عَبْدالرَّحْمَن بن عَوف بن عَبْد عَوف زُهْری قُرَشِی
عَبْدالرَّحْمَن صَحابی رسول خدا(ص) ، جُزْوِ عَشَرَه مُبَشَّرَه و یکی از شش نفر اصحابِ شورایی است که عُمَر در پایانِ عُمْرِ خویش برای انتخابِ خَلیفَه تعیین کرده بود .رجوع بهعُمَر بن خَطّاب .
وی هشتمین اسلامآورنده و شوهرِ خواهرِ عُثْمان بن عَفّان میباشد .
نامِ او در دورانِ جاهلیت عَبْدالکَعْبَه بود که رسول گرامی اسلام(ص)آن را به عَبْدالرَّحْمَن تغییر دادند .
عَبْدالرَّحْمَن در جنگ بَدْرْ شرکت کرده و پساز آنکه تعدادی زِرِهبه غنیمتگرفت ، بر دوستِ سابق خود اُمَیه بن خَلَفْ و پسرش علی که درسپاهِ قُرَیش علیهِ مسلمانان میجنگیدند ، گذر کرد . اُمَیه در شرایطِ سختی قرار داشته و هر لَحْظَه امکانِ کُشتهشدنش میرفت فلِذا خِطاب به اِبنعَوفگفت : این زِرِهها که ارزشی ندارد ! من و پسرم را به اسارتِ درآور تا هنگامِ تبادلِ اُسَراء ، شترانِ ذیقیمتی نَصیبِ تو گردد !
اِبنعَوف پذیرفته و اُمَیه و پسرش را داوطلبانه دستگیر کرد . در این هنگام بِلال که بارها توسّطِ اُمَیه بر روی شنهایداغِ مکّه شکنجه شده بود آن دو نفر را دید و فریاد برآوَرْد : اُمَیه ! سرمایه کُفْر ! سرمایه کُفْر ! نجات نیابم اگر نجات یابد ! بانگ و فریادِ بِلال موجِب شد که عِدَّهای از نیروهای اسلام هجوم آورده و اُمَیه و پسرش را کُشتند .
عَبْدالرَّحْمَن بن عَوف در جنگ اُحُد شرکت نموده و باوجودیکهبیست و یک زخم بر تن داشت هیچگاه رسول خدا(ص) را تنها نگذاشت .
اِبن عَوف در سوگِ ابراهیم : فرزندِ پیامبر خدا(ص) ، از جاریشدنِ اشکهای آنحضرت ، انتقاد نموده و خِطاب به ایشان اظهار داشت :شما که ما را از این عمل نَهْی میکردید !؟ رسول اکرم (ص) فرمودند :
من گفتم در مرگِ عزیزانتان سخنانِ کُفْرآمیز نگوئید ! ، داد و بیداد نکنید ! فریاد نزنید ! وَاِلَّا گریه نشانی از احساسات و تَرَحُّم است .انسان وقتی دلش بسوزد موردِ رحمتِ الهی قرار میگیرد . من به شما میگویم از شدّتِ اندوه ، لباسهایتان را پارهپاره نکنید ...... . !
عَبْدالرَّحْمَن مردی تاجرپیشه بوده و از این راه ثروت بسیاری اندوخت .وی در غَزْوَه تَبوک شرکت نموده و بخشی از مخارِجِ جنگ را نیز به عُهْدَه گرفت .
اِبن عَوف در یک روز سه بَرده را خریده و آزاد ساخت و در وصیتنامَه خود نوشته بود که پساز مرگش ، هزار اسب و پنجاه هزار دینار در راه خدا اِنفاق کنند .
عَبْدالرَّحْمَن عَوف چهل و چهار سال قبل از هجرت متولّد گردیده وبهسال 32 هـ ق در مدینه وفات یافت .
از او شصت و پنج حدیث در صَحیحَین روایت کردهاند .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1- تاریخ یعقوبی ، ج2 ، ص 50 ، مُتَرْجَم .
2- مغازی واقدی ، ج1، ص 82 و 83.
3- همان ، ص 240.
4- تاریخ یعقوبی ، ج1 ، ص 430 ، مُتَرْجَم .