفیانه و بدونِ اطّلاعِ افرادِ خود ، از طائِف خارج و قبل از رسیدنِ پیامبر (ص) به مدینه ، حضور ایشان شرفیاب شده و اسلام آوَرْد . عُرْوَه سپس برای فراخوانِقَبیلَه ثَقیف به اسلام ، عازِمِ طائِف شد لکن پس از آشکار ساختنِ دعوتِ خود ، توسّطِ یکی از افرادِ قَبیلَه مذکور به شهادت رسید . چند ماه پساز شهادتِ عُرْوَه ، گروهی از مردانِ همان قَبیلَه ، تحتِ سرپرستی عَبْدیالِیل در مدینه حاضر و خدمتِ رسول اکرم (ص) شرفیاب شدند . آنان باوجودِ سرسختی بسیاری که در پذیرشِ آئینِ جدید از خود نشان میدادند ، سرانجام اسلام آوردند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران