عَمْرو بن جِحاش بن کَعْبْچهل نفر از اصحابِ رسول خدا(ص) ، بنا به درخواستِ اَبو بَراء : عامِر بن مالِک ، جهتِ آشنائی مردمِ نَجْدْ با قرآن و آموزشِ احکامِ اسلامی ، رهسپارِ آن سرزمین شدند . گروهِ مذکور پساز فرود آمدن در مَحَلّیبه نامِ بِئرِ مَعونَه ، با توطِئَه مردانِ بَنی عامِر مواجه و قتلِعام گردیدن ...
عَمْرو بن جِحاش بن کَعْبْ
چهل نفر از اصحابِ رسول خدا(ص) ، بنا به درخواستِ اَبو بَراء : عامِر بن مالِک ، جهتِ آشنائی مردمِ نَجْدْ با قرآن و آموزشِ احکامِ اسلامی ، رهسپارِ آن سرزمین شدند . گروهِ مذکور پساز فرود آمدن در مَحَلّیبه نامِ بِئرِ مَعونَه ، با توطِئَه مردانِ بَنی عامِر مواجه و قتلِعام گردیدند .عَمْرو بن اُمَیه یکی از مبلّغین بود که شتران را به چَرا بُرده و در مَعْرَکَه حضور نداشت . وی هنگامِ بازگشت ، دو نفر از طائِفَه بَنی عامِر رابدونِ اطّلاع از همپیمان بودنِ آنان با مسلمانان ، به خونخواهی دوستانش ،در حالِ خواب کُشت .
رسول خدا(ص) پساز شنیدنِ خَبَرِکُشتهشدنِ مردانِ بَنی عامِر ،متأثِّر شده و فرمودند : دِیه آنان باید پرداخت گردد لکن چوندر آن شرایط ، منابعِ مالی کافی در اختیارشان نبوده و از طرفی با قَبیلَه بَنی نَضیر که متّحدِ بَنی عامِر بود ، راجع به دریافتِ این قبیل کمکها مُراوَداتی داشتند لِذا همراه با عِدَّهای از اصحاب شامِلِ حضرت علی(ع) ، اَبوبکر ، عُمَر ، زُبَیرْ ، طَلْحَه ، سَعْد بن مُعاذ ، سَعْد بن عُبَادَه و اُسَید بن حُضَیرْ ،برای تأمینِ فِدْیه آن دو به دژِ قَبیلَه بَنی نَضیر رفتند .
عَمْرو بن جِحاش که یکی از سرانِ قَبیلَه بَنی نَضیر بود ، در ظاهر از تشریففرمائی آنحضرت و اصحاب ، استقبالِ شایانی کرده و آمادگی خود را برای هرگونه کمک اعلام داشت امّا در باطن میخواست با پرتابِسنگی از پشتِبام ، پیامبر خدا(ص) را از میان بردارد . حُیی بن اَخْطَب یکی دیگر از سرانِ قَبیلَه یاد شده ، در این توطِئَه و تشجیعِ عَمْرو ، تلاش مینمود .
سَلّام بن مِشکَم که وی نیز از رُؤَسای بَنی نَضیر بود ، با این اقدام مخالفت کرده و به عَمْروگفت : در این کار موفّق نخواهی شد و محمّد(ص) پیش از اجراء ، به نحوی مُطَّلِع خواهد شد لکن عَمْرو نپذیرفتهو برکُشتنِ آنحضرت مُصِرّ بود .
جبرئیل امین در اجرای دستورِ خداوند ، محمّد مصطفی(ص) را از این دسیسَه آگاه ساخت و لِذا آنحضرت به بهانهای ، بدونِ خداحافظی با سرانِ بَنی نَضیر و حَتَّی هیچیک از همراهان ، مَحَلّ را تَرْک فرموده وسوی مدینه بازگشتند و سپس مُحَمّد بن مَسْلَمَه را جهتِ ابلاغِ فرمانِ خروجِ بَنی نَضیر از مدینه باضَرْبُ الْاَجَلی ده روزه ، نزدِ سرانِ آن قَبیلَه فرستادند . رجوع به غَزْوَه بَنی نَضیر
نقل است که آیه 11 سُورَه مائِدَه در همین زمینه نازل شده است :
11) یا اَ یهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیکُمْ اِذْهَمَّ قَوْمٌ اَنْ یبْسُطُوا اِلَیکُمْ اَیدِیهُمْ ...
ای اهل ایمان ! یاد آرید نعمتِ خدا را بر خودتان ، آنگاه که گروهی همّت گماشتند تا بر شما دست یابند و خدا دست ستمِ آنان را کوتاه کرد ...
1- مغازی واقدی ، ج 1 ، ص 364 و 365 .