اُسامَه بن زَید بن حارِثَه ، اُسامَه الحِبّ
اُسامَه و مادرش اُمّ اَیمَن از اَصحابِ باوفای رسول خدا (ص) بودند .
پیامبر خاتم (ص) پساز پایانِ حَجَّه الوَداع ، مدّتِ زیادی در قیدِ حیات نبوده و بتدریج آثارِ ضعف و بیماری وجودِ مبارکشان را فرا گرفت . آنحضرت در این مدّت کوتاه که بیشاز دو ماه طول نکشید ، سپاهی را تحتِ فرماندهی جوانِ بیست سالهای به نامِ اُسامَه بن زَید ،تجهیز کرده و دستور فرمودند برای نبرد با رومیان ، عازِمِ شام گردد . پیامبر خدا (ص) همچُنین مقرّر نمودندکه بزرگانِ مهاجر از جمله اَبوبکر ،عُمَر ، اَبوعُبَیدَه ، سَعْد بن اَبی وَقّاص و دیگران نیز در این لشکرکشیحضور داشته باشند .
اُسامَه لشکر را در بیرونِ مدینه مستقرّ کرد و با فراهم آوردنِ مقدّمات و تمهیداتِ لازم ، منتظر مانْدْ تا نبی مکرّم اسلام (ص) دستورِ حرکتِ لشکر را صادر نمایند .
بنا به دلایلی ، فرماندهی و ریاستِ اُسامَه جوان ، بر گروهی از اصحابکه بسیار مسنّتر از وی بودند گران میآمد و لِذا پیامبر اکرم (ص)علیرغمِ کَسالت ، جهتِ تثبیتِ موقعیتِ وی در سِمَتِفرماندهی لشکر و برای جلوگیری از بهانهجوییها و مانعتراشی بعضی خواصّ ، پرچمِ اُسامَه را با دستانِ مبارکشان بسته و فرمودند :به نام خدا با دشمنان خدا جنگ کن !
اگرچه حضرت محمّد (ص) دستورِ حرکتِ لشکر را با تأکید صادرکرده بودند ، مَعَالوَصف برای عزیمتِ لشکر ، مشکلاتِ متعدّدی ایجاد میشد و بعضی از صَحابی مشهور و بانفوذ ، به طُرُقِگوناگون اشکالتراشیکرده و حرکتِ نیروهای اسلام را به تأخیر میانداختند . آنان با اِدّعای دلواپس بودن از وضعیتِ جسمی رسول الله (ص) ، از حضورِ مداوم در لشکر امتناع ورزیده و به بهانه کسبِ آخرین خبر از سلامتی آنحضرت ، دائماً بینِ مَحَلِّ استقرارِ لشکر و مدینه ، آمد و شد میکردند .
در موردِ اینکه چرا رسول خاتم (ص) بزرگانِ مهاجر را موظّف به حضور در این نبرد فرموده و با اینوجود ، فرماندهی لشکر را به اُسامَه جوان محوَّلکرده بودند ، صاحبنظران ، دیدگاههای گوناگونی مطرح نمودهاند . بعضی از آنانگفتهاند که اولاً پدرِ اُسامَه قبلاً در جنگ با رومیان شهیدگشته و لذا انگیزه اُسامَه برای انتقام گرفتن از قاتلینِ پدرش میتوانست در پیروزی لشکرِ اسلام مؤثّرتر باشد و ثانیاًاُسامَه وفاداری و خلوصِ خود را به پیامبر اسلام (ص) ، طَی سالیانِ متمادی ، در جنگها و سَریهها به اثبات رسانده و آخرینِ آن غَزْوَه حُنَین بود کهاُسامَه رشادتِ بسیاری از خود نشان داده و هیچگاه رسول گرامی اسلام (ص) را تنها نگذاشت . عِدَّهای دیگر از اصحابِ رأی و تدبیر ، سببِ اصلی تأکیدِ پیامبر (ص) برای حضورِ سرانِ مهاجرین در لشکرِ اُسامَه را چُنینگفتهاندکه آنحضرت میخواستند همزمان با رحلتِ خودشان ، به غیر از علی(ع) ، هیچیک از مدَّعیان خِلافت ، در مدینه حضور نداشته باشد تا برای آغازِ خِلافتِ امام الموحِّدین(ع) ، مانع و یا مشکلی بوجود نیاورند .
سرانجام پساز شانزده روز تأخیر در حرکتِ لشکر و رحلتِ حضرتخاتمالنّبیین (ص) ، اُسامَه از فرماندهی لشکرِ عَزْل و خالِد بن وَ لید جایگزینِ ویگردید . اُسامَه در اواخرِ سلطنتِ مُعاویه و مُقارِنِ سال 58 یا 59 هجری وفات کرد .
منبع: سیمای صدر اسلام، علی شهبازی، 1392، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران