|     |     |  EN |   AR   

عقیل بن ابیطالب بن عبدالمطلب

عقیل بن ابیطالب بن عبدالمطلب

عَقیل بن اَبیطالب بن عَبْدالمُطَّلِب بن هاشِم بن عَبْد مَناف -اَبویزیدعَقیل برادرِ بزرگترِ علی(ع) است . پدرِ ایشان : اَبوطالب ، مردی عیالوار بود . در سالِ قحطی و خشکسالی ، رسول خدا(ص)تصمیم گرفتند که با کمکِ عبّاس بن عَبْدالمُطَّلِب ، اَبوطالب را در جهتِ نگهداری و پرورشِ فرزندانش یاری دهند . زمانی که ...

  • ۱۵:۴۷ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عَقیل بن اَبیطالب بن عَبْدالمُطَّلِب بن هاشِم بن عَبْد مَناف -اَبویزید
عَقیل برادرِ بزرگترِ علی(ع) است . پدرِ ایشان : اَبوطالب ، مردی عیالوار بود . در سالِ قحطی و خشکسالی ، رسول خدا(ص)تصمیم گرفتند که با کمکِ عبّاس بن عَبْدالمُطَّلِب ، اَبوطالب را در جهتِ نگهداری و پرورشِ فرزندانش یاری دهند . زمانی کهاین پیشنهاد با اَبوطالب مطرح شد ، ایشان گفت : عَقیل را برای من بگذارید ، اختیارِ مابقی با شما ! در این راستا علی(ع) به خانَه پیامبر خدا(ص) راه یافته و جَعْفَر تحتِ مسئولیتِ عبّاس قرار گرفت .
بَیتِ نبی مکرّم اسلام(ص) واقع در شِعْب اَبوطالب ، زادگاهِ آن‌حضرت بود که ایشان بعدها آن را به عَقیل بن اَبیطالب بخشیدند . فرزندانِ عَقیل پس‌از وی ، منزلِ مذکور را به محمّد بن یوسف ثَقَفی : برادرِ حَجّاج بن یوسف ، فروختند . محمّد بن یوسف آن را به خانَه خویش افزود .خَیزَران : مادرِ دو خَلیفَه عبّاسی به نام‌های هارون و مُوسَی الهادی ، مجدّداً بَیتِ آن‌حضرت را از خانَه محمّد بن یوسف تفکیک نموده و سپس مسجدی در آنجا برپا کرد . مَلِک مُظَفَّروالی یمَن ، مُقارِنِ سال659 میلادی ، برای عمارتِ آن مسجد سَعْی جَمیل فرمود که فِی‌الحال به همان صورت باقی مانده و زیارتگاهِ مردم می‌باشد .
عَقیل در دورانِ جاهلیت ، با برخورداری از شُهرتِ فراوان ، باتّفاقِ اَبو جَهْلْ : عَمْرو بن هِشام بن مُغَیرَه مَخْزُومی ، اَبو صَفْوان :مَخْزَمَه بن نَوفَل بن عَبْد مَناف و حُوَیطِب بن عَبْدالعُزّی عامِری ،مرجعِ موردِ وثوقِ گروه‌های مختلفِ قُرَیش در مُنازَعات و مُنافَرات بودند .
عَقیل در دورانِ خود ، آگاه‌ترین فردِ قُرَیش از نظرِ شناختِ ایامو اَنْساب محسوب‌ گردیده و مردمِ مدینه ، اَخبار و اَنْساب را از او یاد می‌گرفتند .
وی اجباراً در جنگ بَدْرْ شرکت کرده و به اسارَتِ مُقَرِّن  :عُبَید بن اَوس بن ظَفَر  بن خَزْرَج بن عَمْرو درآمد .
عبّاس : عموی پیامبر (ص) فِدیه او را پرداخته و آزاد ساخت .عَقیل پس‌از رهائی به مکّه رفت و تا زمانِ صلح حُدَیبیه در شِرْک بِسَر برده و پس‌از آن اسلام آوَرْد . ایشان همزمان با سالِ هشتم هجری به مدینه مهاجرت کرده و افتخارِ شرکت در غَزْوَه مُوتَه را کسب نمود .
عَقیل در جنگ حُنَینْ نیز حضور داشت و در پایانِ نبرد ، با شمشیریآغشته به خون ، بر همسرش فاطِمَه بنت شَیبَه بن رَبیعَه وارد شد . فاطِمَه گفت : عَقیل ! می‌دانم جنگ کرده‌ای . بگو ببینم از مشرکینچه غنیمت گرفته‌ای ؟ عَقیل پاسخ داد : فعلاً این سوزن را بگیر و جامه‌های خود را بدوز ! و سپس از منزل خارج شده و شنید که منادی از طرفِ رسول خاتم(ص) ندا می‌دهد : هرکس چیزی از غنائِم برداشته ، باز پس دهد حتّی اگر نخ و سوزن باشد ! عَقیل نزدِ همسرش بازگشت و گفت : آنرا هم بده‌که از دستِ ما رفت و سپس سوزن را گرفت و در غَنائِم انداخت .
عَقیل هنگامِ خِلافَتِ علی (ع) از آن‌حضرت جدا شده و به مُعاویه پیوست . وی در اَواخِرِ عُمْر بینایی خود را از دست داد .
در نواحی حَلَب عِدَّه‌ای می‌زیستند که خود را به ایشان نسبت دادهو بَنی عَقیل نام داشتند .
عَقیل در سال 60 هجری قمری ، همزمان با حکومتِ یزید از دنیا رفت . عِدَّه‌ای وفاتِ او را در زمانِ مُعاویه ذکر کرده‌اند .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- اصول کافی ، ج 2 ، ص 324 ، مُتَرْجَم - تاریخ پیامبر اسلام ، ص 44 -  منتهی‌الآمال ، ج 1 ، ص 43 .
2- عُبَیْد بن اَوس را مُقَرِّن نامیدند زیرا وی چهار اسیر را در جنگ بَدْرْ به یکدیگر بسته بود .
3- ظَفَر را کَعْبْ نیز نام بُرده‌اند .