عَمْرِو بن اُمَیه بن خُوَیلِد بن عَبْدالله ضَمْری – عَمْرِو ضَمْری
عَمْرو از صَحابی مشهور و شجاعِ رسول خدا(ص) میباشد که در عَهْدِ جاهلیت نیز دارای شهرتِ فراوانی بود . وی در غَزَواتِ بَدْرْ و اُحُد ، مشرکان را علیه مسلمین همراهی میکرد و پساز آن دینِ حقّ را پذیرفت و در اکثرِ جنگهای صدرِ اسلام شرکت نموده و دلیری و فداکاریهای فراوانی از خود نشان داد . در دورانِ حیاتِ پیامبر ختمی مرتبت(ص) ،قبایلِ گوناگون ، جهتِ آموزشِ قرآن و تعالیمِ اسلامی ، نفراتی را درخواست میکردند . رسول اکرم (ص) بنا به تقاضای قبایلِ عَضَلْ و قارَه ، عِدَّهای را تحتِ سرپرستی مَرْثَد بن اَبی مَرْثَد ، برای تبلیغِ معارفِ اسلامی ، روانه ساختند .
گروهِ آموزشی مذکور پساز رسیدن به مِنْطَقَه رَجیع ، موردِ یورشِ مردانِ قبایلِ یاد شده واقع و قتلِعام گردیدند . در این حَمْلَه خُبَیب بن عَدِی و یک نفرِ دیگر از نفراتِ اعزامی اسیرو به قُرَیش تحویل شدند .
سرانِقُرَیش ، خُبَیبْ را به دار آویخته و جنازه او مدّتهابالای چوبه دار بود .
رسول گرامی اسلام(ص) ، عَمْرو بن اُمَیه را باتّفاقِ جَبَّار بن صَخْر بن اَنصاری خَزْرَجی سَلَمی به مکّه فرستادند تا ضِمنِ کُشتنِ اَبوسُفیان بن حَرْبْ ، جنازه خُبَیب را نیز از بالای دار پایین آورند .
عَمْرو پساز عزیمت به مکّه ، از سوی قُرَیشیان موردِ شناسایی واقع و تحتِ تعقیب قرار گرفت . وی ناچار از صَحْنَهگریخت و در حینِ فرار ، پیکرِ خُبَیب و دارِ مربوط را ربوده و به قَعْرِ دَرَّهای پرتاب نمودکه هیچکس آنرا نیافت . او در حینِ بازگشت به مدینه ، چند نفر از دشمنانِ اسلام را نیز کُشت .
عَمْرو سفیر و حامِلِ نامَه پیامبر خدا(ص) برای دعوتِ نَجاشی : پادشاهِ حَبَشَهبه اسلام بود . آنحضرت با ارسالِ پیامِ دیگری توسّطِ وی ، از نَجاشی خواستند تا اُمّ حَبیبه : دخترِ اَبوسُفیان را که بعلّتِ پایداری در اسلام و فوتِ شوهرش : عُبَیدالله بن جَحْشْ اَسَدی ، در حَبَشَه تنها مانده و امکانِ بازگشت بسوی پدر را نداشت ، به نامِ رسول خدا(ص) عَقْد کرده ودر فرصتِ مقتضی ، رهسپارِ مدینه نماید .
نَجاشی هردو خواسته آنحضرت را با کمالِ میل پذیرفت .عَمْرو خِلافتِ خُلَفای راشدین را دَرْک نموده و به سال 55 هجری در مدینه دارِ فانی را وَداع گفت . مجموعاً بیست حدیث از او نقل شده است .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 127 و 128 ، مُتَرْجَم .
2- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج 2 ، ص 7 - 355 ، مُتَرْجَم .