عَمْرِو بن عاص بن وائِل سَهْمی قُرَشی - اَبوعَبْدالله
مادرِ وی نابِغَه بنت عَبْدالله ، زنی آوازخوان و بدنام بود . نقل است که پنج نفر از مردانِ قُرَیش ، ادّعای پدری عَمْرو را داشتند . مادرِ عَمْرو در پاسخ به حقیقتِ این موضوع گفت : ببینید عَمْرو به کدامیک ، شباهتش بیشتر است !و چون او به عاص بن وائِل شبیهتر بود ، عُمْرو بن عاص بن وائِل نامیده شد .
عَمْرو از دُهات عَرَب و از دشمنانِ سرسختِ پیامبر اسلام(ص) بود . او همراه با عَبْدالله بن اَبی رَبیعَه و یا به روایتی عُمارَه بن وَ لید ، نزدِ نَجاشی : پادشاهِ حَبَشَه رفته و ضِمنِ تقدیمِ هدایایی درخواست کردند تا مهاجرینِ مسلماناز حَبَشَه اخراج و عَمْرِو بن اُمَیه ضَمْری را که نماینده اعزامی رسول خدا(ص) و حامِلِ پیامِ آنحضرت برای دعوتِ پادشاه به اسلام بود ، تحویل گرفتهو گردن بزنند . نَجاشی از این تقاضاها ناراحت شده و عِلاوَه برطَرْدِ آنان از کاخ ، هدایایشان را نیز قبول نکرد . نقل است که عُمْرودر دیداری با نَجاشی ، اسلام آورده امّا آن را از دوستانش پنهان داشت .پسرِ عاص یکی از نمایندگانِ قُرَیش بود که برای نبردِ مشرکین علیه مسلمانان ، در میانِ طوایفِ عَرَب رفت و آمدکرده و به جمعآوری نیرو و یاریخواستن از آنان میپرداخت .
عَمْرو در غَزْوَه خَنْدَق ، یکی از فرماندهان و نیروهای فعّالِ قُرَیش بود که مقابِلِ لشکریانِ اسلام میجنگید .
اِبن عاص پساز صلح حُدَیبیه ، همراه با خالِد بن وَ لید ، در مدینه به محضرِ شریفِ رسول اکرم (ص) رسیده و مسلمان شدند . وی از کُتّاب وحی و نویسندگانِ آنحضرت بود .
هِنْد بنت مُنَبِّه بن حَجّاح همسرِ عَمْرو بود که پساز فَتْحُ مکّه خدمتِ پیامبر گرامی اسلام(ص) شرفیاب و اسلام آوَرْد .
عَمْرو از طرفِ حضرت رسول خاتم(ص) به سِمَتِ فرماندهی چندین سَرِیهمنصوب شد . او در سَرِیه ذات السَّلاسِل ، فرماندهی نیروهای مسلمین راعُهْدَهدار بود و بعلّتِ کثرتِ نیروهای دشمن ، از آنحضرت تقاضای نفراتِ اضافی کرد . پیامبر خدا(ص) رزمندگانی را برای تقویتِ آنانو کمک رسانی ، اعزام فرمودند . رجوع بهسَرِیه ذات السَّلاسِل
اِبن عاص از جانبِ پیامبر خدا(ص) مأمورِ ویران کردنِ بُت هُذَیلْواقع در بُتخانَه سُواع شد . وی بُتخانَه مذکور و صندوقِ نذوراتِ آن را کاملاً ویران ساخت .
عَمْرو بن عاص حامِلِ دعوتنامَههای رسول گرامی اسلام(ص) خِطاب به جِیفَر بن جُلُندِی اَزْدِی در عُمان و برادرِ وی : عَبْد بن جُلُنْدِی اَزْدِی حاکِمِ یمَن برای پذیرشِ اسلام بود . آن دو برادر پساز مشورت با یکدیگر سرانجاماسلام آوردند .
عَمْرو از طرفِ عُمَر بن خطّاب به سِمَتِ والی فلسطین و سپس حکومتِ مصر برگزیده شد . ایشان در جنگ صِفِّین و مسئله حَکَمیت ، نمایندَه مُعاویه بود که با برخورداری از ویژگی بارزی همچون حیلَهگری و سیاستبازی ، توانست مابینِ سپاهیانِ علی بن اَبیطالب(ع) نفاق اَفْکَنَد و سرانجام نیز اَ بُوموسی اَشْعَری : نمایندَه مسلمانان را فریب داده و پایههای حکومتِ مُعاویه را مستحکم ساخت .
دورانِ حکومتِ عَمْرو در مصر مجموعاً ده سال بود که از این مدّت ، چهار سال در زمانِ خِلافتِ عُمَربن خطّاب ، سه سال و ده ماه در دورانِخِلافتِ عُثْمان بن عَفّان و مابقی در خِلالِ حکومتِ مُعاویه بود .
عَمْرو بن عاص پساز نود و هشت سال عُمْرْ ، به سال 43 هـ ق درگذشت .نقل است که چون مرگِ وی فرا رسید ، پسرش را گفت : پدرت اینک آرزو دارد ای کاش حدودِ سی سال پیش در غَزْوَه ذات السَّلاسِل مُرده بود . من به کارهایی وارد شدم که عُذری نزدِ خدا ندارم . عَمْرو با تأسّف از ثروتی که جمعآوری کرده بود گفت : من دنیای مُعاویه و دنیای خودم را آباد و آخرتم را ویران کردم . راهِ راست بر من پوشیده مانْد تا زمانیکه مرگم فرا رسید . گویی میبینم که مُعاویه داراییام را تصرّف نموده و به شما سِتَم میکند .
مُعاویه پساز مرگِ عَمْرو بن عاص ، ولایتِ مصر را در اختیارِ پسرش : عَبْدالله بن عَمْرو بن عاص قرار داده و سپس به تَبَعِ روشِ عُمَر بن خَطّاب که اموالِ کارگزاران را در پایانِ مأموریتِ آنان مُشاطَرَه میکرد ،نیمی از دارایی عَمْرو بن عاص را به بَیتالمال بازگردانْد . مُعاویه پساز مدّتی عَبْدالله بن عَمْرو را از ولایتِ مصر برکنار و برادرِ خود عُتْبَه بن اَبی سُفیان را جایگزینِ وی ساخت .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران