|     |     |  EN |   AR   

عقبه بن ابی معیط بن ابی عمرو بن امیه

عقبه بن ابی معیط بن ابی عمرو بن امیه

عُقْبَه بن اَبی مُعَیطْ بن اَبی عَمْروِ بن اُمَیه – اَبوالوَ لیدبا آغازِ بعثتِ رسول خدا(ص) ، دو نفر از سرانِ قُرَیشْ به نام‌های عُقْبَه ونَضْر بن حارِث بن کَلَدَه ثَقَفی از مکّه عازِمِ مدینه شدند تا با اِستعانت از یهودیانِ آن شهر ، در موردِ صداقتِ پیامبر  خاتم(ص) تحقیق کنند . یهودیان به آن دو گ ...

  • ۱۵:۴۴ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عُقْبَه بن اَبی مُعَیطْ بن اَبی عَمْروِ بن اُمَیه – اَبوالوَ لید
با آغازِ بعثتِ رسول خدا(ص) ، دو نفر از سرانِ قُرَیشْ به نام‌های عُقْبَه ونَضْر بن حارِث بن کَلَدَه ثَقَفی از مکّه عازِمِ مدینه شدند تا با اِستعانت از یهودیانِ آن شهر ، در موردِ صداقتِ پیامبر  خاتم(ص) تحقیق کنند . یهودیان به آن دو گفتند : از محمّد(ص) در موردِ اصحاب کَهْف ، روح و ذوالقرنین بپرسید !عُقْبَه و نَضْرْ پس‌از بازگشت به مکّه خدمتِ آن‌حضرت رسیده ،سؤالاتِ مذکور را مطرح و پاسخِ لازم دریافت داشتند امّا کماکان به دشمنی ، عِناد و تمسخرِ قرآن و پیامبر  خدا (ص)اِدامَه می‌دادند .
عُقْبَه باتّفاقِ اَبو جَهْلْ ، عاص بن وائِل و نَضْر بن حارِث شدیداً مراقبت می‌کردند که خواروبار به پیامبر  خاتم(ص)و یارانشان در شِعْب اَبوطالب نرسد .
عُقْبَه و اَبو لَهَب از همسایگانِ بسیار بد و آزاردهنده حضرت رسول(ص) بودند . آنان زُبالَه و کثافاتِ شِکَمْبَه گوسفند را جلوی دربِ خانَه ایشانمی‌ریختند .
یک‌بار رسول گرامی اسلام(ص)پس‌از طوافِ کَعْبَه ، به نماز ایستاده و در حالِ سَجْدَه بودند که عُقْبَه بَچَه‌دانِ شتری را بر پشتِ ایشان انداخت . حضرت فاطِمَه سلام الله علیها آن را از پُشتِ پدرِ بزرگوارشان برداشته ودور اَ فْکَنْد .
عُقْبَه روزی پیامبر (ص) را درحالِ طوافِ دیده و به آن‌حضرتناسزا گفت . وی عِلاوَه بر توهین ، عِمَامَه رسول خدا(ص) را به گردنِِ مبارکشان پیچیده و ایشان را از خانَه خدا بیرون کشید . حضرت رسول(ص) عُقْبَه را نفرین کردند .
بعضی از سیرهنویسان ، عُقْبَه را فردی سطحی‌نگر و احساساتی معرّفی ‌کرده و خُصومَت‌های او با آن‌حضرت را نیز معلولِ مُراوَدَه و رفت‌ وآمدِ وی با دوستانی ناشایست و از دشمنانِ سرسختِ حضرت محمّد(ص)همچون اُبَی بن خَلَف بن وَهْبْ جُمَحِیدانسته‌اند .
نقل است که عُقْبَه گاهاً نزدِ رسول خدا(ص) می‌رفت و به سخنانِ آن‌حضرت گوش فرا می‌داد . اُبَی وقتی این ماجرا را شنید اورا تهدید نمود که اگر ارتباطِ خود را با حضرت محمّد(ص) قطع نکند ، دوستی مابینِ خودشان را خاتِمَه‌ خواهد داد . اُبَی حَتّی از عُقْبَه خواست که نسبت به پیامبر خدا(ص) اِسائَه ادب نماید .گفته شده که عُقْبَه برای نشان دادنِ دَرَجَه صداقتِ خود نسبت به اُبَی بن خَلَف ،آبِ دهان به صورتِ مبارکِ رسول گرامی اسلام(ص) انداخت .
بعضی از مفسّرین نزولِ آیات 27 ، 28 و 29 سُورَه فرقان را در رابِطَه با عُقْبَه ‌دانسته‌اند .
27) وَیوْمَ یعَضُّ الظّالِمُ عَلَی یدَیهِ یقُولُ یا لَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً 28) یا وَیلَتَی لَیتَنِی ...
روزی که ستمکار دست به دندان می‌گزَد و می‌گوید ای کاش راه پیامبر خدا(ص) را پیش می‌گرفتم . وای بر من . ای کاش فلان کس ( اُبَی بن خَـلَف) را دوست نمی‌گرفتم . او مرا از قرآن ، پس‌از آنکه به گوش من رسید ،گمراه کرد ...
عُقْبَه جُزْوِ کسانی است که همراه بااَبو جَهْلْ و یارانش ، جهتِ کُشتنِ رسول خدا(ص) در لَیلَه المَبیت ، اطرافِ منزلِ آن‌حضرت را مُحاصَرَه کردهو به نگهبانی و مراقبت مشغول بودند . رجوع به لَیلَه المَبیت
عُقْبَه و نَضْر بن حارِث بن کَلَدَه ثَقَفی ، همراه با لشکریانِ اَبوسُفْیان درنبرد بَدْرْ علیه نیروهای اسلام شرکت و سرانجام به اسارت درآمدند .رزمندگانِ مسلمان هنگامِ انتقالِ اسیرانِ قُرَیش به مدینه ، برابر دستورِ پیامبر (ص) ، عُقْبَه را در عِرْقُ الظُّبْیه و نَضْرْ را در مَحَلّی به نامِ صَفْرا کُشتند . عُقْبَه پیش‌از کُشته‌شدن خِطاب به رسول خدا(ص) فریاد زد : فرزندانم را به چه کسی سپارم ؟ آن‌حضرت فرمودند : به آتش  !

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- طبقات الکبری ، ج1 ، ص187 ، مُتَرْجَم .
2- فروغ ابدیّت ، ج1 ، ص 276 .
3- زندگی پیامبر اسلام ، ص 126.
4- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص2- 221 ، مُتَرْجَم .
5- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج2 ، ص 38 ، مُتَرْجَم .