اَسْوَد بن مُطَّلِب بن اَسَد بن عَبْد الْعُزّی - اَبو زَمَعَه
اَسْوَد یکی از دشمنانِ پیامبر اکرم (ص) بود . وی باتّفاقِ وَ لید بن مُغَیرَه ،اُمَیه بن خَلَفْ و عاص بن وائِل به آنحضرت پیشنهاد دادند : بیا ما خدای تو را بپرستیم ،تو هم خدای ما را عبادت کن تا هرکدام دروغ در آمد متضرر نشویم ! به دنبالِ این سخنان سُورَه کافرون نازل شد . رجوع بهوَ لید بن مُغَیرَه
اَسْوَد سه پسر به نامهای زَمَعَه ،عَقیل و حارِث داشت که هر سه نفر در جنگ بَدْرْ کُشته شدند . بزرگانِ قُرَیش پساز شکستِ بَدْرْ دستور دادند که اهل مکّه بر کشتههای خویش اشک نریزند تا ضِمنِ حفظِ سینهای مالامال از کینه و نفرت نسبت به پیامبر (ص) و مسلمانان ، از شماتتِ آنان نیز متأثِّر نشوند ! اَسْوَد شبی در منزلِ خود ، صدای گریه و شیونِ زنی را شنید و چون نابینا بود به غلامش گفت : بررسی کن ببین آیاسرانِ قُرَیش سوگواری برای مقتولین را مُجاز کرده اند !؟ اگر آنان بر کُشتههای خود میگریند ، من هم درونم آتش گرفته و میخواهم برای پسرانم عزاداری کنم . غلام پساز بررسیگفت : زنی شترِ خود را گم کرده و به این جهت شیون میزند امّا گریه و زاری برکُشتههای قُرَیش آزاد نشده است .
اَبو زَمَعَه در این رابطه اَشعاری به این مضمون سرود :
شِگِفتا ! زنی حقّ دارد بر شترِ گم شده خویش گریه کند !امّا من حقّ ندارم بر پسرانِ دلیرم که سَرْوَرانِ قُرَیش بودهاند اشک بریزم !
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران