|     |     |  EN |   AR   

عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب

عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب

عَبْدالمُطَّلِب بن هاشِم بن عَبْد مَناف بن قُصَی بن کِلاب -اَبوالحارِث عَبْدالمُطَّلِب پدربزرگِ پیامبر  خدا(ص) و امام علی(ع) و نامش عامِر است . از آنجا که وی هنگامِ تولّد موهای سفیدی در جلوی سَر داشت او را شَیبَه لقب دادند . عَبْدالمُطَّلِب هنگامی‌که به سِنِّ رُشد رسیده و از کثرت مَحامِد  ...

  • ۱۴:۴۶ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹
عَبْدالمُطَّلِب بن هاشِم بن عَبْد مَناف بن قُصَی بن کِلاب -اَبوالحارِث
عَبْدالمُطَّلِب پدربزرگِ پیامبر  خدا(ص) و امام علی(ع) و نامش عامِر است . از آنجا که وی هنگامِ تولّد موهای سفیدی در جلوی سَر داشت او را شَیبَه لقب دادند . عَبْدالمُطَّلِب هنگامی‌که به سِنِّ رُشد رسیده و از کثرت مَحامِد  برخوردارگشت ، شَیبَه الحَمْد لَقَب گرفت .
نامِ پدرِ وی هاشِم و مادرش سَلْمَی دخترِ عَمْرو بن زَید خَزْرَجی می‌باشد . هاشِم : همسرِ خود سَلْمَی را هنگامِ وضعِ‌حَمْل به یثرب انتقال داده و خود عازِمِ شامگردید . او پس‌از رسیدن به شام بیمار شده و در غَزَّه وَفات یافت . سَلْمَی نزدِ بستگانش در یثرب زایمان کرده و عامِر را به دنیا آوَرْد . عامِر مدّتِ هفت سال در یثرب بود و سپس همراه با عمویش : مُطَّلِب ،به مکّه آمد . مردمِ مکّه به گُمانِ اینکه مُطَّلِب بَرده‌ای از مدینه خریده ،عامِر را عَبْدالمُطَّلِب نامیدند .
عَبْدالمُطَّلِب پس‌از وفاتِ عمویش مُطَّلِب ، مناصِبِ رِفادت و سِقایتو سایرِ امورِ مهمِّ مکّه را در اختیار گرفت و شخصیتِ قابلِ احترام وموردِ وثوقی نزدِ عَرَب گردید .
ایشان فردی باایمان ، موحّد و به دینِ ابراهیم حنیف (ع)رفتار می‌کرد . شیخ صدوق در خِصال به نَقْل از حضرت علی(ع) آورده است که رسول خدا(ص) فرموده‌اند :
ای علی (ع) ! عَبْدالمُطَّلِب در جاهلیت ، پنج سُنّت مقرّر داشت که خداوند آنها را در اسلام نیز تشریح فرمود :
زنِ پدر بر پسر حرام است .
گنجی که پیدا می‌شود ، خُمْسِ آن را باید صَدَقَه داد .
چاهِ زمزم را حَفْر کرد و آنزا سِقایه‌الحاجّ نامید .
دِیه قتلِ مرد را یکصد شتر قرار داد .
طوافِ اطرافِ خانَه کَعْبَه را هفت دور تعیین کرد .
پیامبر  خدا(ص) فرمودند : یا علی (ع) ! عَبْدالمُطَّلِب بااَزلام قُرْعَه‌کشی نکرد ، بُت‌ها را پرستش ننمود ، گوشتِ مردار نخورْد و می‌گفت :من بر دینِ ابراهیم(ع) هستم  !
چاه زَمْزَمْ قبلاً توسّطِ عَمْروِ بن حارِث بن مُضاض جُرْهُمی پُر شده بود که مجدّداً توسّطِ عَبْدالمُطَّلِب و فرزندش حارِث حَفْر گردید .
عَبْدالمُطَّلِب هنگامِ حفرِ چاه نَذْرکرده بود که اگر صاحبِ ده پسر شود ، یکی از آنان را به پیشگاهِ خدای تعالی در کَعْبَه قربانی خواهد نمود .بعد از مدّتی تعدادِ پسرانِ او به یازده تن رسید . نامِ پسرانِ عَبْدالمُطَّلِب عبارتند از : حارِث ، اَبوطالب (عَبْد مَناف یا عِمران ) ، زُبَیرْ ، حَمْزَه ، اَبولَهَبْ (عَبْدالعُزّی یا اَبو عُتْبَه) ، غَیداق (حَجْلْ یا مُغَیرَه) ، مُقَوَّم (عَبْدالکَعْبَه) ، ضِرار ، عبّاس ، قُثَمْ (و یا به روایتی قُشَمْ) و عَبْدالله .
عَبْدالمُطَّلِب شش دختر داشت که اسامی آنان عبارتست از : عاتِکَه (مادرِ زُبَیرْ و عَبْدالله بن اَبی اُمَیه) ، اُمَیمَه (مادرِ اُمُّ المُؤمِنین زَینَب : دخترِ جَحْش اَسَدی)، صَفیه (مادرِ زُبَیر بن عَوّام) ، بَرَّه (مادرِ اَبوسَلَمَه مَخْزُومی) ، بَیضاء ( اُمّ حَکیم) ،اُروَی (همسرِ عُمَیر بن وَهْبْ) .
دربارَه تعدادِ فرزندانِ عَبْدالمُطَّلِب اختلافِ نظر وجود دارد وگاهاًبعضی از اسامی را که داخلِ پرانتز نوشته شده ، نامِ مستقلّی به حساب آورده‌اند .
نَسَبِ هَمَه اَئِمَّه معصومینعلیهم السلام و طالبیان که شامِلِ اولادِ علی(ع)و فرزندانِ دو برادرش عَقیل و جَعْفَر می‌شود به اَبوطالب بن عَبْدالمُطَّلِبخَتْم می‌گردد .
نَسَبِ بَنی عبّاس شامِلِ سی و هفت نفر خُلَفای عبّاسی عِراق بهعبّاس بن عَبْدالمُطَّلِب می‌رسد .
نَسَبِ هفده نفر خُلَفای عبّاسی مصر به سی و پنجمین خَلیفَه عبّاسی در عِراق یعنی الظاهر بِالله می‌رسد ...... .
از آنجا که عَبْدالمُطَّلِب خود را مُلزم به اجرای عَهْد و پیمان می‌دانست ، پس‌از استجابتِ دعایش ، جهتِ اَداءِ نَذْری که داشت ، بینِ پسرانش قُرْعَه‌کشی کرده و سرانجام عَبْدالله برای قُربانی‌شدن در راهِ خداانتخاب گردید .
عَبْدالمُطَّلِب می‌خواست عَبْدالله را به قربانگاه ببرد لکن با مخالفتِ برادرانِ وی و مردم مواجه و از این اقدام مَنْع شد . جهتِ رفعِ مشکل ، راهِ‌حَلّ را ازکاهن و یا غیب‌گویی که در خَیبَر ساکن بود جویا شدند .کاهن پرسید : دِیه یک مرد در آئینِ شما چیست ؟ گفتند : ده شتر .کاهن گفت بینِ عَبْدالله و ده شترقُرْعَه‌کشی کنید ! اگر به نامِ عَبْدالله اصابت نمود ، ده شتر اضافَه نموده ومجدّداًقُرْعَه‌ بیندازید ! تکرارِ این عمل تا رسیدن به هدفِ مطلوب ، راهگشای شما خواهد بود .
سرانجام پس‌از ده بار قُرْعَه زدن و افزودنِ شترها ، نتیجه به نامِ یکصد شتر اصابت کرد . جهتِ حصولِ اطمینان از صحیح بودنِ آخرین تَفَأُّل و رفعِ هرگونه تردید ، قُرْعَه‌‌کشی آخر را سه بار اِعادَه نمودند و همان تعداد شترانِ مرحله دهم ،برای چندمین بار موردِ تأیید واقع شد . عَبْدالمُطَّلِب با قربانی دادنِ یکصد شتر ، نَذْر را اَداء و عَبْدالله نجات یافت . هرچند این داستان برای اثباتِ وفای به عَهْدِ عَبْدالمُطَّلِب می‌باشد لکن عِدَّه‌ای آن را خلافِ واقع اِعلام و بحثِ قربانی‌کردنِ انسان را از ویژگی‌های مشرکین و بُت‌پرستان برشُمُرده و ساحَتِ عَبْدالمُطَّلِب را که موحّد و بر دینِ ابراهیم(ع) بوده ، از این اقدام مُبرّا دانسته‌اند . وَ الله اَعْلَم .
عَبْدالمُطَّلِب پس‌از پایانِ مراسِمِ قربانی ، همراه با عَبْداللهدر منزلِ وَهْبْ بن عَبْد مَناف که بزرگِ قَبیلَه بَنی زُهْره بود حضور یافته و دخترِ او آمِنَه را به عَقْدِ فرزندش درآوَرْد . وی سپس دخترعموی آمِنَهبه نامِ دَلالَه را نیز برای همسری خود برگزید که حَمْزَه(ع)عموی رسول خدا(ص) از دَلالَه متولّد گردید .
خصوصیاتِ بارز و تحسن برانگیزِ عَبْدالمُطَّلِب در جزیره‌العَرَب ، زبانزدِ خاصّ و عامّ بود و حادِثَه حَمْلَه اَبْرَهَه به مکّه جهتِویران‌کردنِ خانَه کَعْبَه که عام‌الفیل نام گرفته و مبدأِ تاریخِ عَرَب‌زبانان تعیین گردید و همچُنین ملاقاتِ عَبْدالمُطَّلِب با اَبْرَهَه در مکانی حَوالی مکّهبه نامِ مُغَمَّس و بازپس‌گیری شترانش از اَبْرَهَه و دعای عَبْدالمُطَّلِبدر خانَه خدا برای مصون‌ماندنِ کَعْبَه از تهاجمِ اصحاب فیل و ...موجِبِ احترامِ هرچه بیشترِ ایشان در بینِ ساکنینِ جزیره العَرَبگردید .
رسول خدا(ص) در عام الفیل متولّد شده و پس‌از فوتِ مادرشان آمِنَه ، تحتِ سرپرستی عَبْدالمُطَّلِب قرار گرفتند . وی در نگهداری و حفاظت از آن‌حضرت ، سعی و کوششِ فراوانی مبذول داشت .
معمولاً روزها در قسمتِ سایه خانَه کَعْبَه ، جهتِ حضورِ عَبْدالمُطَّلِب فرشی‌گسترده می‌شد و فرزندانِ ایشان پیرامونِ مَسْنَدِ پدر جای می‌گرفتند .هنگامی‌که رسول خدا(ص) برای اوّلین مَرْتَبَه در مکانِ مخصوصِ عَبْدالمُطَّلِب و کنارِ او جلوس فرمودند ، پسرانش خواستند آن‌حضرت را کنار بزنند . عَبْدالمُطَّلِب خِطاب به آنان گفت :
دَعُوا اِبنی ، فَوَاللهِ اِنَّ لَهُ شَأناً ، پسرم را رها کنید ! به خدا قَسَم او دارای مقامی ارجمند است .
آن‌حضرت هشت‌ساله بودند که عَبْدالمُطَّلِب در جِوارِ رحمتِ حقّ آرمید و در قبرستانِ حَجونِ مکّه به خاک سِپُرده شد . عَبْدالمُطَّلِب در هنگامِ وفات صد و بیست سال سِنّ داشت .

منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران

1- تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 317 ، مُتَرْجَم .
2- خِصال صدوق ، باب‌الخمسه ، حدیث90-  تاریخ یعقوبی ، ج1، ص363 ، مُتَرْجَم ، سنّت‌های دیگری را نیز ذکرکرده است .
3-  تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 326 و حاشِیَةِ مُتَرْجَم .
4- تاریخ طَبَری ، ج2 ، ص 4 و 5 – تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 327 و  328 ، مُتَرْجَم -  سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص106و 107 ، مُتَرْجَم .
5- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 108 ، مُتَرْجَم .
6- فروغ ابدیّت ، ج1 ، ص 140 ، به استناد تاریخ طَبَری ، ج2 – طبقات الکبری ، ج2 ، ص3 ، مُتَرْجَم ، نامِ مادرِ حَمْزَة را هالَة بنت اُهَیْب بن عَبْدمَناف ذکر کرده است .
7- طبقات اِبن سَعْد ، ج1 ، ص81 ، مُتَرْجَم – تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 329- 328 ، مُتَرْجَم – سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 46 - 44 ، مُتَرْجَم .
8- سیرَةِ نَبَویَّة ، ج1 ، ص 117 ، مُتَرْجَم – تاریخ یعقوبی ، ج2 ، ص365 ، مُتَرْجَم -  در کتاب‌های حیاة‌القُلُوبِ علامةِ مجلسی ، ص55 و اصول کافی ، ج2 ، ص339 ، ذکر شده است که عَبْدالمُطَّلِب گفت : دَعْ اِبْنِی فَأِنَّ الْمَلَکَ قَدْ اَتَاهُ . پسرم را رها ساز و یا از او دست بِدار ! زیرا بزودی سلطنت به ایشان می‌رسد و یا فرشته‌ای بر او نازل می‌شود .