|     |     |  EN |   AR   

عمرو بن عبدود

عمرو بن عبدود

عَمْرو بن عَبْدوَدّ عامِری از بَنی لُؤَیعَمْرو یکی از سوارکارانِ توانمندِ قُرَیش بود و هیچ‌یک از فارِسینِدورانِ جاهلیت ، شُهرتِ وی را نداشت . توانائی و نیروی او را با یک‌هزار چابک‌سوارِ عَرَب ، برابر دانسته‌اند .اِبن عَبْدوَدّ در مَحَلّی نزدیکِ بَدْرْ به نامِ وادی یلْیلْ ، شخصاً و بدونِ کمکِ دیگران ...

  • ۱۶:۳۵ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عَمْرو بن عَبْدوَدّ عامِری از بَنی لُؤَی
عَمْرو یکی از سوارکارانِ توانمندِ قُرَیش بود و هیچ‌یک از فارِسینِدورانِ جاهلیت ، شُهرتِ وی را نداشت . توانائی و نیروی او را با یک‌هزار چابک‌سوارِ عَرَب ، برابر دانسته‌اند .
اِبن عَبْدوَدّ در مَحَلّی نزدیکِ بَدْرْ به نامِ وادی یلْیلْ ، شخصاً و بدونِ کمکِ دیگران ، جمعی از مردانِ قُرَیش را که موردِ هجومِ قومِ بَنی بَکْرْ قرارگرفته بودند نجات داده و لِذا به فارِس یلْیلْ مشهورگردید .
از آنجا که وی در غَزْوَه بَدْرْ مجروح شده و نتوانسته بود در صَحْنَه اُحُد حضور یابد ، لِذا می‌کوشید با بهره‌گیری از توانِ جسمی و قدرتِ رزمی منحصر بِفَرْدَش ، غَزْوَه خَنْدَق را جولانگاهِ خود قرار داده و به همین دلیلبا تلاشِ بسیار ، اوّلین سوارکارِ قُرَیش بود که از خَنْدَق عبور کرد .
عَمْرو در غَزْوَه خَنْدَق با صدای بلند و بطورِ مکرَّر هماوَرْدْ می‌طلبید امّا هیچ‌یک از رزمندگانِ اسلام ، قدرتِ رویاروئی با وی را در خود نمی‌دیدند . گفته شده که نیروهای مسلمان ، از ترسِ او ، چُنان بی‌‌حرکتایستاده بودند که‌‌گوئی برسرِ آنان پرنده‌ای نشسته است . حضرت علی(ع) در برابرِ مبارَزَه‌طلبی عَمْرو ، چندین‌بار داوطلبِ رفتن به میدان شد لکن رسول خدا(ص) صلاح نمی‌دانستند که ایشان مقابِلِ اِبْن عَبْدوَدّ قرارگیرد . عَمْرو پس‌از مدّتی رَجَز‌خوانی‌گفت : از بس بر جمعِ شما فریاد زدم و حریف خواستم ، صدایم گرفت . سرانجام برای رزمندگانِ اسلام یقین حاصل شد که هیچ‌کس ، آمادگی مُواجَهَه با عَمْرو را ندارد و لِذاپیامبر  خدا(ص) اجازه حضورِ امام علی(ع) در میدانِ نبرد را صادر فرمودند . حضرت محمّد(ص) هنگامِ عزیمتِ مولای متّقیان(ع) خِطاب به وی فرمودند : علی(ع) ! این عَمْرو بن عَبْدوَدّ است ! ایشان پاسخ داد :یا رسول الله(ص) !من هم علی بن اَبیطالب(ع) هستم .
عَمْرو در غَزْوَه بَدْرْ شاهِد و ناظِرِ شَجاعَت و جنگاوری علی بن اَبیطالب(ع) بوده و نبرد با وی را خوش نداشت لِذا به بهانَه جوان‌بودن و باتحریکِ احساسات و عواطِفِ او و یادآوری سابِقَه دوستی دیرینه‌اش باپدرِ آن‌حضرت : اَبوطالب ، ضِمنِ حفظِ غرورش ، سعی می‌کرد مولی الموحّدین (ع) را از نبرد منصرف نماید . عَمْرو هنگامی‌که مطمئِن شد آن‌حضرت حاضر به تَرْکِ میدانِ نبرد نیست ، خِطاب به او عرض کرد :
خوش ندارم تو با شمشیرِ من کُشته شوی . ایشان فرمودند :ولی من می‌خواهم تو را با شمشیرِ خودم از پا درآورم ... .
سرانجام نبردی سخت بینِ نمایندَه اسلام : امام علی(ع) با رزمنده دلاوَر ، قدرتمند و شهسوارِ کفّار و مشرکین : عَمْرو بن عَبْدوَدّ ، آغاز گردید وپس‌از مدّتی ، صدای تکبیرِ امامِ متّقیان : علی(ع) در میدانِ مبارزه طنین اَفْکَنْد که حکایت از کُشته شدنِ عَمْرو داشت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1-  طبقات الکبری ، ج2 ، ص 66  ، مُتَرْجَم .